🔰سروش چیتساز در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
داستان و رفتن به سمت شکستن الگوی تکراری ذهن
🔸سروش چیتساز، نویسنده، گفت: من معتقد نیستم که در تمامی داستانها غافلگیری پایانی یا «توییست» وجود دارد یا حتا اینکه مطلوب است وجود داشته باشد. آنچه بعضی وقتها با غافلگیری اشتباه گرفته میشود، نامنتظر بودن پایان داستان نیست. داستانی که همه چیزش عادیست و فقط یک پایان غافلگیرکننده دارد معمولا در همان خوانش اول پروندهاش بسته میشود و دستش رو میشود. ترجیح من این است که این غافلگیری در تمام روایت وجود داشته باشد نه تنها در پایان.
🔸داستان و اسباببازی هر دو در وجه سرگرمکنندگی و بازیگوشی با هم اشتراک دارند اما برخی از بازیها واقعا ممکن است خطرناک باشند. اینکه قصههای روایت شده در این داستانها حاوی مضامین تیره یا مهیب است و به قول شما تضادی جدی میان درونمایه داستانی و نام و لحن کتاب، به چشم میآید، یکی از اهداف انتخاب این اسم بوده. انسان معمولا در مواجهه با تناقض و تضاد و امری که آشنا نیست، متوقف میشود و به فکر فرو میرود. در واقع نویسنده امیدوار است همین حساسیت در مخاطب عمل کند و اگر پاسخی را به سرعت دریافت نکرد، بیتفاوت گذر نکند.
🔸نویسندگی نوعی رویابینیاست. روایت است که دست نویسنده را میگیرد و او را در جهان داستان پیش میبرد. نمیخواهم زیاد رمانتیکش کنم و این شبهه را به وجود بیاورم که نوشتن یک فراینده خارج از اراده و ناخوداگاه است. قطعا ارادهی نویسنده و هستیشناسی و ذائقه و آگاهی اوست که به داستان ساختار میدهد اما آنچه برای خود من لذتبخش است، کشفهاییست که در این سفر خواهم داشت.
🔸️ ادبیات میتواند لایههای پنهان ذهن و روان را در فشردگی واژگان و گاه با یک بازی زبانی ساده و در یک ارتباط بسیار خصوصی میان متن و مخاطب بیان کند، کاری که سینما با تکنیکهای دیگری باید یا شاید به آن برسد و سینما نیز متقابلا توان ساخت یک جهان عظیم تخیلی را با چند سکانس کوتاه و با ابزار تصویر دارد که متن نوشتاری برای خلقش مجبور به قلمفرسایی طولانیست. یک پاسخ خیلی کوتاه هم میتوانم بدهم که از منظر دیگری است اما شاید یک جمعبندی سریع باشد.
ibna.ir/x6J8N
@ibna_official
🔰معیارهای پیشبینی دقیق در بازار کتاب/ ۲
ناشر آشنا با مخاطب برنده بازار کتاب است
🔸مدیر نشر هوپا، معتقد است؛ ناشران باید به جای اتکا به پیشبینیهای قطعی، با سناریوهای مختلف و تصمیمگیری دادهمحور، ریسک سرمایهگذاری خود را کاهش دهند؛ مولفهای که پیشبینی فروش را دقیق میکند
🔸بحرانهایی مانند کرونا، جنگ یا دورههای نااطمینانی اجتماعی نشان داده است که الگوی خرید مخاطب میتواند به سرعت تغییر کند و ناشر باید بتواند خود را با این تغییرات تطبیق دهد.
🔸️ در بازار امروز، برندسازی ناشر و اعتماد مخاطب نیز یکی از عوامل تعیینکننده است، بسیاری از خانوادهها فقط یک عنوان کتاب خریداری نمیکنند، بلکه بر اساس سابقه و اعتبار یک ناشر، نویسنده یا مجموعه تصمیم میگیرند. استمرار کیفیت، ارتباط مستمر با مخاطب، حضور حرفهای در فضای دیجیتال و ایجاد اعتماد در طول سالها، سرمایه اصلی یک ناشر محسوب میشود.
🔸عامل مهم دیگر، قدرت برند و شبکه توزیع ناشر است؛ دو کتاب با کیفیت مشابه ممکن است فروش کاملاً متفاوتی داشته باشند، زیرا یکی از آنها از برند قویتر، ارتباط بهتر با کتابفروشیها، ویترین مناسبتر و شبکه توزیع گستردهتری برخوردار است. در واقع پیشبینی فروش فقط پیشبینی جذابیت کتاب نیست، بلکه پیشبینی توانایی رساندن آن کتاب به مخاطب نیز هست.
ibna.ir/x6J4J
@ibna_official
🔰فرصتی که از دست سینمای ایران رفت؛
شکست «چشمهایش»، ناکامی بزرگ یک اقتباس ادبی
🔸شکست «چشمهایش» از دست رفتن فرصتی است که میتوانست یکی از مهمترین رمانهای معاصر فارسی را بار دیگر به مرکز توجه مخاطبان بازگرداند و نشان دهد ادبیات معاصر ایران همچنان ظرفیت خلق آثار بزرگ سینمایی را دارد.
🔸فرمانآرا سالها برای اقتباس از این رمان تلاش کرده بود. او که کارنامهاش با اقتباسهایی چون «شازده احتجاب» و «سایههای بلند باد» گره خورده، بار دیگر سراغ ادبیات رفت. حوزهای که مهمترین موفقیتهای هنریاش در آن رقم خورده است. همین سابقه، انتظارها از «چشمهایش» را چند برابر میکرد.
🔸حتی گفته میشد «چشمهایش» یکی از گزینههای حضور در جشنواره فیلم فجر خواهد بود و بعدها نیز صحبت از تولید یک مینیسریال بر اساس همین پروژه به میان آمد. با این حال، هیچیک از این وعدهها عملی نشد.
🔸بسیاری «چشمهایش» را آغازگر نوعی رمان سیاسی-روانشناختی در ادبیات معاصر ایران میدانند. این اثر طی هفت دهه گذشته بارها تجدید چاپ شده، به زبانهای مختلف ترجمه شده و همچنان در فهرست مهمترین رمانهای فارسی قرن چهاردهم جای دارد.
🔸«چشمهایش» نمادی است از فرصتی که میشد آن را حفظ کرد. فرصتی برای پیوند دوباره ادبیات و سینمای ایران، برای جان بخشیدن به یکی از بزرگترین رمانهای فارسی روی پرده نقرهای و برای ثبت واپسین اثر یکی از مهمترین فیلمسازان نسل خود.
ibna.ir/x6Jdb
@ibna_official
🔰«تاریخ فرهنگی جدید» در گفتوگو با محمدامیر احمدزاده؛
بازیابی صداهای خاموش
تاریخ باید انعکاس صدای پای فرودستان اجتماعی نیز باشد
🔸محمدامیر احمدزاده گفت: تاریخ فرهنگی، رویکردی میانرشتهای است که درصدد برجسته کردن نقشِ «فرهنگ» در تحلیلِ«واقعیتهای تاریخی» است و تحلیلِ فرهنگی بر اساس شناخت بسترهای فرهنگی وقوع حوادث را مبنایِ کشف معنا و بازنمایی معرفت قرار میدهد و اجازه میدهد تا مُورخ، اسناد رسمی را «برخلافِ جهت»، بازخوانی نماید تا بدین ترتیب، صداهای خاموش را بازیابی کند.
🔸تاریخ فرهنگی باعث دگرگونی در تلقی ما از منابع مورد استفاده در پژوهش نیز شده است؛ به این معنا که، منبع و متن در تاریخ فرهنگی صرفا شامل متون نگاشته شده نیست بلکه فراتر از این، شامل هر گونه چیزی است که ما را به معنا رهنمون میکند.
🔸یکی از مهمترین تفاوتهای تاریخ فرهنگی با سایر گونههای موضوعی تاریخ از جمله تاریخ اجتماعی و اقتصادی در این است که اگر تاریخ اجتماعی به دنبال ساختارها و دادههای کمّی است، تاریخ فرهنگی به معناها، نمادها و بازنماییها و تجربه زیسته مردم تمرکز میکند.
🔸از آنجا که تاریخ فرهنگی جدید به معنای اصیل آن، برآمده از مطالعات میانرشتهای در اروپا و ترکیبی از انسانشناسی فرهنگی، تاریخ و جامعهشناسی بوده و این «رشته- دانشها» در ایران با تاخیر فراوان تولد یافتهاند لذا این رویکرد از دو دهه پیش مورد توجه اهل جامعهشناسی قرار گرفته و مورخان کمتر مباحث و قلمرو تاریخ فرهنگی جدید را مدنظر قرار داده و به آن کمتر توجه داشتهاند.
🔸هانت یکی از اصلیترین پیشگامان تاریخ فرهنگی جدید است و این اثر او، مانیفست تاریخ فرهنگی به شمار میرود. حوزه تخصص هانت همانا انقلاب فرانسه است اما او همچنین به دلیل کارش در تاریخ فرهنگی اروپا در مورد موضوعاتی مانند جنسیت شناخته شده است. او تاریخ فرانسه و تاریخ اروپا و تاریخنگاری را تدریس میکند و تخصصهای او عبارتند از انقلاب فرانسه، تاریخ جنسیت، تاریخ فرهنگی و تاریخنگاری.
ibna.ir/x6J6N
@ibna_official
🔰مجید بجنوردی در شرح ویژگیهای سیدعبدالله انوار؛
در عین فروتنی، دریای دانش بود
🔸️بهگفته بجنوردی: «خودِ انوار هر زمان از من میپرسید کجا و چه رشتهای درس خواندهای بهشوخی میگفتم دانشگاه من خیابان آجودانیه، روبهروی پارک شطرنج، منزل عبدالله انوار است!»
🔸شیوهی گردآوری این خاطرات نکتهی جالبی دارد. به این معنا که اصلاً قرار نبود من کتاب منسجمی درباره خاطرات انوار تنظیم کنم. در ابتدا برای بهره بردن از دانشِ تهرانشناسی استاد به منزل او میرفتم. یکی دو جلسه که پهلوی او رفتم خاطراتی تعریف کرد که بسیار جالب توجه بود و تصمیم گرفتم آنها را ضبط کنم. آن خاطرات ضبط شدهی ابتدایی همه موضوعی بودند. به این معنی که یک سوژهی خاص را دستمایه مصاحبه قرار میدادم؛ برای مثال، خاطرات استاد درباره حزب توده، عضویت و دلزدگی ایشان از این حزب، خاطرات نهضت ملی شدن نفت، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، جلسات انواریه و ... بعضی از این گفتوگوها را در زمانِ حیاتِ استاد در روزنامهها و مجلات بهصورت مناسبتی منتشر میکردم. بعد از گذشت چند سال، این گفتوگوهای موضوعی و مناسبتی، در کنار هم مجموعهی معناداری را تشکیل دادند و تصمیم گرفتم آنها را در قالب کتاب منتشر کنم
🔸یکی از مهمترین سالهای زندگی انوار، زمانی است که او سلسله جلساتی در منزل و باغ شخصیاش برگزار میکرد و افراد شاخصی مثل امیرحسین آریانپور، محمدباقر هوشیار، فردید و... در آن شرکت میکردند. در گفتوگوهایی که با انوار داشتم به نظرم رسید که این موضوع میتواند در مصاحبه با یکی دیگر از شرکتکنندگان این جلسات، پروردهتر بشود.
ibna.ir/x6Jcj
@ibna_official
🔰در سومین قسمت پادکست ایبنا پلاس بشنوید؛
از سرنوشت عجیب یک نویسنده تا زندگینامهی بازیگران و صدای شجریان
🔸در قسمت سوم ایبنا پلاس، از اکبر عبدی و ضرورت زندگینامهنویسی برای بازیگران ایرانی میگوییم، سراغ سرگذشت عجیب علی میردریکوندی و مقدمههای نجف دریابندری میرویم، دربارهی کتاب کیوان یداللهی دربارهی محمدرضا شجریان گفتوگو میکنیم و بخشی از این گفتوگو را میشنویم؛ در کنار معرفی کتاب «گور زندگان» و چند فیلم.
ibna.ir/x6Jd4
@ibna_official
🔰ادبیات فقط کنار هم گذاشتن واژهها نیست!
هوش مصنوعی و پایانِ اطمینان؛ وقتی زبان دیگر اثر انگشت ندارد
🔸امروز دیگر پرسش این نیست که «آیا هوش مصنوعی میتواند مانند انسان بنویسد؟» بلکه پرسش دشوارتر این است که آیا هنوز میتوان با اطمینان گفت این متن را انسان نوشته است؟
🔸شاید عجیبترین دستاورد هوش مصنوعی همین باشد؛ نه سرعت نوشتن، نه تولید میلیونها کلمه، بلکه تولید سوءظن. عصری آغاز شده که در آن، نویسنده باید پیش از آنکه درباره کیفیت اثرش توضیح دهد، از انسانی بودن خودش دفاع کند.
🔸طنز ماجرا اینجاست که بسیاری از نشانههایی که کاربران برای شناسایی متنهای هوش مصنوعی به آنها استناد میکنند، قرنها پیش در آثار نویسندگان بزرگ وجود داشته است. اگر استفاده از خط تیره، تکرارهای آهنگین یا جملههای سهبخشی نشانه ماشین باشد، باید چارلز دیکنز و حتی ژولیوس سزار را نیز متهم کرد. زبان، پیش از آنکه هوش مصنوعی متولد شود، همینگونه نفس میکشید.
ibna.ir/x6HS2
@ibna_official
🔰فروش بیش از ۱۹ میلیون نسخه کتاب از سال ۲۰۲۰؛
جولیا دونالدسون پرفروشترین نویسنده دهه بریتانیا شد
🔸جولیا دونالدسون، نویسنده مشهور کتابهای کودک از جمله گروفالو، مرد چوبی و اتاقی روی جارو، با فروش ۱۹.۳ میلیون نسخه کتاب از ابتدای دهه ۲۰۲۰ تاکنون، عنوان پرفروشترین نویسنده بریتانیا در این دهه را از نظر تعداد نسخههای فروختهشده و ارزش فروش به دست آورد.
🔸️دونالدسون بیش از همه به دلیل همکاری با تصویرگر آلمانی، اکسل شفلر، شناخته میشود. آثار مشترک این دو، از جمله کتابهای محبوب گروفالو، مرد چوبی و اتاقی روی جارو، سهم عمدهای در موفقیت او داشتهاند. حتی اگر تنها فروش کتابهای مشترک دونالدسون و شفلر محاسبه شود، باز هم مجموع فروش آنها از آثار ریچارد عثمان بیشتر است.
ibna.ir/x6Jbc
@ibna_official
🔰مروری بر فصل پانزدهم کتاب «قاسم»؛
روایتی پرآشوب از افغانستان از نگاه یک ژنرال
🔸این یادداشت روایت شهید قاسم سلیمانی از تحولات افغانستان در دهه هفتاد هجری شمسی را مرور میکند.
🔸️از شخصیتهای کلیدی ایرانی که در چند دهه اخیر، از نزدیک شاهد و در بسیاری موارد، عاملی مؤثر در تحولات افغانستان بود، سردار شهید قاسم سلیمانی است. او که از یازدهم دَلو/بهمن ۱۳۷۶ به عنوان نخستین فرمانده نیروی قدس سپاه منصوب شد، روایتش از افغانستان، نه یک گزارش خشک تاریخی، که «تجربه زیستهی» یک فرمانده در دل پیچیدهترین مناسبات منطقهای است. از کمک به مجاهدین در برابر طالبان تا عملیات توپخانهای در پنجشیر، از دیدارهای با رهبران جهادی تا خطرهای مرگبار سفرهای هوایی، همه و همه در کتابی که منتشر شده، به قلم مرتضی سرهنگی گرد آمده است: «قاسم»؛ زندگینامهای که با زاویه دید اول شخص (گویندهای که تمام کتاب را از زبان خود حاجقاسم روایت میکند) با تکیه بر اسناد دست اول و مصاحبههای بیواسطه، از اعتباری ویژه برخوردار است. این کتاب را انتشارات خط مقدم، ۱۴۰۴ در ۵۱۲ صفحه، به عبارتی عصاره و حاصل چندین سال تحقیق و مصاحبه است که به قول سرهنگی در مقدمهاش: «در این کتاب، راوی را اول شخص انتخاب کردیم. دلیلمان این بود که تا مقطع انقلاب را خودش در کتابش نوشته بود. در بسیاری از سخنرانیها و مصاحبهها هم خودش از اتفاقهای جنگ و بعد از آن روایت مستقیم داشت. گفتیم هر جا کمبودی دیدیم، از روایتهای دست اول آدمهای نزدیکش میآوردیم و در پانوشت به منبع آن اشاره میکنیم».
🔸️یکی از تلخترین بخشهای این روایت، حادثه شهادت دیپلماتهای ایرانی در کنسولگری مزارشریف است. بنا به روایت نقلشده منسوب به سردار سلیمانی در فصل پانزدهم این کتاب، سردار سلیمانی در آن زمان در دره پنجشیر بوده و با وجود تلاش برای نجات آنها، نتوانسته کاری انجام دهد: «روز هفدهم مرداد ١٣٧٧ که طالبان مزارشریف را گرفت، در دره پنجشیر کنار احمدشاه مسعود بودم. اخبار را پیگیری میکردم. دل توی دلم نبود. خبر رسید کنسولگریمان در آن شهر دارد سقوط میکند. میخواستم هلیکوپتری از احمدشاه مسعود بگیرم و خودم بروم مزارشریف و بچههایمان را نجات دهم؛ اما هلیکوپتری نبود. دره پنجشیر هم در محاصره بود. راه زمینی نداشت. احتمال میدادم طالبان هجوم بیاورند و همینجا را هم بگیرند؛ اما نمیتوانستم بیتفاوت بنشینم. مثل اسفند روی آتش بالا و پایین میپریدم. تلاشم بیفایده بود. به من خبر دادند نیروهای "سپاه صحابه" همه دیپلماتهایمان را آنجا شهید کردهاند.» (ص ۲۴۶) اما نکته قابل تأمل در این روایت، نسبت دادن این جنایت به «سپاه صحابه» است؛ گروهی که بنا توضیح گردآورندگان کتاب در پاورقی این صفحه «یک گروه تروریستی پاکستانی مرتبط با سرویس اطلاعات عملیات پاکستان که مأموریت اصلیشان کشتار شیعیان» معرفی و توصیف میشود.
ibna.ir/x6J7G
@ibna_official
🔰چهرههایی که اصفهان را نوشتند- ۸
جلالالدین همایی؛ مردی که حافظه فرهنگی اصفهان را نوشت
🔸️در هشتمین شماره پرونده چهرههایی که اصفهان را نوشتند، یک اصفهانپژوه، با بررسی ابعاد کمتر دیدهشده شخصیت علمی جلالالدین همایی، از پژوهشگری سخن میگوید که تنها تاریخ اصفهان را ثبت نکرد، بلکه شیوهای برای شناخت یک شهر تاریخی ارائه داد.
🔸️امروز شاید کمتر بتوان شخصیتی را یافت که چنین جامعیتی داشته باشد. همایی تنها یک استاد ادبیات نبود؛ او در فقه، اصول، فلسفه، منطق، تاریخ، رجال، عرفان، نجوم، ریاضیات قدیم و علوم ادبی صاحب مطالعه عمیق بود. این جامعیت البته محصول یک اتفاق نبود، بلکه حاصل سالها تلاش، ممارست و یک شیوه زندگی علمی متفاوت بود.
🔸یکی از مهمترین وجوه شخصیت علمی استاد همایی همین است که آثار او را نمیتوان در قالبهای محدود دستهبندی کرد. اگر بخواهیم تاریخ اصفهان یا دیگر آثار رجالی وی را صرفاً یک کتاب رجال بدانیم، بخش بزرگی از ارزش واقعی آن را نادیده گرفتهایم. این آثار در واقع نوعی دانشنامه فرهنگی هستند؛ زیرا در کنار معرفی رجال، اطلاعات بسیار گستردهای درباره محلات اصفهان، خاندانهای علمی، جریانهای فکری، مدارس، تکایا، بقاع، علوم رایج، آداب اجتماعی و حتی تحول نامهای جغرافیایی شهر در اختیار پژوهشگر قرار میدهند.
🔸️یکی از پایههای اصلی کار علمی همایی، ارتباط عمیق او با نسخههای خطی بود. او از نسلی از پژوهشگران بود که نسخه خطی را صرفاً یک متن قدیمی نمیدانستند، بلکه آن را یک سند تاریخی میدیدند.
🔸️همایی در مواجهه با نسخهها بسیار دقیق و وسواسمند بود. حاشیههایی که بر نسخهها مینوشت، نشان میدهد که او تنها به خواندن متن اکتفا نمیکرد، بلکه به مقایسه نسخهها، بررسی اختلاف روایتها و یافتن ارتباط میان منابع مختلف میپرداخت.
ibna.ir/x6Jd5
@ibna_official
🔰از جرمی برت افسانهای تا کامبربچ مدرن؛
۱۰ قاب ماندگار از شرلوک هلمز در تلویزیون
🔸بیش از یک قرن است که کارآگاه باهوش و عجیب خیابان بیکر با کلاهشکاری و پیپ معروفش، ذهن هنرمندان را به خود مشغول کرده است. از بازآفرینیهای وفادارانه کلاسیک تا نسخههای مدرن امروزی، بازیگران متعددی تلاش کردهاند تا روح تازهای به کالبد شرلوک هلمز، این مخلوق بیهمتای سر آرتور کانن دویل بدمند؛ کارآگاهی که قاب تلویزیون او را به خانههای میلیونها بیننده در سراسر جهان برد.
🔸بدون شک جرمی برت شاخصترین و وفادارترین شرلوک هلمز تاریخ است. او در طول یک دهه بازی، با حرکات عصبی و سریع، خندههای ناگهانی و تغییرات خلقی دراماتیک، دقیقاً همان کارآگاهی را به تصویر کشید که کانن دویل روی کاغذ خلق کرده بود. بازی او به متر و معیاری بدل شد که تمام بازیگران بعدی، حتی کامبربچ، با آن سنجیده میشوند.
ibna.ir/x6HSP
@ibna_official
🔰نگاهی به «آدم برفی» شاهکار تصویری ریموند بریگز؛
قصهای که بدون یک جمله جاودانه شد
🔸چطور ممکن است کتابی که تقریباً هیچ جملهای ندارد، نزدیک به نیم قرن بعد هنوز خوانده شود، اقتباسهای تازه از آن ساخته شود و نسلهای مختلف با آن ارتباط برقرار کنند؟ «آدمبرفی» اثر ریموند بریگز، پاسخی ساده اما شگفتانگیز به این پرسش است، کتابی که نشان داد گاهی تصویر، قصه را بهتر از کلمات روایت میکند.
🔸اگر کتاب را ورق بزنید، متوجه میشوید تقریباً هیچ جملهای وجود ندارد. کودک آدمبرفی را میسازد، شب با او بازی میکند، هر دو به سفری خیالی میروند و صبح، با تودهای برف آبشده روبهرو میشود. همه این اتفاقها فقط با تصویر روایت میشوند. این تصمیم، اتفاقی نبود. بریگز سالها تصویرگر بود و خوب میدانست بعضی احساسات را نمیتوان با جمله توضیح داد. شادی کودک هنگام جان گرفتن آدمبرفی، هیجان پرواز بر فراز شهر، سکوت شب زمستان یا اندوه صبح روز بعد، چیزهایی نیستند که الزاماً به کلمات احتیاج داشته باشند. در واقع، او به خواننده اعتماد کرد. اعتماد کرد که کودک بتواند از روی حالت چهرهها، حرکت شخصیتها، فاصله قابها و تغییر رنگها، خودش داستان را کامل کند.
🔸️بزرگترین ویژگی «آدمبرفی» این است که هر کودک، آن را کمی متفاوت از دیگری میخواند. یکی هنگام پرواز، آزادی را میبیند. دیگری دوستی را. کودکی دیگر، صبح آخر کتاب را نخستین تجربه مواجهه با مفهوم از دست دادن میداند. همه این برداشتها درستاند، چون نویسنده هیچکدام را با جملهای قطعی نکرده است. بریگز، به جای اینکه احساسات را توضیح دهد، آنها را نشان میدهد و ادامه مسیر را به ذهن خواننده میسپارد.
ibna.ir/x6Jdr
@ibna_official