🔰مروری بر فصل پانزدهم کتاب «قاسم»؛
روایتی پرآشوب از افغانستان از نگاه یک ژنرال
🔸این یادداشت روایت شهید قاسم سلیمانی از تحولات افغانستان در دهه هفتاد هجری شمسی را مرور میکند.
🔸️از شخصیتهای کلیدی ایرانی که در چند دهه اخیر، از نزدیک شاهد و در بسیاری موارد، عاملی مؤثر در تحولات افغانستان بود، سردار شهید قاسم سلیمانی است. او که از یازدهم دَلو/بهمن ۱۳۷۶ به عنوان نخستین فرمانده نیروی قدس سپاه منصوب شد، روایتش از افغانستان، نه یک گزارش خشک تاریخی، که «تجربه زیستهی» یک فرمانده در دل پیچیدهترین مناسبات منطقهای است. از کمک به مجاهدین در برابر طالبان تا عملیات توپخانهای در پنجشیر، از دیدارهای با رهبران جهادی تا خطرهای مرگبار سفرهای هوایی، همه و همه در کتابی که منتشر شده، به قلم مرتضی سرهنگی گرد آمده است: «قاسم»؛ زندگینامهای که با زاویه دید اول شخص (گویندهای که تمام کتاب را از زبان خود حاجقاسم روایت میکند) با تکیه بر اسناد دست اول و مصاحبههای بیواسطه، از اعتباری ویژه برخوردار است. این کتاب را انتشارات خط مقدم، ۱۴۰۴ در ۵۱۲ صفحه، به عبارتی عصاره و حاصل چندین سال تحقیق و مصاحبه است که به قول سرهنگی در مقدمهاش: «در این کتاب، راوی را اول شخص انتخاب کردیم. دلیلمان این بود که تا مقطع انقلاب را خودش در کتابش نوشته بود. در بسیاری از سخنرانیها و مصاحبهها هم خودش از اتفاقهای جنگ و بعد از آن روایت مستقیم داشت. گفتیم هر جا کمبودی دیدیم، از روایتهای دست اول آدمهای نزدیکش میآوردیم و در پانوشت به منبع آن اشاره میکنیم».
🔸️یکی از تلخترین بخشهای این روایت، حادثه شهادت دیپلماتهای ایرانی در کنسولگری مزارشریف است. بنا به روایت نقلشده منسوب به سردار سلیمانی در فصل پانزدهم این کتاب، سردار سلیمانی در آن زمان در دره پنجشیر بوده و با وجود تلاش برای نجات آنها، نتوانسته کاری انجام دهد: «روز هفدهم مرداد ١٣٧٧ که طالبان مزارشریف را گرفت، در دره پنجشیر کنار احمدشاه مسعود بودم. اخبار را پیگیری میکردم. دل توی دلم نبود. خبر رسید کنسولگریمان در آن شهر دارد سقوط میکند. میخواستم هلیکوپتری از احمدشاه مسعود بگیرم و خودم بروم مزارشریف و بچههایمان را نجات دهم؛ اما هلیکوپتری نبود. دره پنجشیر هم در محاصره بود. راه زمینی نداشت. احتمال میدادم طالبان هجوم بیاورند و همینجا را هم بگیرند؛ اما نمیتوانستم بیتفاوت بنشینم. مثل اسفند روی آتش بالا و پایین میپریدم. تلاشم بیفایده بود. به من خبر دادند نیروهای "سپاه صحابه" همه دیپلماتهایمان را آنجا شهید کردهاند.» (ص ۲۴۶) اما نکته قابل تأمل در این روایت، نسبت دادن این جنایت به «سپاه صحابه» است؛ گروهی که بنا توضیح گردآورندگان کتاب در پاورقی این صفحه «یک گروه تروریستی پاکستانی مرتبط با سرویس اطلاعات عملیات پاکستان که مأموریت اصلیشان کشتار شیعیان» معرفی و توصیف میشود.
ibna.ir/x6J7G
@ibna_official
🔰چهرههایی که اصفهان را نوشتند- ۸
جلالالدین همایی؛ مردی که حافظه فرهنگی اصفهان را نوشت
🔸️در هشتمین شماره پرونده چهرههایی که اصفهان را نوشتند، یک اصفهانپژوه، با بررسی ابعاد کمتر دیدهشده شخصیت علمی جلالالدین همایی، از پژوهشگری سخن میگوید که تنها تاریخ اصفهان را ثبت نکرد، بلکه شیوهای برای شناخت یک شهر تاریخی ارائه داد.
🔸️امروز شاید کمتر بتوان شخصیتی را یافت که چنین جامعیتی داشته باشد. همایی تنها یک استاد ادبیات نبود؛ او در فقه، اصول، فلسفه، منطق، تاریخ، رجال، عرفان، نجوم، ریاضیات قدیم و علوم ادبی صاحب مطالعه عمیق بود. این جامعیت البته محصول یک اتفاق نبود، بلکه حاصل سالها تلاش، ممارست و یک شیوه زندگی علمی متفاوت بود.
🔸یکی از مهمترین وجوه شخصیت علمی استاد همایی همین است که آثار او را نمیتوان در قالبهای محدود دستهبندی کرد. اگر بخواهیم تاریخ اصفهان یا دیگر آثار رجالی وی را صرفاً یک کتاب رجال بدانیم، بخش بزرگی از ارزش واقعی آن را نادیده گرفتهایم. این آثار در واقع نوعی دانشنامه فرهنگی هستند؛ زیرا در کنار معرفی رجال، اطلاعات بسیار گستردهای درباره محلات اصفهان، خاندانهای علمی، جریانهای فکری، مدارس، تکایا، بقاع، علوم رایج، آداب اجتماعی و حتی تحول نامهای جغرافیایی شهر در اختیار پژوهشگر قرار میدهند.
🔸️یکی از پایههای اصلی کار علمی همایی، ارتباط عمیق او با نسخههای خطی بود. او از نسلی از پژوهشگران بود که نسخه خطی را صرفاً یک متن قدیمی نمیدانستند، بلکه آن را یک سند تاریخی میدیدند.
🔸️همایی در مواجهه با نسخهها بسیار دقیق و وسواسمند بود. حاشیههایی که بر نسخهها مینوشت، نشان میدهد که او تنها به خواندن متن اکتفا نمیکرد، بلکه به مقایسه نسخهها، بررسی اختلاف روایتها و یافتن ارتباط میان منابع مختلف میپرداخت.
ibna.ir/x6Jd5
@ibna_official
🔰از جرمی برت افسانهای تا کامبربچ مدرن؛
۱۰ قاب ماندگار از شرلوک هلمز در تلویزیون
🔸بیش از یک قرن است که کارآگاه باهوش و عجیب خیابان بیکر با کلاهشکاری و پیپ معروفش، ذهن هنرمندان را به خود مشغول کرده است. از بازآفرینیهای وفادارانه کلاسیک تا نسخههای مدرن امروزی، بازیگران متعددی تلاش کردهاند تا روح تازهای به کالبد شرلوک هلمز، این مخلوق بیهمتای سر آرتور کانن دویل بدمند؛ کارآگاهی که قاب تلویزیون او را به خانههای میلیونها بیننده در سراسر جهان برد.
🔸بدون شک جرمی برت شاخصترین و وفادارترین شرلوک هلمز تاریخ است. او در طول یک دهه بازی، با حرکات عصبی و سریع، خندههای ناگهانی و تغییرات خلقی دراماتیک، دقیقاً همان کارآگاهی را به تصویر کشید که کانن دویل روی کاغذ خلق کرده بود. بازی او به متر و معیاری بدل شد که تمام بازیگران بعدی، حتی کامبربچ، با آن سنجیده میشوند.
ibna.ir/x6HSP
@ibna_official
🔰نگاهی به «آدم برفی» شاهکار تصویری ریموند بریگز؛
قصهای که بدون یک جمله جاودانه شد
🔸چطور ممکن است کتابی که تقریباً هیچ جملهای ندارد، نزدیک به نیم قرن بعد هنوز خوانده شود، اقتباسهای تازه از آن ساخته شود و نسلهای مختلف با آن ارتباط برقرار کنند؟ «آدمبرفی» اثر ریموند بریگز، پاسخی ساده اما شگفتانگیز به این پرسش است، کتابی که نشان داد گاهی تصویر، قصه را بهتر از کلمات روایت میکند.
🔸اگر کتاب را ورق بزنید، متوجه میشوید تقریباً هیچ جملهای وجود ندارد. کودک آدمبرفی را میسازد، شب با او بازی میکند، هر دو به سفری خیالی میروند و صبح، با تودهای برف آبشده روبهرو میشود. همه این اتفاقها فقط با تصویر روایت میشوند. این تصمیم، اتفاقی نبود. بریگز سالها تصویرگر بود و خوب میدانست بعضی احساسات را نمیتوان با جمله توضیح داد. شادی کودک هنگام جان گرفتن آدمبرفی، هیجان پرواز بر فراز شهر، سکوت شب زمستان یا اندوه صبح روز بعد، چیزهایی نیستند که الزاماً به کلمات احتیاج داشته باشند. در واقع، او به خواننده اعتماد کرد. اعتماد کرد که کودک بتواند از روی حالت چهرهها، حرکت شخصیتها، فاصله قابها و تغییر رنگها، خودش داستان را کامل کند.
🔸️بزرگترین ویژگی «آدمبرفی» این است که هر کودک، آن را کمی متفاوت از دیگری میخواند. یکی هنگام پرواز، آزادی را میبیند. دیگری دوستی را. کودکی دیگر، صبح آخر کتاب را نخستین تجربه مواجهه با مفهوم از دست دادن میداند. همه این برداشتها درستاند، چون نویسنده هیچکدام را با جملهای قطعی نکرده است. بریگز، به جای اینکه احساسات را توضیح دهد، آنها را نشان میدهد و ادامه مسیر را به ذهن خواننده میسپارد.
ibna.ir/x6Jdr
@ibna_official
🔰درگذشت یک پژوهشگر و چهره فرهنگی؛
روان فرهادی، مولاناشناس نامدار افغانستانی از دنیا رفت
🔸عبدالغفور روان فرهادی، نویسنده، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، مولاناشناس و دیپلمات پیشین افغانستان شامگاه یکشنبه، پنجم مرداد سال ۱۴۰۵ هجری خورشیدی، در ۹۶سالگی در شهر سانفرانسیسکو ایالات متحده امریکا چشم از جهان فرو بست.
🔸روان فرهادی آثار مهمی در حوزه عرفان و زبانشناسی ترجمه و تألیف کرد که از جمله آنها میتوان به ترجمه«قوس زندگیِ حلاج» اثر لویی ماسینیون، پژوهش گسترده درباره خواجه عبدالله انصاری، بررسیِ احوال عاشقان در شعر عارفان، مطالعه زبان تاجیکی ماوراءالنهر، تحقیق درباره تاریخ تلفظ و صرف زبان پشتو و تدوین مجموعه «مقالات محمود طرزی» اشاره کرد.
ibna.ir/x6Jdy
@ibna_official
🔰روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی پایتخت - ۳۴
پدر، پسر، کتاب
نیمقرن با کتابفروشی فرید
🔸چاردیواری «کتابفروشی فرید» برای دومین کلیدار، یادآور قدکشیدن و مشق کردن درس کتاب فروشی در محضر بنیانگذار است. لحظههای بیبازگشت اما ماندگار شده در جان آقای کتابفروش.
🔸جهان کتابفروشی آقای صدیقی، از چارچوب باریک شیشهای در، و ویترین متحرک کنارش، که هرروز به پیشگاه عابران میرسد، روی دو مسیر ریلی آهنی، طلوع میکند.
🔸کتابفروشی، با پیشخوان شیشهای به دو نیمِ تقریبا مساوی، تقسیم شده؛ این سو از آن مشتری، سوی دیگر جایگاه آقای کتابفروش و دورتا دور این سرزمین، ویترینهای دردار یا قفسهها، ایستادهاند. گرفتاریهای زمانهُ قیمتهای سر به طاق خورده کتاب، رنگ از رخ کتابفروشیهای شهر گرفته... یکی از هزاران، کتابفروشی فرید که وصف حال قفسههایش از کتابهای نو، حکایت غریبی است.
🔸در منطق دنیای آجر و طلا، صغری کبری چیدن درباره ارزش کار فرهنگی، میشود دیوانهبازی! گوش آقای کتابفروشی «فرید» از این حرفها پُر است.
ibna.ir/x6JcZ
@ibna_official
🔰محرم به روایت آیین و ادبیات/ قزوین؛
رد پای تاریخ در عزاداریهای قزوین؛ از نوحه دستگاهی تا چهارپایهخوانی
🔸 بررسی پیشینه عزاداریهای محرم و صفر در قزوین، قدمت آیینها از سده چهارم هجری را نشان میدهد، عزاداریهایی که در طول تاریخ تغییراتی داشتهاند اما آنچه در همه آنها مشترک است، عشق و دلدادگی به اباعبدالله الحسین(ع) است.
🔸️حداقل از دوره قاجار مستندات و روایتهای متعددی چه در اسناد و متون تاریخی و چه در تاریخ شفاهی درباره مناسک و سبک و شیوه عزاداریهای حسینی در قزوین در دست است. مهمترین این سبکها و شیوهها را میشود در حرکت دستجات سینهزنی و زنجیرزنی همراه با برافراشتن بیرقهای عزا و حمل علامتهای فلزی (علامتکشی) و طبقهای چراغ (طبقکشی) در سطح شهر به ویژه از شب هشتم محرم تا شب یازدهم مشاهد کرد و یا سبک اصیل و خاص قزوینیها در نوحهخوانی و نوحهسرایی که به «نوحه دستگاه یا دستگاهی» معروف است. همچنین اجرای فراگیر نمایشهای آیینی شبیهخوانی (تعزیه) در قزوین، آن هم به گونهای که در دهه اول محرم، صبحها در مدرسه مولاوردیخان؛ ظهرها در تکیه حسننایب و شبها در تکیه محمدخان بیک به اجرا درمیآمد.
🔸تغییرات سبک زندگی و به صحنه آمدن نسلهای جدید با گرایشها و باورهای مختلف هم باعث شده که در حرکت دستههای عزاداری در دهه اول محرم در خیابانها، سینهزنی و زنجیرزنی چندانی مشاهده نشود و انواع آلات موسیقی غربی به ویژه طبلهایی در سایزهای مختلف، جایگزین آلات موسیقی سنتی در دستههای عزاداری شدهاند و نه فقط نوع موسیقی که فرم و سبک عزاداری نیز در نتیجه آنچه اشاره کردم، دچار تغییرات محسوسی شده است. یا بعد از شیوع ویروس کرونا، روضههای خانگی زنانه بهطور محسوسی کاهش یافت، همچنانکه با تغییر سبک زندگی، شاهد گسترش و تنوع نذورات و غذاهای نذری هستیم.
ibna.ir/x6HJ4
@ibna_official
🔰محمدحسین پاپلی یزدی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
ایران، اتحادیهای بر بنیاد صلح و عشق است
🔸محمدحسین پاپلی یزدی، پژوهشگر و نویسنده، گفت: ما ملتی صلحجو هستیم. اگر صلح نمیکردیم، این کشور تکهتکه بود و هر منطقه به وسعتی کمتر از بلژیک یا لوکزامبورگ جدا میشد. درست است که شمشیر هم در تاریخ ما بوده، اما شمشیر نمیتوانست یک اتحادیه درست کند. ایران یک اتحادیه است که بر مبناً صلح، دوستی و مسالمت مستقر شده است.
🔸️تکثر حقیقتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. ۳۰۰۰ سال است که در این مملکت اقوام، زبانها و ادیان مختلف بودهاند و با هم زندگی کردهاند. نمیگویم هیچ اختلافی نبود، اما این اختلافات هیچگاه به حدی نرسید که باعث جدایی شود. چه وجه اشتراکی بین یک بلوچ و یک آذربایجانی هست؟ نه مذهبشان یکی است، نه قیافه، نه خوراک، نه لباس و نه زبانشان. اما جغرافیای ایران به توافقی رسید که ما ایرانی هستیم و باید یک ملت را تشکیل دهیم. این ویژگی در دنیا کم است؛ شاید فقط ایران و هند باشند که چنین تنوعی دارند و با هم متحدند. اروپا هزار سال تلاش کرد با زور شمشیر متحد شود و جنگهای بسیاری دید.
🔸️ایران یک اتحادیه است که بر مبنای صلح، دوستی و مسالمت مستقر شده است. اگر تصور کنند بنیان این کشور بر اساس شمشیر آغا محمدخان، نادرشاه، شاه عباس و زور دیگر پادشاهان بوده و بخواهند به همان راه بروند، اشتباه میکنند. آنها حتی وقتی کشوری را فتح میکردند، با مردم سازگاربودند و نمیگفتند که بختیاریها یاقشقاییها باید نابود شوندیاشبیه ما شوند. بنابراین اساس و بنیان این کشور بر مبنای صلح است.
ibna.ir/x6J9m
@ibna_official
🔰جمیله سنجری در گفتوگو با ایبنا:
غمِ پیروز را به امید و مسئولیت برای کودکان تبدیل کردیم
🔸جمیله سنجری گفت: به قول بانو توران میرهادی، مادر ادبیات کودک ایران: «غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنید.» همه دلمان سوخت که پیروز علیرغم مراقبتهای شبانهروزی مُرد؛ اما میدانیم که مرگ پایان زندگی او نیست. میشود مثل پیروز در یادها ماند و زندگی کرد؛ «پیروزی» که در داستان به همه کمک میکند. شیطنت میکند؛ طناز است و باری از روی دوش دیگران برمیدارد و خودش حس بهتری دارد. اینطوری امید جای غم را میگیرد.
🔸️شخصیت و نام و زندگی پیروز دوستداشتنی مردم را نسبت به محیط زیست و حیوانات نادر ایران حساستر کرد. اغلب، پیجویِ زندگی و زنده ماندن او بودند. بچهیوزپلنگی که مردم را از کوچک و بزرگ به هم پیوند داد. ما هم فکر کردیم فقط دلسوزی کافی نیست، بهتر است کاری انجام دهیم؛ هر کس با توجه به مهارت و تجربه و توانایی خود. یوزی در حال انقراض است و هیچیک دوست نداریم حیات این حیوان کمیاب به پایان برسد. اما دربارهٔ پیروز، یک راه زنده نگه داشتن او بهرهمندی از هنر است؛ با نقاشی، انیمیشن، فیلم و... میشود یاد و خاطراتش، هرچند تخیلی را زنده نگه داشت.
🔸️اگر پیروز الآن زنده بود میگفت: «میرم توتستان، توت شیرین میخورم، یک عالمه دوست پیدا میکنم و زود برمیگردم.» همینقدر شاد و همینقدر امیدوار!
ibna.ir/x6Jf5
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «جاسوس و خائن» نوشته بن مکینتایر؛
نفسگیرترین پرونده جاسوسی جنگ سرد
خدمتگزار وفادار اتحاد جماهیر شوروی و جاسوس بریتانیا
🔸کتاب «جاسوس و خائن؛ بزرگترین داستان جاسوسی جنگ سرد» با تکیه بر اسناد و منابع دست اول نه تنها سرگذشت یک جاسوس بلکه تصویری روشن از جنگ پنهان اطلاعاتی میان شوروی، بریتانیا و آمریکا ارائه میدهد؛ جنگی که در پشت صحنه سیاست جهانی جریان داشت و نشان میدهد چگونه تصمیمهای یک فرد میتواند بر مسیر تاریخ اثر بگذارد.
🔸️نویسنده با اتکا به اسناد طبقهبندیشده و گفتوگو با مأموران سابق اطلاعاتی، از جمله خود گوردیفسکی، نشان میدهد که چگونه پیچیدگیهای روانشناختی، گریزهای نبوغآمیز و خیانتهای درونی، به شکلگیری یکی از مهیجترین و در عین حال واقعیترین روایتهای جاسوسی قرن بیستم انجامیده است.
🔸️این کتاب با تکیه بر اسناد و منابع دست اول نه تنها سرگذشت یک جاسوس بلکه تصویری روشن از جنگ پنهان اطلاعاتی میان شوروی، بریتانیا و آمریکا ارائه میدهد؛ جنگی که در پشت صحنه سیاست جهانی جریان داشت و نشان میدهد چگونه تصمیمهای یک فرد میتواند بر مسیر تاریخ اثر بگذارد.
🔸️«جاسوس و خائن» فقط برای علاقهمندان به تاریخ یا سیاست نوشته نشده است و داستانی بر پایه اتفاقات واقعی و روایتهای پرتعلیق است. این کتاب با تکیه براسنادومنابع دستاول، نهتنها سرگذشت یک جاسوس، بلکه تصویری روشن ازجنگ پنهان اطلاعاتی میان شوروی و بریتانیا ارائه میدهد؛ جنگی که در پشتصحنه سیاست جهانی جریان داشت ونشان میدهدچگونه تصمیمهای یک فرد میتواند بر مسیر تاریخ اثر بگذارد.
ibna.ir/x6JdL
@ibna_official
🔰فرهاد قربانزادهربطی درباره «دیرینهشناسی عقل علمی میشل فوکو»؛
فیلسوف آزادی انتقادی
فوکو ضدعلم نیست
🔸بهباور مترجم: «فوکو از ما نمیخواهد بدون هنجار زندگی کنیم؛ بلکه از ما میخواهد هیچ هنجاری را پیش از آنکه تاریخ، مناسبات قدرت و شرایط امکان شکلگیری آن را بشناسیم، طبیعی، ازلی و غیرقابل تغییر نپنداریم. این همان روح نقدی است که فوکو آن را میراث اصیل پروژه روشنگری کانت میداند؛ نقدی که نه به نفی عقل، بلکه به عقلانیسازی عقلانیت میانجامد و افقهای تازهای برای اندیشیدن و زیستن میگشاید.»
🔸️سوءبرداشتهای متعددی در مورد میشل فوکو وجود دارد و یکی از رایجترین آنها این است که او را منتقد عقل یا حتی عقلستیز معرفی میکنند. این برداشت بیش از آنکه حاصل خواندن آثار فوکو باشد، نتیجه قرار دادن او در دوگانهای است که خود او بارها آن را رد کرده است؛ یعنی دوگانه عقلگرایی و عقلستیزی. واقعیت این است که فوکو هرگز علیه عقل سخن نمیگوید؛ بلکه علیه تصور متافیزیکی از عقل سخن میگوید؛ تصوری که عقل را جوهری واحد، ثابت، جهانشمول و فراتاریخی میداند. از نگاه فوکو، چیزی بهنام عقل، علیالاطلاق، وجود ندارد؛ آنچه وجود دارد، عقلانیتهای تاریخی است. مقصود از عقلانیت، مجموعه قواعد، رویهها، نهادها و شیوههایی است که در یک دوره تاریخی تعیین میکنند چه چیزی معقول، چه چیزی نامعقول، چه چیزی علمی، چه چیزی انحراف و چه چیزی حقیقت تلقی شود. برای مثال، عقلانیتی که در پزشکی قرن هجدهم حاکم بود، با عقلانیت پزشکی امروز یکسان نیست. آنچه در قرون وسطی جنون تلقی میشد، با تعریفی که روانپزشکی مدرن از بیماری روانی ارائه میدهد، تفاوت اساسی دارد. همینطور عقلانیت حقوقی، عقلانیت اداری، عقلانیت اقتصادی یا عقلانیت امنیتی، هر یک منطق خاص خود را دارند.
🔸️از نگاه فوکو، یکی از مهمترین پیامدهای پروژه انتقادی کانت، آشکار شدن کرانمندی انسان بود. البته این نکته را باید با دقت فهمید. فوکو نمیگوید کانت مستقیماً علوم انسانی را بنیان گذاشت، بلکه معتقد است نقد کانتی شرایطی را فراهم کرد که در آن، انسان خود به موضوع شناخت تبدیل شد. در عصر کلاسیک، آنگونه که فوکو در واژهها و چیزها توضیح میدهد، انسان بیش از آنکه موضوع شناخت باشد، ناظر و طبقهبندیکننده جهان بود. طبیعت، گیاهان، حیوانات و اشیا موضوع علم بودند، اما خود انسان هنوز در مرکز این شبکه قرار نگرفته بود.
🔸یکی از بنیادیترین نوآوریهای فکری میشل فوکو این است که بدن را از یک واقعیت صرفاً زیستی به یک مسئله تاریخی، معرفتی و سیاسی تبدیل میکند. پیش از فوکو، طنین مسلط علوم تجربی ما را بر آن میداشت که معمولاً بدن را موضوعی طبیعی تلقی کنیم؛ گویی پزشکی، روانپزشکی یا روانشناسی صرفاً واقعیتی را که از پیش وجود داشته، کشف کردهاند. اما فوکو این پیشفرض را به چالش میکشد و میپرسد: چگونه اساساً بدن به ابژه شناخت علمی تبدیل شد؟ چه شرایط تاریخی و چه صورتهای خاصی از عقلانیت، امکان چنین شناختی را فراهم کردند؟
ibna.ir/x6JdF
@ibna_official
🔰فلسفه بیداری در بستر خواب؛
چرا آلبر کامو از خستگی و خواب مینویسد؟
🔸خواب در جهان داستانی آلبر کامو نه پناهگاهی برای فرار از واقعیت، که آستانه مواجهه عریان با پوچی است؛ جایی که انسان درست در اوج خستگی و تنهایی، با حقیقت تلخ اما رهاییبخش هستی بیدار میشود.
🔸برای سرک کشیدن به دنیای کامو، باید بدانیم او ذهنی کاملاً منظومهای داشت. کامو آثارش را در چرخههای سهگانه خلق میکرد و هر موضوع را همزمان در سه قالبِ رمان، مقاله فلسفی و نمایشنامه میکاوید. نخستین چرخه او حول محور «پوچی» چرخید که حاصلش رمان بیگانه (The Stranger)، مقاله اسطوره سیزیف (The Myth of Sisyphus) و نمایشنامههای کالیگولا (Caligula) و سوءتفاهم (The Misunderstanding) بود. در چرخه دوم، او به سراغ مفهوم «طغیان» رفت و رمان طاعون (The Plague)، مقاله انسان عصیانگر (The Rebel) و نمایشنامههای عادلها (The Just Assassins) و حکومت نظامی (State of Siege) را آفرید. بنا بود چرخه سوم به «عشق» اختصاص یابد، اما نقد تند کامو به مارکسیسم در کتاب انسان عصیانگر، خشم شدید روشنفکران چپ را برافروخت. این انزوای تلخ، برنامههای چرخهای او را به هم زد تا در نهایت مجموعه داستان تبعید و سلطنت (Exile and the Kingdom) و رمان سقوط (The Fall) متولد شوند.
🔸کامو که به شدت تحت تاثیر فلسفه نیچه و ایده «افشای رازهای بزرگ زندگی توسط شیطان در تنهاترین شبها» بود، از خواب به عنوان استعارهای دوگانه بهره میبرد. از یک سو، افرادی که در ظاهر بیدارند اما بیتفاوت زندگی میکنند، خوابگردهایی نیهیلیست هستند؛ و از سوی دیگر، بیخوابی، خستگی مفرط و لحظه «بیدار شدن»، تنها معبری است که انسان را از خوابزدگی بیرون میکشد و با حقیقت پوچی و رنج مواجه میکند.
ibna.ir/x6J9H
@ibna_official