🔰فرصتی برای شناخت یکی از خلاقترین هنرمندان روزگار ما؛
کتابهایی برای دیدن جهان از چشم دیوید هاکنی
🔸هاکنی هنرمندی بود که در طول بیش از نیمقرن فعالیت، پیوسته مرزهای رسانههای هنری را گسترش داده و نگاه مخاطبان را نسبت به تصویر، واقعیت و ادراک دگرگون کرد. کتابها و آثار منتشرشده از او نیز همانند نقاشیهایش، بازتاب ذهنی کنجکاو و جستوجوگر بودند که هرگز از طرح پرسشهای تازه درباره هنر و جهان دست نکشید.
🔸او در طول بیش از شش دهه فعالیت حرفهای، پیوسته به آزمودن امکانات تازه در نقاشی، طراحی، چاپ دستی، عکاسی، فتوکلاژ، طراحی صحنه اپرا و در سالهای بعد هنر دیجیتال پرداخت. همین روحیه جستوجوگر باعث شد آثارش نه تنها از نظر زیباییشناختی، بلکه از منظر نظری نیز مورد توجه قرار گیرند. بخش مهمی از دغدغه هاکنی به مسئله «چگونه دیدن» و «چگونه بازنمایی کردن جهان» مربوط میشود؛ پرسشی که در بسیاری از کتابها و آثار او حضوری پررنگ دارد.
🔸کتاب خاطرات چین حاصل سفر دیوید هاکنی و نویسنده و شاعر انگلیسی، استیون اسپندر، به چین در اوایل دهه ۱۹۸۰ است. «خاطرات چین» تنها یک سفرنامه نیست، بلکه سندی هنری و فرهنگی از مواجهه دو روشنفکر غربی با جامعه چین در دورهای مهم از تاریخ این کشور است.
🔸این اثر مکانهای معروف مثل دیوار بزرگ، معبد بودای یشم، چشمانداز جادویی کوئیلین و وقایع غیرمنتظره زندگی روزمره چینی را در بر میگیرد. در این کتاب هر دو آنها در مورد ملاقاتهایشان با شاعران و نقاشان معاصر چینی صحبت میکنند. عکسها، نقاشیها و آبرنگهای هاکنی، مکاشفهای بینظیر از چین است، در حالی که اسپندر با نثری غنی به گفتگو میپردازد.
🔸در بهار 2013 دیوید هاکنی به استودیوی لس آنجلس بازگشت و چند ماه بعد ، مارتین گی فورد در حالی هاکنی را در استودیوی لس آنجلس ملاقات کرد که این هنرمند کاملا بهبود یافته بود و به سختی مشغول کار بر کمدی انسانی اش بود. مجموعه ای از پرتره های تمام قد که در آن نقاشی شده بود. کتاب «یک پیام بزرگتر» فرصتی است برای آشنایی با اندیشه هاکنی و تجربیاتی که طی زندگی هنری اش داشته. این کتاب را شروین شهامیپور ترجمه کرده و توسط نشر نظر در دسترس علاقهمندان به این هنرمند در ایران قرار گرفته است.
ibna.ir/x6HBL
@ibna_official
🔰پشت شیشههای انقلاب؛
هزار ماجرا که پشت شیشهها صف کشیدهاند
🔸راسته انقلاب همیشه پر از کتاب، مجله و انسانهای با حوصله و عجول است که تماشای آنها حال آدم را بهتر میکند.
🔸شیشهها پر از حرف بودند و کتابها زبان آنها بود اما در این میان، دستفروشها، آدمها، شعارها و حتی تضادها، بخشی جدانشدنی از هویت خیابان انقلاب را شکل میدادند که آن را شبیه یک فریاد دستهجمعی میکرد. روبهروی بانک ملت، دستفروشی یک کتاب انجیل جیبی را با جلد سیاه به دیواری تکیه داده بود که رویش نوشته بودند «خدای او زنده است» و درست تنها سه قدم آنطرفتر از کتابفروشی انتشارات «کیهان»، کتابهای کهنه و قدیمی فروخته میشد؛ «انقلاب سفید» و خاطراتی از کارگزاران رژیم گذشته. کاملا مسالمتآمیز و گویی خیابان انقلاب، همچنان جایی بود که روایتهای متضاد تاریخ، بدون آنکه برای حذف به همدیگر دستدرازی کنند، کنار هم ایستاده بودند.
🔸شیشههای خیابان انقلاب در اصل درباره کتاب نبودند؛ آنها با تمام شفافیتشان جامعه را فریاد میکشیدند؛ درباره چیزهایی که مردم میخواهند بخوانند، چیزهایی که نمیتوانند بخرند، چیزهایی که روی زمین فروخته میشوند و چیزهایی که پشت شیشه میدرخشند. و شاید هم به همین دلیل است که در خیابان انقلاب، ویترین فقط یک ویترین شیشهای معمولی نیست؛ چون تبدیل شده به صفحه روزنامهای که هر روز صبح، دوباره چیده میشود ... .
ibna.ir/x6Hzv
@ibna_official
🔰در کتاب جدید چشمه؛
ژوائو خیس به روایت داستانی پوچیهای جهان میپردازد
🔸ژوائو خیس در «نامزد آقای مترجم» بر پوچیهای جهان تمرکز کرده است.
🔸ژوائو، نویسنده این اثر نماینده سبکی ادبی است که در ادبیات معاصر پرتغال سابقه ندارد. اگرچه تحت تاثیر کافکا، سلین و هامسون است، استادانه سبک خاص خودش را دنبال میکند و نویسندهای است که بیش از هرچیزی به گفتن از پوچیهای جهان علاقهمند است. او بهخوبی طنز ادبی را میشناسد، طنز ظریفی که در آن اوضاع طبیعی است و در عین حال ارائه شخصیتها به دور از هرگونه تعارف و تکلف است.
ibna.ir/x6HpJ
@ibna_official
🔰یادداشت حکمتالله ملاصالحی به مناسبت ایام عزاداری حسینی؛
«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»
🔸استاد دانشگاه تهران نوشت: تو پیروزِ همیشه مانا و جاویدانِ آوردگاهی هستی که مقامِ عزت و عزتمندانه و شریف و شرافتمندانه زیستن و مردن و شهادت دادن و به شهادت رسیدن است. مقامِ عزت و شرف و عزیز و شرافتمندانه زیستن و مردن را شکست راه نیست. چنین است پیام سرور شهیدان و آزادگان و امامِ عزت و شرافت و عزتمندانه و شرافتمندانه زیستن، حسین بن علی (ع): «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»!
🔸عزیز بودن و عزتمندانه زیستن و مردن، شریف بودن و شرافتمندانه زندگی کردن، کشش ریشهای و سرچشمهای و وجودیِ هر انسانی است. حقیر و ذلیل شدن و حقیرانه و ذلیلانه زندگی کردن و مردن برای انسانها رنجناک و غمانگیز است و بر این رنج و غم دامن میزند. انسانها دوست ندارند تحقیر و تذلیل و تخفیف داده شوند یا تحقیر و ذلیلشان کنند؛ دوست ندارند تخفیفشان بدهند و عزت و آبرویشان را ارزان بفروشند و به حراج بگذارند.
ibna.ir/x6HBZ
@ibna_official