🔰بررسی و نقد کتاب یعقوب را دوست داشتم؛
داستانی که ناگهان خوانندهاش را شگفتزده میکند
🔸در طول داستان «یعقوب را دوست داشتم»، نویسنده، خوانندگانش را شگفت زده میکند؛ اما شاید بزرگترین شگفتی، تغییر در شخصیت اصلی و در انتهای داستان است؛ جائی که خواننده به همراه سارالوئیز با موقعیتی روبهرو می شود که برداشت او ازتمام رنجهای دوران نوجوانیاش را تحت تأثیر قرار دهد.
🔸شاید تمامی ما فکر کنیم قهرمانها یا انسانهایی که مورد توجه قرار میگیرند باید ویژگیهای خاصی داشته باشند. یک رقصنده، خواننده یا نوازندۀ با استعداد به راحتی میتواند توجه یک جمع را به خود جلب کند و مورد تحسین قرار بگیرد و همین ویژگی انسانها، نوجوانان را که تشنه توجه هستند به همین سمتوسوها ترغیب میکند. به طور حتم که در ارزشمندی این هنرها، هیچ شبه و شکی نیست اما کتاب در لایههای ظریف داستان خود این موضوع را به چالش میکشد که تغییرات بنیادین را قهرمانهایی ایجاد میکنند که گاه نه هنرشان به چشم میآید و نه مورد تحسین قرار میگیرند. قهرمانهایی که در خاموشی، نجاتدهنده هستند و جریان رو به رشد زندگی را برای دیگران هموار میسازند، بدون آنکه هنرشان همچون جذابیت رقص یک بالرین یا صدای دلنواز موسیقیِ یک نوازندۀ پیانو، تحسین عموم را برانگیزد. البته ممکن است در اثر این غفلتها نیز قهرمانهای خاموش، سرگشته و در نهایت تلف شوند؛ خطری که سارا لوئیز را هم تهدید میکرد.
🔸به طور قطع این مهارت نویسنده است که کتاب را به یک پندنامه تبدیل نکند، اما وظیفه دارد با ظرافت به خوانندگان جوانش نقصهای شخصیت خلق کردهاش را گوشزد کند. وگرنه خواننده با یک زندگینامۀ پر از رنج و تبعیض روبهروست که شخصیت اصلی در آن گیر کرده، بالوپر زده، دست از تقلا کردن برداشته و بعد نیز با یکی دو جمله متحول شده و از دام رهایی یافته است. نوجوان به دانستن چگونگی این رهایی نیازمند است و به زعم من، نویسنده در واکاویدن این لحظات کوتاهی کرده است.
ibna.ir/x6HCJ
@ibna_official
🔰به یاد خلبانانی که رفتند اما به وطن بازنگشتند؛
چندمتر تا فاجعه، روایت خلبان ارتش از محاصره در آتش
🔸چون مطمئن بودم عراقیها فردا صبح حتما تلاش میکنند این هواپیمای گران قیمت و تاثیرگذار در جنگ را منهدم کنند، به لشکر ۶۴ ارومیه رفتم و یک گروهبان سرباز با انواعی از آچار و پیچ گوشتی و سایر ابزار گرفتم و آوردم پهلوی هواپیما و دادم و هر آنچه بازنشدنی بود باز کردند.
🔸نام منوچهر خدابنده در میان خلبانان و افسران نیروی هوایی ایران در دهههای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ دیده میشود و او از جمله نظامیانی بود که در دوره توسعه و نوسازی نیروی هوایی ایران خدمت میکردند. نیروی هوایی ایران در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ یکی از مجهزترین نیروهای هوایی منطقه به شمار میرفت و خلبانان آن دوره آموزشهای تخصصی خود را در ایران و کشورهای غربی، بهویژه ایالات متحده، پشت سر میگذاشتند. این نیرو با در اختیار داشتن جنگندههای پیشرفتهای مانند اف–۴ فانتوم، اف–۵ تایگر و بعدها اف–۱۴ تامکت، نقش مهمی در توان دفاعی کشور ایفا میکرد.
🔸در چنین فضایی، خلبانانی مانند منوچهر خدابنده بخشی از بدنه حرفهای و عملیاتی نیروی هوایی بودند که مسئولیت حفظ آمادگی رزمی و انجام مأموریتهای آموزشی و عملیاتی را برعهده داشتند. خلبانان آن نسل علاوه بر مهارتهای پروازی، به دلیل شرایط حساس جنگ سرد و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، آموزشهای فشردهای در حوزه تاکتیکهای هوایی و عملیات رزمی دریافت میکردند. بسیاری از آنان بعدها در جریان تحولات سیاسی و نظامی کشور با شرایط متفاوتی روبهرو شدند و برخی نیز در دوران جنگ ایران و عراق به فعالیت خود ادامه دادند.
ibna.ir/x6HD8
@ibna_official
🔰یادداشت؛
کلید نجات صنعت نشر
✍محمدمهدی محمدی اردهالی نوشت؛ فناوری میتواند در حل برخی از ریشهایترین مشکلات صنعت نشر نقشآفرینی کند؛ از ایجاد شفافیت در تیراژ و فروش کتاب تا کاهش هزینههای تولید، مدیریت حقوق مؤلفان، تحلیل بازار.
🔸بسیاری از فناوران، مسائل و نیازهای واقعی صنعت نشر را بهخوبی نمیشناسند و در مقابل، بسیاری از ناشران و دستاندرکاران نشر نیز از ظرفیتهای فناوری برای حل مشکلات خودآگاهی کافی ندارند. خانه نوآوری میتواند به محلی برای شکلگیری این گفتوگو و همکاری تبدیل شود؛ جایی که مسئلههای واقعی صنعت نشر به زبان فناوری ترجمه شده و برای آنها راهحلهای عملی طراحی شود.
🔸امروز صنعت نشر بیش از هر زمان دیگری به نوآوری نیاز دارد. نوآوریای که نه در شعار، بلکه در حل مسائل واقعی این صنعت متجلی شود؛ از شفافیت در تیراژ و فروش گرفته تا مقابله با جعل، توسعه بازار، کاهش هزینهها و ایجاد ارتباط مؤثر میان همه بازیگران زنجیره نشر. در چنین مسیری، «خانه نوآوری صنعت نشر» میتواند نقشی فراتر از یک مرکز حمایتی ایفا کند و به موتور محرک تحول در یکی از قدیمیترین و اثرگذارترین صنایع فرهنگی کشور تبدیل شود. برای آقایان دکتر حیدری و بابایی و تیم همراهشان آرزوی موفقیت در این مسیر دارم.»
ibna.ir/x6Hy9
@ibna_official
🔰عاشورا؛ از واقعه تاریخی تا سرچشمه آفرینش هنری و آیینی
🔸یکی از مهمترین حوزههایی که عاشورا در آن به نیروی خلاقه تبدیل شده، حوزه آیین است. آیین، شکلی از رفتار جمعی است که معنا را در قالب عمل، حرکت، صدا، پوشش، زمان و مکان متجلی میکند
🔸عاشورا ابتدا یک رخداد تاریخی بود؛ سپس در منظومه اعتقادی شیعه جایگاهی قدسی و اخلاقی یافت؛ و آنگاه از راه سوگواری، روایت، نمادپردازی و بازآفرینی هنری، به قلمرو خلاقیت فردی و جمعی وارد شد. این مسیر، عاشورا را از یک واقعه گذشته به تجربهای زنده و تکرارشونده تبدیل کرد؛ تجربهای که هر سال در محرم و صفر دوباره احضار میشود و هر نسل آن را با زبان و هنر خود بازمیسازد.
🔸در ادبیات فارسی، عاشورا یکی از عمیقترین سرچشمههای مرثیه، حماسه دینی و شعر آیینی بوده است. از مرثیههای کلاسیک تا نوحههای عامیانه و شعر معاصر، شاعران ایرانی بارها کوشیدهاند رنج، عظمت و معنای کربلا را در زبان بازآفرینی کنند. شعر عاشورایی از یک سو با اشک و اندوه پیوند دارد و از سوی دیگر با زبان حماسی. شاعر در برابر عاشورا فقط توصیفگر حادثه نیست؛ او معمولاً میکوشد میان گذشته و حال پلی بزند. به همین دلیل، کربلا در شعر فارسی گاه یک جغرافیای تاریخی است و گاه نماد هر میدان انتخاب اخلاقی.
🔸عاشورا سرمایه فرهنگی تولید کرده است. سرمایه فرهنگی یعنی مجموعهای از نمادها، روایتها، مهارتها، آیینها، هنرها و خاطرههای مشترک که یک جامعه از طریق آن خود را میشناسد و بازتولید میکند. عاشورا برای جهان تشیع، بهویژه ایران، چنین سرمایهای فراهم آورده است: زبان مشترک سوگ، نمادهای مشترک، آیینهای مشترک، هنرهای مشترک و حتی شیوهای مشترک برای فهم اخلاق و تاریخ.
🔸ویژگی ممتاز عاشورا در فرهنگ ایرانی آن است که توانسته به شکلی گسترده، همزمان در هنر نخبهگرا و هنر مردمی، در آیین رسمی و فرهنگ عامه، در آفرینش فردی و جمعی، و در سوگ و حماسه حضور یابد.
ibna.ir/x6HDs
@ibna_official