eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
793 دنبال‌کننده
15.4هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰نگاهی به کنسرت‌نمایش «ساعت فراموشی»؛ وقتی فراموشی می‌تواند شکل دیگری از رهایی باشد 🔸«ساعت فراموشی» با ایده‌ای وارد صحنه می‌شود که ظرفیت یک نمایش جدی درباره حافظه، فقدان و هویت را دارد، اما در عمل از این ظرفیت فاصله می‌گیرد. نمایش به جای آن‌که مفهوم فراموشی و نسبت آن با رنج و سوگ را به یک درام منسجم تبدیل کند، بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف اجرای ترانه‌ می‌کند؛ در نتیجه، آن‌چه می‌توانست هسته فکری اثر باشد، به حاشیه می‌رود و «کنسرت‌نمایش» بودن اثر بر وجه نمایشی و اندیشه‌ورزانه آن غلبه می‌کند 🔸️«ساعت فراموشی» زمانی به این ایده نزدیک می‌شود که شخصیت اصلی با یادآوری مرگ پدر و دوستش، دوباره با رنجی مواجه می‌شود که در دوران فراموشی از آن بی‌خبر بوده است. در این‌جا فراموشی می‌تواند نوعی فاصله گرفتن موقت از رنج باشد. ما معمولاً حافظه را بخشی از هویت خود می‌دانیم، مجموعه‌ای از خاطرات که گذشته را به اکنون پیوند می‌دهد. اما اگر بخش مهمی از این گذشته را فقدان، شکست و درد تشکیل داده باشد، فراموشی می‌تواند چهره‌ای متفاوت پیدا کند. شاید گاهی فراموش کردن، نه از دست دادن، بلکه راهی برای ادامه دادن باشد. 🔸️«ساعت فراموشی» ایده‌ای دارد که می‌توانست بسیار بیشتر از این بسط پیدا کند. شاید مهم‌ترین پرسشی که نمایش پیش روی مخاطب می‌گذارد این باشد که آیا همیشه باید برای به یاد آوردن تلاش کرد؟ گاهی انسان برای ادامه دادن، نیاز دارد بعضی چیزها را فراموش کند؛ اما اگر تمام خاطرات دردناک حذف شوند، چیزی از گذشته و هویت او باقی می‌ماند؟ ibna.ir/x6K7D @ibna_official
🔰گزارش تصویری دیدار با علی‌اصغر سیدآبادی در خانه هنر نیماژ 🔸نشست «میهن‌دوستی گزینشی» با سخنرانی علی‌اصغر سیدآبادی از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان به همت مجله سیاست‌نامه با همکاری سرای علوم انسانی دوشنبه (۲۳ شهریور ۱۴۰۵) در خانه هنر نیماژ برگزار شد 📸عکاس :معصومه احمدی ibna.ir/x6K7r @ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «ارسطو در جامه‌ی عربی» نوشته‌ی عمار العساف؛ وقتی ارسطو در بغداد به زبان عربی سخن گفت 🔸روزنامه‌ی «الشرق الأوسط» در گزارشی درباره‌ی کتاب «ارسطو در جامه‌ی عربی: تأثیر ارسطو در نثر عباسی» نوشته‌ی عمار العساف، به بررسی مسیر ورود اندیشه‌های فیلسوف یونانی به فرهنگ عربی پرداخته است؛ کتابی که نشان می‌دهد چگونه ترجمه‌های عصر عباسی، ارسطو را از چهره‌ای اسطوره‌ای به یکی از منابع مهم منطق، جدل و تفکر عقلانی در میان نویسندگان و اندیشمندان این دوره تبدیل کرد. 🔸عمار العساف در کتاب خود نشان می‌دهد که جاحظ در اثر مهمش «البیان و التبیین»، که در آن بر ویژگی‌های بلاغت عربی و برتری آن تأکید می‌کند، شناخت کافی از اندیشه‌های ارسطو داشت؛ تا جایی که به نقد شخص او پرداخت و گفت: «یونانیان فلسفه، صنعت و منطق دارند؛ اما صاحب علم منطق خود، زبانی ناتوان داشت و به فصاحت شناخته نمی‌شد، با وجود آن‌که در تشخیص سخن، تقسیم‌بندی آن، معناها و ویژگی‌هایش دانش داشت.» 🔸از نگاه جاحظ، ارسطو مانند افلاطون به زیبایی هنری نوشته‌هایش توجه نداشت، بلکه پیش از هر چیز یک دانشمند بود. او مستقیماً به موضوع مورد نظر می‌پرداخت و بیش از آن‌که به شیوه‌ی بیان و پرداخت زبانی اهمیت دهد، به اندیشه‌ای که منتقل می‌کرد توجه داشت. به همین دلیل، آثار ارسطو مانند نوشته‌های افلاطون الگوی بلاغی و هنری به شمار نمی‌آمدند، اما نمونه‌ای ماندگار از پژوهش عقلی بودند. ibna.ir/x6K4h @ibna_official
🔰سیدآبادی در خانه هنر نیماژ: حافظه جمعی می‌تواند فصل مشترک همه ایرانیان باشد 🔸علی اصغر سیدآبادی گفت: حافظه جمعی ایران فعال است و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع از کارکرد آن شود. هرچند در اوایل انقلاب، تلاش‌هایی صورت گرفت تا فردوسی حذف یا کمرنگ شود، تخت‌جمشید با بلدوزر تخریب گردد، برگزاری چهارشنبه‌سوری و جشن نوروز متوقف شود و خلیج‌فارس به "خلیج اسلامی" تغییر نام یابد، اما مردم مانع این اقدامات شدند. همان مردمی که علیه شاه تظاهرات کردند و جمهوری اسلامی را به قدرت رساندند، در برابر این تلاش‌ها مقاومت کردند و سنت‌هایی چون نوروز و سیزده‌بدر را پاس داشتند. 🔸وقتی از سرزمین حرف می‌زنیم، ترجیح می‌دهم از مفهوم «آب و خاک» استفاده کنم. آب و خاک، اولاً همزیست‌های ما را در خود دارند؛ یعنی آب و خاک را می‌توان موجود زنده در نظر گرفت. ثانیاً آب و خاک، محمل یا فضای شکل‌گیری فرهنگ هستند. یعنی شما وقتی ایران را می‌بینید، در ایران تولیدات فرهنگی بسیاری وجود داشته است. این تولیدات در این جغرافیا اتفاق افتاده‌اند؛ البته ثابت شده که بخشی از آن‌ها در جای دیگری نیز وجود داشته‌اند. این جغرافیا هم کوچک و بزرگ شده و ما یک جغرافیای فرهنگی ایران داریم که بسیار بزرگ‌تر است. به زبان فنی زمین‌شناسی یا جغرافیا، مثلاً فلات ایران را داریم که بسیار بزرگ است. الان مطالعات جدید باستان‌شناسان را داریم؛ نمونه آن کارهای حامد وحدتی‌نسب که از ژنتیک در باستان‌شناسی استفاده می‌کند در یافته‌هایش نشان داده که ۵۰ هزار سال زیست مستمر در این سرزمین وجود داشته است. این خیلی فرق می‌کند با کشوری که دیروز تشکیل شده است. 🔸وقتی می‌خواهیم در حال حاضر درباره ایران صحبت کنیم، دوستانی که می‌گویند ایران عمر دویست‌ساله دارد، در واقع به این نکات توجه ندارند. بله، اگر ما ملت را به شکل امروزی و اروپایی تعریف کنیم، ما هم مانند آن‌ها می‌توانیم بگوییم ملت مدرن تشکیل داده‌ایم. اما اگر مفهوم ایران را در نظر بگیریم و مرز اسمی آن را از دوره ساسانی در نظر داشته باشیم، در این صورت ما جغرافیای سیاسی داریم؛ یعنی معلوم است که دولتی وجود داشته و جغرافیایی مشخص با اسامی معین وجود داشته است. نکته جالب این است که تا پیش از اسلام، تقریباً می‌توانیم بگوییم اوستا مجموعه داستان‌های مردم فلات ایران از سوی کسانی که به ایران مهاجرت یا حمله کردند، گرداروی کرده است. ibna.ir/x6K7x @ibna_official
🔰وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در اختتامیه جایزه فیروزه تاکید کرد؛ «جایزه فیروزه» در مسیر تبدیل شدن به نشانی از صنایع فرهنگی ایران 🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با تأکید بر ضرورت بازخوانی و توسعه جایزه فیروزه در دهه دوم فعالیت خود گفت: این جایزه باید از یک رویداد مقطعی به یک پلتفرم و شبکه پیوسته تولیدکنندگان و بازار تبدیل شود. 🔸هدف این بود که حافظه تاریخی هویت ایرانی به هنر وصل شود؛ هم در فرهنگ ملی و هم در خرده‌فرهنگ‌ها و حوزه‌های مختلفی مانند آداب و رسوم، پوشش، قصه، ضرب‌المثل و تاریخ ایران، تا بتوانیم از طریق هنر کاربردی، تاریخ ایران را به نسل‌های حاضر، آینده و همچنین جهانیان معرفی کنیم. 🔸️جایزه فیروزه، همچنین فرصت یک رصد ملی، استانی، منطقه‌ای و شهرستانی را فراهم کرده است. بعد از ۱۰ سال، در حوزه‌هایی که جایزه در آن‌ها فعالیت کرده، اکنون می‌توانیم تصویری داشته باشیم که استان‌ها و شهرستان‌های مختلف در چه نقطه‌ای قرار دارند. 🔸️این جایزه نیازمند بازخوانی و بازنگری است و اکنون می‌توان به اتکای این ۱۰ سال، به توسعه و تقویت آن فکر کرد. ibna.ir/x6K83 @ibna_official
🔰چهره‌هایی که اصفهان را نوشتند-۱۴ سیروس شفقی؛ جغرافی‌دانی که اصفهان را به روایت علمی تبدیل کرد 🔸محمد عیدی نجف‌آبادی، پژوهشگر و اصفهان‌پژوه گفت: سیروس شفقی از پیشگامان مطالعه روشمند شهر اصفهان بود که با آثاری چون جغرافیای اصفهان و بازار بزرگ اصفهان، شناخت این شهر را از توصیف صرف فراتر برد و با مستندسازی، نگاه میان‌رشته‌ای و حضور در عرصه مدنی، روایت اصفهان را به موضوعی برای پژوهش و بازخوانی تبدیل کرد. 🔸پرداختن به شخصیتی مانند سیروس شفقی، ابتدا باید سوانح را بررسی کنیم؛ یعنی اتفاقاتی که در محیط رخ داده و بر آن شخص تأثیر گذاشته است و اثری که فرد از محیط گرفته است. دوم، احوال است که به جنبه‌های شخصی شخصیت دلالت دارد. در واقع، یک محقق یا یک شخصیت، حاصل کنش متقابل احوال و سوانح است. 🔸بنابراین اگر بخواهیم تحلیلی از یک شخصیت ارائه کنیم، باید احوال و سوانح و در کنار آنها آثاری را که از تعامل این دو شکل گرفته است، مورد بررسی قرار دهیم. 🔸شفقی در اصفهان برای نخستین‌بار گروه جغرافیا را تأسیس کرد و بسیار کوشا بود. اعتقاد من این است که او یک پرگار آهنین بود؛ با آن رویکرد جغرافیایl کاربردی که از دانشگاه کلن گرفته بود و با توجه به بن‌مایه‌های فرهنگی و سنت عاشقی، بسیاری از مشکلات را از سر راه خود برداشت. 🔸تقریباً در بسیاری از دانشگاه‌های ایران استادانی بودند که در محضر درس او نشسته بودند و از او علم آموخته بودند. 🔸سیروس شفقی از آن جنس محققانی بود که دل و عقل، هر دو، در شناخت پدیده مورد علاقه‌اش با هم کار می‌کردند. فقط یک موضوع علمی صرف را بررسی نمی‌کرد. یادمان نرود که جای احساس هم در عقل است و ما همیشه این وجه از مقولات را مورد توجه قرار نمی‌دهیم. اینکه انسان با موضوع رابطه عاطفی برقرار کند، اهمیت دارد. 🔸سیروس شفقی بیش از هشتاد سال عمر کرد و در مدت طولانی که در اصفهان بود، اصفهان را زیست. خیلی از اصفهانی‌ها ممکن است اصفهان را زیسته باشند یا نباشند، اما او اصفهان را زیست. تا آخرین لحظه در دانشگاه، میان دانشگاهیان، تشکل‌های مدنی و علاقه‌مندان به اصفهان بود و آنها را تحریک و تشویق می‌کرد که بیشتر و بیشتر بشناسند. 🔸بزرگی سیروس شفقی و کسانی مانند او در این است که در زمانی که بسیاری قلم برنمی‌داشتند تا کاری انجام دهند، اینها روایتگر اصفهان شدند. ما از زاویه دید آنها می‌توانیم روایت‌ها را بخوانیم، سطح شهر را بفهمیم، فرم آن را بفهمیم، حجمش را بفهمیم و مقایسه کنیم. ibna.ir/x6K8v @ibna_official
🔰مدیر انتشارات آبان در گفت‌وگو با ایبنا تاکید کرد؛ «نه» ناشر به هوش مصنوعی نشانه اصالت است 🔸ناشران چگونه هزینه کتاب را مدیریت می‌کنند؟ مدیر انتشارات آبان، با رد استفاده از هوش مصنوعی در طراحی کتاب معتقد است؛ فشارهای اقتصادی نباید کیفیت را قربانی کند، چون ماشین هرگز جایگزینِ تفکر و خلاقیتِ بصری طراحان نخواهد شد. 🔸️ناشران حرفه‌ای تلاش دارند، با ایجاد یک ساختار یا یونیفرم ثابت برای مجموعه‌های مختلف خود اعم از ادبیات داستانی ایرانی و خارجی، هنر، مباحث آموزشی و نظریه، هویتی مشخص به آثارشان ببخشند. تفاوت اصلی یک ناشر حرفه‌ای با دیگران در کیفیت ساختاری، کیفیت ترجمه، تألیف و صفحه‌آرایی است. 🔸اینکه وقتی ناشری از سیستم یونیفرم بهره می‌برد، هوش مصنوعی عملاً کارایی خود را از دست می‌دهد، گفت: در این سیستم، استایل حروف، کادرها و ترکیب‌بندی کلی از پیش از سوی هنرمند طراحی شده و برای کتاب‌های بعدی فقط رنگ یا جزئیات تغییر می‌کند. هوش مصنوعی حتی قادر به ساختن یک یونیفرم اولیه هم نیست و حتی اگر این امکان فراهم شود هرگز این کار انجام نخواهیم داد. ibna.ir/x6GV2 @ibna_official
🔰در بخش دوم میزگرد بررسی بحران نقد ادبی مطرح شد؛ دانشجوی دکتری؛ ابزاری برای تأمین بودجه و ارتقای استاد 🔸در نشستی با حضور قدرت الله طاهری، عیسی امن‌خانی و محمد راغب، از تبدیل شدن دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ابزاری برای ارتقای شغلی اساتید و تأمین بودجه‌های دانشگاهی سخن گفته شد. در این میزگرد، بحث‌هایی درباره «تجارت مقاله»، اجبار دانشجویان به تولید اثر برای دریافت نمره و تبدیل شدن جایگاه دکتری به یک «رانت اداری» مطرح شد که در آن، رشد علمی دانشجو در حاشیه و منافع شخصی استاد در اولویت قرار گرفته است. 🔸مسئله‌ی اساسی این است که آیا وزارت علوم می‌تواند مستقل عمل کند؟ این وزارتخانه استقلال ندارد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت هم در مقامات رسمی گفته شده که بخش قابل‌توجهی از امور وزارت علوم بیرون از این وزارتخانه تعیین و تکلیف می‌شود. اصلاً چیزی به نام تفاوت در مأموریت‌های دانشگاهی میان دانشگاه‌های شمال و جنوب و مرکز، یا دانشگاه‌های درجه‌ی یک، دو و سه وجود ندارد. همه‌چیز یک‌شکل است. 🔸یک بحث دیگر هم هست و آن تسلسل نسلی است. ما استادانی داریم که یک زنجیره‌ی استاد ــ شاگرد را در طول نسل‌ها ادامه داده‌اند. مثلاً استادی را می‌شناسم که در یک دانشگاه خارجی تدریس می‌کند. در حوزه‌ی روایت‌شناسی کار می‌کند و سه نسل استاد و شاگرد در همان حوزه وجود دارند؛ یک استاد، شاگردی تربیت کرده و آن شاگرد هم استاد شده و نسل بعدی را تربیت کرده است. 🔸وقتی برای یک استاد کرسی علمی تعریف می‌کنیم، صاحب کرسی فقط نباید خودش کار کند. باید بتواند شبکه‌سازی کند و درون آن شبکه، نسل بعدی پژوهشگران را تربیت کند و دست‌کم جهت و مسیر پژوهشی آن‌ها را مشخص کند. 🔸در سنت فرهنگی خودمان، به‌خصوص در عرصه‌ی فلسفه، چنین چیزی وجود داشت. فیلسوفان، فیلسوفان دیگری را تربیت می‌کردند و این زنجیره ادامه پیدا می‌کرد. 🔸شاید این مسئله به همان وضعیت فردی ما و دلهره‌ها و نگرانی‌هایمان برگردد؛ اینکه مبادا جایگاه من مورد خدشه قرار بگیرد، مبادا شاگرد من بیاید و جای من را بگیرد. در نتیجه، آن نظام تسلسل و انتقال دانش شکل نمی‌گیرد. 🔸متأسفانه مسئله این است که در فرهنگ عمومی ما، منافع فردی، منافع خانوادگی، قبیله‌ای، ایلی و طبقاتی و نسبت‌های مختلف، گاهی در اولویت قرار می‌گیرند و علم به حاشیه می‌رود. 🔸️در دانشگاه‌های مختلف، گاهی هیچ شانسی برای جذب فارغ‌التحصیل وجود ندارد و تنها چیزی که می‌ماند رابطه است؛ اینکه استاد خودش بتواند دانشجویش را در جایی به کار بگیرد یا برایش موقعیتی فراهم کند. این‌جاست که مسائل مالی و مناسبات شخصی وارد ماجرا می‌شود. ibna.ir/x6JyK @ibna_official