🔰گفتوگو با استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) به مناسبت روز سهروردی؛
آشکار شدن حقیقت و تعالی مخاطب
🔸رسانه امروز بیش از پیام به معنا نیاز دارد
مهمترین ویژگی بلاغت اشراقی این است که سخن را از سطح ابزار به سطح وجود ارتقا میدهد. در این نگاه، سخن فقط چیزی نیست که از دهان گوینده خارج شود و به گوش مخاطب برسد؛ بلکه رویدادی است که میتواند در ساحت اندیشه، احساس و وجود انسان اتفاق بیفتد.
🔸در اندیشه اشراقی، معرفت با مفهوم نور پیوند دارد. نور صرفاً یک استعاره ادبی نیست، بلکه بیانگر نحوهای از حضور و آشکار شدن حقیقت است.
🔸در این چارچوب، سخن اصیل سخنی است که بتواند انسان را از تاریکی جهل، غفلت یا بیگانگی با حقیقت به سوی روشنایی هدایت کند. بنابراین بلاغت اشراقی یک امر صرفاً زبانی نیست، بلکه فرآیندی معرفتی است که زبان در خدمت آن قرار میگیرد.
🔸️یکی از تفاوتهای مهم بلاغت اشراقی با برخی گونههای ارتباطی، همین جنبه اخلاقی آن است.
🔸️اگر هدف صرفاً پیروزی، اقناع یا کسب قدرت باشد، زبان میتواند به ابزار فریب تبدیل شود. اما وقتی هدف آشکار شدن حقیقت و تعالی مخاطب باشد، سخن نیازمند صداقت، مسئولیت و تعهد اخلاقی است. در این نگاه، سخن گفتن فقط یک مهارت نیست؛ یک مسئولیت انسانی است
ibna.ir/x6JfL
@ibna_official
🔰«بامداد خمار» چه تصویری از انسان ارائه میکند؟
اخلاقِ انتخاب در جهان «بامداد خمار»
🔸محمدرضا امینی در یادداشتی با بررسی ابعاد مختلف سریال «بامداد خمار» پرداخت.
🔸اقتباس، انتقال مکانیکی داستان از رسانهای به رسانۀ دیگر نیست. رمان از امکاناتی برخوردار است که تصویر از آنها بیبهره یا در برابرشان محدود است؛ صدای ذهن، توصیف، مکث، زاویۀ دید و حضور مستقیم راوی. در مقابل، سریال باید بسیاری از این عناصر را به کنش، بدن، میزانسن، صدا، نور و گفتوگو تبدیل کند. از این رو، وفاداری به رمان را نمیتوان با تعداد صحنههای حفظشده یا میزان شباهت دیالوگها سنجید. اقتباس موفق، وفاداری به روح مسئله است، نه الزاماً شکل ظاهری روایت.
🔸یکی از برجستهترین ویژگیهای «بامداد خمار» طراحی زبانی شخصیتهاست. تفاوتهای زبانی محبوبه، کشور، دایهجان و پدر محبوبه چشمگیر است. محبوبه با زبانی آراسته و شاعرانه سخن میگوید؛ کشور از کنایه و طعنه برای اعمال نفوذ استفاده میکند؛ دایهجان با زبان عامیانه و ضربالمثلهای شفاهی به جهانِ زندگی روزمره نزدیک است؛ بصیرالملک، پدر محبوبه نیز از اشعار کلاسیک برای حفظ وقار و بیان عاطفه بهره میگیرد.
🔸️مهمترین آزمون اخلاقی سریال در نحوۀ قضاوت دربارۀ محبوبه است. اگر او را فقط دختر نازپروردهای بدانیم که بهسبب نادانی عاشق شده است، بخش مهمی از مسئله را از دست دادهایم. اگر هم او را کاملاً بیگناه و قربانی مطلق بدانیم، عاملیت اخلاقیاش را انکار کردهایم.
🔸️و اگر بخواهم با زبان فلسفۀ اخلاق سخن بگویم، «بامداد خمار» پرسشی دربارۀ خود عشق نیست، پرسشی دربارۀ شرایط امکان انتخاب عادلانه است. انسان را نمیتوان فقط به نتیجۀ تصمیمش فروکاست. باید دید چه دانشی در اختیار داشته، چه ترسی بر او حاکم بوده است، چه بدیلهایی پیشِرویش قرار داشته و چه ساختاری تصمیم او را از پیش محدود کرده است.
ibna.ir/x6JfX
@ibna_official
🔰نگاهی به «غیرقابل ردیابی» اثر سرگئی لبدُف؛
درخشان بودن در مهندسی روایت
🔸رمان «غیرقابل ردیابی» حتی اگر در جغرافیا و تاریخ مشخصی ریشه داشته باشد، قابلیت تعمیم پیدا میکند: به هر جا که در آن کنترل، نظارت، و مهندسی روایت جای حقیقت را بگیرد.
🔸رمانی که از یکسو میتوان آن را داستان ورود یک جوان به شبکهای از قدرت و مراقبت دانست و از سوی دیگر، روایتی درباره محوشدنِ ردپاها: ردپای اسناد، ردپای حقیقت، و درنهایت ردپای خودِ انسان. عنوانی که در فارسی برای کتاب انتخاب شده، نقطه ثقل معنا را روشن میکند: «غیرقابل ردیابی» فقط صفتِ یک فرد یا یک عملیات نیست، بلکه وضعیتِ یک جامعه است وقتی سازوکارهای امنیتی و اداری چنان قوی میشوند که قادرند نهتنها آدمها را کنترل کنند، بلکه امکان فهمیدن و پیگیریکردن را هم از میان بردارند. در چنین جهانی، ناپدیدشدن الزاماً یک رخدادِ ناگهانی نیست؛ ممکن است روندی آهسته باشد که با یک پروندهسازی شروع میشود، با یک حذف کوچک ادامه مییابد، و سرانجام به حذفِ کامل حافظه میرسد.
🔸️از منظر اهمیت و جایگاه، این رمان در امتداد دغدغهای قرار میگیرد که لبدف را برای خوانندگان جدی جذاب کرده است: پیونددادن تاریخ سیاسی با سرنوشت فردی و نشاندادن اینکه گذشته چگونه در لباسهای تازه ادامه پیدا میکند. منتقدانی که درباره آثار او نوشتهاند معمولاً بر همین ویژگی دست میگذارند که لبدف به خواننده اجازه نمیدهد با محکومکردنِ یک دوره تاریخی خیالِ خود را راحت کند؛ زیرا مسئله را به سطح سازوکار میبرد، نه صرفاً به سطح واقعه. در نتیجه رمان او، حتی اگر در جغرافیا و تاریخ مشخصی ریشه داشته باشد، قابلیت تعمیم پیدا میکند: به هر جا که در آن کنترل، نظارت، و مهندسی روایت جای حقیقت را بگیرد
ibna.ir/x6HVv
@ibna_official
🔰با ترجمه یاسمن عنابستانی؛
رمان تحسینشده «نامهنگار» نوشته ویرجینیا منتشر شد
🔸نشر نون، رمان تحسینشده «نامهنگار» اثر ویرجینیا اوانز، برنده جایزه معتبر زنان برای داستان ۲۰۲۶ را منتشر کرد.
🔸️«نامهنگار» داستان سیبل ون آنتورپ، زنی هفتاد و سه ساله و بازنشسته حقوق را از خلال نامهها و ایمیلهایش روایت میکند؛ سیبل که زندگی خود را وقف مکاتبه با دوستان، خانواده، نویسندگان محبوب و حتی غریبهها کرده، شخصیتی تیزبین، خودآگاه و در عین حال شکننده دارد و رفتهرفته از خلال نامههایش، لایههای پنهان زندگیاش آشکار میشود؛ از فقدان تلخ یک فرزند تا دلتنگیهای حلنشده با دخترش؛ این اثر که در قالب رمان نامهنگارانه نوشته شده، در عصری که پیامهای کوتاه و پست الکترونیکهای فوری جایگزین مکاتبات طولانی شدهاند، هنر ازیادرفته نوشتن نامه را گرامی میدارد و از همین رو، با روحیه مخاطبان امروزی که به دنبال ارتباطی عمیقتر و معناگراتر هستند، همنشین شده است.
🔸️«نامهنگار» با نگاهی تازه به زندگی زنان و تأکید بر ارزش دوستیهای زنانه، اثری ماندگار در ادبیات معاصر خلق کرده است.
ibna.ir/x6Jdt
@ibna_official
🔰پویش ملی «نقد نقل قصهها» برگزار میشود
🔸دبیرخانه توسعه و ترویج قصهگویی ایران با هدف
گسترش فرهنگ نقد، تقویت نگاه تحلیلی به هنر قصهگویی و ارتقای کیفیت آثار این حوزه، پویش ملی «نقد نقل قصهها» را برگزار میکند.
🔸️در این پویش، شرکتکنندگان باید حداکثر دو اثر از میان آثار بیستوششمین جشنواره بینالمللی قصهگویی را در دو بخش «نقد متن قصه» و «نقد اجرای قصهگویی» بررسی و نقد کنند. انتخاب آثار از تمامی بخشهای جشنواره شامل اجرای صحنهای، پادکست و بخش ۹۰ ثانیهای امکانپذیر است.
🔸بر اساس این فراخوان، هر شرکتکننده میتواند دو اثر را نقد کند، اما تنها یکی از نقدهای او در بخش رقابتی بررسی خواهد شد. همچنین نقدها باید بهصورت مستقل، با رعایت اصول اخلاقی و بدون تأثیرپذیری از آرای داوران جشنواره نوشته شوند.
ibna.ir/x6Jgd
@ibna_official
🔰نگاهی به «ده روز با داعش»؛
همه چیز از یک پرچم سیاه شروع نمیشود
🔸ارزش کتاب، فقط در این نیست که نویسندهاش به قلمروی داعش رفته است. خیلیها درباره جنگ نوشتهاند. خیلیها از مناطق بحرانزده گزارش دادهاند. چیزی که «ده روز با داعش» را متفاوت میکند، نزدیک شدن به جزئیات است.
🔸️«ده روز با داعش» نوشته روزنامهنگاری است که سالها درباره جنگهای خاورمیانه تحقیق کرده و برخلاف بسیاری از خبرنگاران، تصمیم گرفت برای فهمیدن داعش فقط از دور نگاه نکند. او در سال ۲۰۱۴ همراه پسرش فردریک و یک فیلمبردار وارد مناطق تحت کنترل داعش شد؛ سفری که از نگاه بسیاری، یک ریسک بزرگ و حتی غیرممکن بود. تودنهوفر پیش از این سفر، سالها با سیاست و جنگ درگیر بود. او نماینده سابق پارلمان آلمان و عضو حزب دموکرات مسیحی بود، اما به مرور به منتقد سیاستهای جنگی غرب تبدیل شد. همین سابقه باعث شده بود نگاهش به داعش، فقط نگاه یک خبرنگار دنبالکننده حادثه نباشد؛ او میخواست بفهمد پشت این تشکیلات چه میگذرد، چه کسانی جذب آن میشوند و چگونه یک گروه کوچک توانسته بود بخشهایی از عراق و سوریه را تحت کنترل خود بگیرد.
🔸«ده روز با داعش» از آن کتابهایی نیست که بعد از تمام شدن، فقط اطلاعاتی درباره یک گروه تروریستی به شما بدهد. این کتاب بیشتر یک سوال بزرگ در ذهن باقی میگذارد: «انسان چگونه به جایی میرسد که خشونت را نه فقط انجام میدهد، بلکه آن را وظیفه خودش میداند؟»
🔸و شاید مهمترین اتفاق کتاب همین باشد که داعش را از حالت یک واژهی دور خارج میکند. وقتی خبر جنگ را میشنویم، معمولا با چند عدد مواجهیم؛ تعداد کشتهها، تعداد آوارگان، تعداد حملهها. اما این کتاب یادآوری میکند پشت هر عدد، آدمهایی زندگی کردهاند. آدمهایی که خانه داشتهاند، خاطره داشتهاند، ترسیدهاند و گاهی دیگر فرصت برگشتن نداشتهاند.
ibna.ir/x6JbB
@ibna_official
🔰«موکب کتاب اربعین» در مرز باشماق؛
پیوند فرهنگ عاشورا با ترویج کتابخوانی در مسیر زائران حسینی
🔸 مدیرکل کتابخانههای عمومی استان کردستان از برپایی «موکب کتاب اربعین» در مرز بینالمللی باشماق همزمان با ایام اربعین حسینی خبر داد و گفت: این موکب با هدف بهرهگیری از ظرفیت عظیم فرهنگی و معنوی راهپیمایی اربعین، برای زائران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) برپا شده است.
🔸در این موکب تلاش شده است تا برنامههایی متناسب با گروههای مختلف سنی طراحی شود. معرفی و عرضه کتابهای مرتبط با فرهنگ عاشورا، نهضت حسینی و اربعین، برگزاری نشستهای کتابخوان، قصهگویی برای کودکان، اجرای مسابقات فرهنگی، فعالیتهای ویژه کودکان و نوجوانان، توزیع بستههای فرهنگی و ارائه خدمات کتابخانهای، بخشی از برنامههایی است که برای زائران پیشبینی شده است.
🔸کتابداران استان کردستان با حضور داوطلبانه و مسئولانه در این موکب، تلاش میکنند در کنار ارائه خدمات فرهنگی، جلوهای از مشارکت فرهنگی کتابخانههای عمومی در بزرگترین اجتماع مذهبی جهان را به نمایش بگذارند و سهمی در ارتقای سطح فعالیتهای فرهنگی این رویداد بزرگ داشته باشند.
ibna.ir/x6JcH
@ibna_official
🔰با نگاهی به «ایران را از یاد نبریم» و «درباب حکمت زندگی»؛
آبادی درون
کتاب خوب - زندگی سعادتمند - ۶
🔸️به باور شوپنهاور، کسی که برای خوشبختی به چیزهایی بیرون از خود وابسته است، مانند ثروت، مقام، دوستان، جامعه و... وقتی اینها را از دست بدهد یا از آنها سرخورده شود، پایههای خوشبختی او فرومیریزد. زیرا مرکز ثقل او بیرون از خود اوست. به نظر او، حماقت بزرگ آن است که انسان به منظور برندهشدن در بیرون، در درون ببازد.
🔸محمد علی اسلامی ندوشن در یکی از مقالههای کتاب «ایران را از یاد نبریم» با نام «نسل ملول» به زندگیهایی فرسوده و انسانهایی اشاره دارد که شور و نشاط زندگی را از دست داده و سرگردان، بیهدف و ناخوش، روز را به شب میرسانند. انسانهایی سرگردان که نمیدانند به کدام سو بروند، زیرا نه در خانه دلخوشی دارند و نه مقصد دیگری آنها را به سوی خود میکشاند.
🔸او به وضعیتهایی میپردازد که در آن بادبانهای روح به کار نمیافتد، و انسانها در واقع، همه بار زندگی را بر دوش جسم مینهند که این جز ملال نتیجهای نخواهد داشت. او در پایان مقاله خود که بسیار جای اندیشیدن دارد، در حقیقت شمعی میافروزد و مینویسد:«اصلی که درباره همه ما چه مرفه و چه محتاج صادق است و شاید عده کمی از آن مستثنی باشند این است که در زندگی تکیهگاهی نداریم، نمیتوانیم بر شخصیت خود متکی گردیم، همواره در خارج از خود در کارهای بیهوده در دلخوشیهای موهوم تکیهگاه میجوییم. همواره میکوشیم تا خود را فراموش کنیم. از بازگشتن به سوی خود، از تماشای درون خود بیم داریم زیرا یا در آن جز خلاء غمآلود چیزی نمیبینیم و یا از زشتی آن لرزه بر پشتمان میافتد.
🔸️به تعبیر شوپنهاور، ما در جهانی پر از رنج و مصیبت زندگی میکنیم که اگر انسان از آن هم در امان باشد، بیحوصلگی همواره در کمین است. اکنون این پرسش پدید میآید که چگونه در چنین جهانی انسان میتواند درون خود را آباد، و کلبهی خود را در تاریکی و سرما، گرم و روشن نگه دارد؟
ibna.ir/x6JgD
@ibna_official
🔰مروری بر کتاب «حزب بعث صدام حسین در دل یک رژیم اقتدارگرا»؛
فرماندهی که از افسران ارتش میترسید
🔸جوزف ساسون در این کتاب در باره صدام حسین در مقام یک رهبر نظامی شرح میدهد: «رابطه صدام با ارتش خصمانه و پر از کینه بود و وقتی که حزب بعث در ۱۹۶۸ در عراق به قدرت رسید از افسران ارتش میترسید و نسبت به آنها فوبیا داشت. اگرچه هر دو ادعای فوق صحیح هستند، صدام حسین میدانست که برای رسیدن به هدفش، یعنی تبدیل شدن به یک کشور قدرتمند در منطقه، نیاز به یک ارتش قوی داشت. بنابراین، این رابطه مملو از تناقضات بود.»
🔸️کتاب «حزب بعث صدام حسین در دل یک رژیم اقتدارگرا» تلاشی است در جهت فهم کارکردهای درونی یک حکومت عربی مدرن بر اساس اسناد دقیق خود آن رژیم، نه بر اساس منابع ژورنالیستی یا ثانویه. در این کتاب، برای نخستین بار، میتوانیم از سازوکار یک حکومت عربی تکحزبی اسیر در چنگال یک ایدئولوژی اقتدارگرای قدرتمند سردربیاوریم. این کتاب نه تاریخچه حزب بعث است و نه تاریخ کشور عراق، بلکه نگاه ژرفی است به فعالیتها و مشی این حزب در سالهای ۱۹۶۸ تا ۲۰۰۳ که بر عراق حکمرانی میکرد.
🔸️اسناد مورد استفاده برای نگارش این کتاب شامل حدود شش میلیون صفحه از مجموعه فرماندهی منطقهای بعث است که به دست بنیاد حافظه عراق و به درخواست دانشمند تبعیدی عراقی، کنعان مکیه، به واشنگتن ارسال شدند. حدود یکسوم اسناد هر دو مجموعه فوق دستنویس بود؛ تایپیست مناسب برای تایپ این اسناد یا در دسترس نبود یا درصورتی که فرد تایپیست به دست دشمن میافتاد میتوانست به «سلاحی خطرناک» تبدیل شود. کلیه اسناد دیجیتالی شدند و در حال حاضر در موسسه هوور، واقع در دانشگاه استنفورد، نگهداری میشوند، همچنین بسیاری از فایلهای دیجیتالیشده مربوط به پلیس مخفی عراق متعلق به پایگاه داده شمال عراق در دانشگاه کلرادو واقع در بولدر نگهداری میشوند. نوارهای صوتی در دانشگاه دفاع ملی واشنگتن بایگانی شدهاند و در واقع یک گنجینه صوتی به شمار میروند، که به خوبی نشان میدهند چگونه صدام حسین و شورای فرماندهی انقلابی کشور را اداره میکردند.
🔸در کل این اسناد حیرتانگیز با دقت و جزئیات فراوان به ما نشان میدهند که چگونه بازوهای مختلف حکومت فعالیت میکردند و چگونه سرویسهای اطلاعاتی به جمعآوری اطلاعات، جذب مخبر و نظارت و کنترل جامعه میپرداختند. تمام سطوح سلسلهمراتب حزب گزارشها را بایگانی و با دقت بررسی و ارزیابی میکردند. از این سوابق و هزاران صورتجلسه موجود میتوانیم به تصویر منحصربهفردی از صدام حسین و رژیمش برسیم. سازمان دیدهبان حقوق بشر گلچینی از این گزارشها را در وبسایتش منتشر و به صورت گرافیکی «بوروکراسی سرکوب» ترسیم شده در این اسناد را توصیف کرد.
ibna.ir/x6HYV
@ibna_official
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانه کرامت رعنا حسینی؛ حافظِ حافظه
🔸️کرامت رعناحسینی از محلههای هنرمندخیز شیراز برخاست و عمرش را صرف شناخت، ثبت و پاسداری از نسخهها و متون کهن کرد؛ پژوهشگری که حافظه مکتوب ایران را از فراموشی دور نگه داشت.
🔸بخـش قابلـی از حیـات کرامـت رعناحسـینی به نگارش کتابشناسی و فهرستهای آثـار مرتبـط اسـت؛ اینکـه در دهـه چهـل شمسـی مصادف بــا چاپ کتابشناسیهای حائز اهمیتــی در کشــور شــد کـه توسـعه و پیشـرفت مملکـت را در حـوزۀ فرهنـگ بـه نحـو مـدرن نشان میدهد؛ از آن جمله ســرآغاز ایــن مراجــع کتاب فهرســت کتابهای چاپـی فارسـی خانبابا مشـار اسـت که بـه واقع کار ممتـاز و بـیبدیلـی قلمداد شده و نقدهای فراوانی را برانگیخته اسـت.
🔸از خدمــات مســتمر و پیگیــر، عشــق وی بــه کتــاب و آثار هنـری ســرگردان و خــار ج از مخــازن رســمی کتابخانههــا و معرفــی مخطوطــات و نســخههای خطــی مراکــز علمــی و شــخصی تلقــی میشــد. اشتیاق و علاقه وی بــه تحقیــق و پژوهـش و بیان و ضبط رویکردهــای علمـی و هنــری بــه ویــژه در حوزه فارس و شـیراز بـه حـدی بـود کـه وی در هـر کـوی و بـرزن و در هـر خانـوادهای برای دسـتیابی بـه اینگونـه مـواد پرسـه زده و رفت وآمـد میکـرد.
🔸حیات و زندگــی فــرا کتابشناسانه وی در چنـد منظــر خلاصه میشـد: توجـه بـه نقـد کتـاب و متـون موجـود در بـازار نشـر یـا مـواد ناشــناخته، ضبــط برخــی ترانههــا و قطعــات فولکلــور، قلــم زدن در حــوزه هنــر معمــاری و نقاشــی و موسیقی، و بالاخره تصحیــح برخی رســایل ادبــی و عرفانــی.
ibna.ir/x6JfV
@ibna_official
🔰داستانهایی معتبر با ترجمه گلی امامی در نشر نیلوفر؛
سامسای عاشق، آدم میشود
🔸نویسندهای که داستانش در مجلۀ نیویورکر به چاپ برسد، چنان است که گواهی موفقیتش را به دست آورده است. معروف است که صد نفر از بهنامترین نویسندگان بزرگ ادبیات جهان، در آغاز کار آثارشان در این مجله به چاپ رسیده است.
🔸قلم هاروکی موراکامی، شیرین نیست؛ تلخ و گزنده هم نیست؛ ویژۀ موراکامی است؛ به این معنی که پس از پایان مطالعۀ هر اثر، مخاطب، گرچه با روایتی خاص روبرو شده؛ اما سبُکیِ خاصی حس میکند؛ هرچند تلخیِ آنچه خوانده، در او تهنشین شده است. این، حتی در روایت موضوعی به ظاهر تکراری یعنی عشق نیز دیده میشود.
🔸داستان «سامسای عاشق»، روایت معکوسِ یکی از شاخصترین آثار ادبی جهان است؛ مسخ فرانتس کافکا. روایت موجودی که پس از بیدار شدن از خواب، خود را «گریگور سامسا»، مییابد. در بخشی از این داستان میخوانید: «سقف به نظر عادی میآمد، از همان سقفهای معمولی که آدم، همهجا میبیند. گویا زمانی سفید یا کِرِم روشن، رنگ شده بود. ولی سالها گرد و غبار و دود، آن را به رنگ شیرِ فاسد درآورده بود. نه تزئینی داشت و نه ویژگی خاصی. نه پیامی نه بحثی. وظیفۀ ساختاریاش را انجام میداد، بیآنکه به چیزی فراتر اشاره داشته باشد.»
ibna.ir/x6J7f
@ibna_official
🔰معرفی کتاب «هنر خیابانی؛ انقلاب دیوارنگاره»؛
دیوارنگاره و هنر خیابانی؛ از زیباسازی شهری تا اعتراض
🔸هنر خیابانی، حدیث هنرمندانی است که مهار زندگی خود را به دست میگیرند؛ هنرمندانی که مالک دیوارهای پیرامون شما هستند.
🔸️از نظر سیاسی، هنر خیابانی اغلب در زمانها و مکانهایی پررنگتر شده که جامعه با بحران، نابرابری، سرکوب یا تنشهای اجتماعی روبهرو بوده است. شعارها، تصویرها و نشانههای روی دیوارها میتوانستند مستقیماً حکومت، ساختارهای اقتصادی، جنگ، سانسور، تبعیض یا خشونت را نقد کنند. در چنین شرایطی، خیابان به فضایی برای بیان سیاسی بدل میشد؛ فضایی که از کنترل رسانههای رسمی بیرون بود و مخاطب آن همهی مردم شهر بودند. به همین دلیل، هنر خیابانی در بسیاری از مواقع نه فقط اثر هنری، بلکه کنش سیاسی به شمار میآمد.
🔸️هنر خیابانی را میتوان در پیوند با نوعی ضدمدرنیسم یا دستکم نقد مدرنیته شهری نیز فهمید. البته منظور از ضدمدرنیسم، لزوما بازگشت کامل به گذشته یا رد همه جنبههای جهان مدرن نیست، بلکه بیشتر نوعی واکنش انتقادی به پیامدهای مدرنیته است؛ پیامدهایی مانند یکنواختی شهرهای مدرن، سلطه نظم عقلانی و اداری، گسترش سرمایهداری، مصرفگرایی، ازخودبیگانگی انسان در کلانشهر و تبدیل فضای عمومی به فضایی کنترلشده و بیروح.
🔸هنر خیابانی رفته رفته به ابزاری برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی نیز تبدیل شد. هنرمندان از دیوارهای شهر برای طرح موضوعاتی مانند نابرابری اجتماعی، جنگ، مهاجرت، هویت فرهنگی، محیط زیست و نقد ساختارهای قدرت استفاده کردهاند. با گسترش رسانهها، عکاسی و بهویژه اینترنت و شبکههای اجتماعی، آثار خیابانی دیگر محدود به محل ایجاد خود باقی نماندند و به سرعت در سطح جهانی دیده و بازنشر شدند. همین باعث شد که گرافیتی و هنر خیابانی از یک پدیده محلی و زیرزمینی به زبانی جهانی در فرهنگ معاصر تبدیل شوند.
ibna.ir/x6HHL
@ibna_official