eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
793 دنبال‌کننده
15.4هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰ریاضیات در خدمت ادبیات؛ کشف تاریخ جدید برای نگارش ایلیاد بر اساس ریاضیات 🔸با استفاده از مدل‌های زبانی و ریاضیات، پژوهشگران دانشگاه ردینگ به تاریخی جدید برای نگارش حماسه ایلیاد رسیده‌اند. اما آیا این اعداد می‌توانند پاسخی دقیق برای یکی از قدیمی‌ترین معماهای ادبیات باشند؟ 🔸این مدل ریاضی بر پایه مقایسه سه زبان بنا شده است: یونانی هومری، یونانی مدرن و زبان هیتی (از امپراتوری عصر مفرغ در آناتولی). از آنجا که یونانی و هیتی هر دو هندواروپایی هستند، رابطه‌ای ژنتیکی دارند که به محققان اجازه می‌دهد از ریاضیات برای تخمین زمان فاصله این زبان‌ها استفاده کنند. ibna.ir/x6K7d @ibna_official
🔰نگاهی به کتاب تازه‌ی سامح المحاریق؛ چرا عرب‌ها از کنشگر به تماشاگر تبدیل شدند؟ 🔸حسین جلعاد در مقاله‌ای در وب‌سایت الجزیره، کتاب «تماشاگر و واسطه: خوانش‌هایی در تبارشناسی قدرت و مردم» نوشته‌ی سامح المحاریق، نویسنده‌ی اردنی، را بررسی کرده است؛ کتابی درباره‌ی رابطه‌ی قدرت و مردم و شکل‌گیری نقش «تماشاگر» در جوامع عربی. ایده‌ی اصلی کتاب از همین‌جا شکل می‌گیرد: انسان عرب معاصر، در روایت المحاریق، بیش از آنکه کنشگر تاریخ باشد، به «تماشاگر» تبدیل شده است. فضای عمومی نیز مانند صحنه‌ای طراحی شده که مردم اجازه دارند در آن تماشا کنند، تشویق کنند، خشمگین شوند یا حتی اعتراض کنند، اما امکان ورود واقعی به صحنه و تأثیرگذاری بر تصمیم‌ها را ندارند. 🔸جلعاد تأکید می‌کند که «تماشاگر» در این کتاب به معنای فردی ناآگاه یا بی‌تفاوت نیست. اتفاقاً او ممکن است از وضعیت سیاسی و اجتماعی خود کاملاً آگاه باشد و حتی نسبت به آن خشم و اعتراض داشته باشد. مسئله این است که میان آگاهی و امکان عمل، فاصله‌ای ایجاد شده است. 🔸یکی از تعبیرهای محوری کتاب، «حزب مبل‌نشین‌ها» است. المحاریق مبل را نمادی از وضعیتی می‌داند که در آن سیاست از عرصه‌ی مشارکت اجتماعی خارج شده و به یک نمایش تلویزیونی تبدیل شده است. 🔸مبل‌نشین‌ها از نظر او الزاماً بی‌طرف نیستند. آنها محصول شرایطی هستند که در آن تغییر با «هرج‌ومرج» یکی گرفته شده و نشستن، تماشا کردن و انتظار کشیدن به رفتاری امن‌تر از مشارکت و کنش تبدیل شده است. 🔸یکی از بخش‌های مهم کتاب به نقد روشنفکر عرب اختصاص دارد. المحاریق روشنفکر را جایگاهی بیرون از ساختار قدرت نمی‌داند و معتقد است بخشی از روشنفکران نیز ممکن است همان مناسباتی را بازتولید کنند که خود به نقد آنها می‌پردازند. او در نقد ایده‌ی «انقلاب نخبگان» که به یوسف زیدان نسبت داده می‌شود، درباره‌ی بازتولید نوعی «الهیات سیاسی» هشدار می‌دهد؛ رویکردی که در آن گروهی برگزیده از بالا درباره‌ی سرنوشت «عوام» تصمیم می‌گیرد. 🔸یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های کتاب به فلسطین اختصاص دارد. المحاریق در این فصل تلاش می‌کند از زاویه‌ای انتقادی، اما از موضع همدلی، به تجربه‌ی فلسطینیان نگاه کند. او به محمود درویش و جایگاه پیچیده‌ی او در فرهنگ و سیاست فلسطینی می‌پردازد و در کنار او به نوشته‌های فواز ترکی، شادی لوئیس و دیگر نویسندگان رجوع می‌کند. در این روایت، فلسطینیان با نوعی وضعیت دوگانه مواجه‌اند: از یک سو قربانی استعمار شهرک‌نشینانه‌اند و از سوی دیگر، در برخی جوامع عربی به نمادی تبدیل شده‌اند که قرار است بار بسیاری از شکست‌ها و بحران‌های دیگران را نیز بر دوش بکشد. ibna.ir/x6Kbk @ibna_official
🔰«آلوچه باغ» کجاست؟ وقتی گرگان در کلمات نادر ابراهیمی جان گرفت 🔸 بعضی شهرها و مکان‌ها در داستان‌ها تنها یک نام باقی نمی‌مانند؛ بلکه برای خود خانه‌ای در ذهن مخاطبان می‌سازند. گرگان با محله آلوچه‌باغ، ملل و ردّ ماندگار قلم نادر ابراهیمی، یکی از همین شهرهاست؛ شهری که می‌توان بار دیگر آن را خواند، دید و دوست داشت 🔸در ادبیات فارسی نیز شهرها و فضاهای بومی، همواره سهم مهمی در جان‌گرفتن روایت‌ها داشته‌اند و این ظرفیت، زمینه‌ساز شکل‌گیری مفهومی با عنوان «گردشگری ادبی» است؛ نوعی از سفر فرهنگی که در آن، افراد برای دیدن مکان‌های مرتبط با نویسندگان، شاعران، کتاب‌ها و شخصیت‌های داستانی راهی شهرها و محله‌ها می‌شوند زیرا در گردشگری ادبی، گردشگر تنها به‌دنبال دیدن یک بنای تاریخی یا منظره طبیعی نیست؛ او در پیِ یافتن ردّ کلمات است و می‌خواهد جایی را ببیند که پیش‌تر در تخیل خود ساخته است. 🔸در چنین نگاهی، یک محله قدیمی، یک باغ، یک کوچه، یک میدان یا حتی نامی که در متن داستان آمده، می‌تواند ارزش فرهنگی تازه‌ای پیدا کند چون ارزش این مکان‌ها فقط به قدمت معماری یا موقعیت جغرافیایی آن‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه ارتباط‌شان با یک اثر ادبی، لایه‌ای از معنا به آن‌ها می‌افزاید و این معنا، مخاطب را به مکث وامی‌دارد و او را به کشف دوباره شهر دعوت می‌کند. 🔸نادر ابراهیمی را باید از نویسندگانی دانست که قلمش همواره با تصویر، احساس و حرکت همراه است. او در آثارش فقط قصه نمی‌گوید؛ بلکه فضا می‌سازد و خواننده هنگام مواجهه با نثر او، اغلب با جمله‌هایی روبه‌روست که می‌توان آن‌ها را دید، شنید و حس کرد. به عنوان نمونه طبیعت، باران، زندگی، خانه، درخت، راه، شهر، سکوت و فاصله، در جهان داستانی ابراهیمی حضوری پررنگ دارند. 🔸همان طور که اشاره شد؛ داستان «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» از شناخته‌شده‌ترین آثار این نویسنده است؛ اثری که با زبان شاعرانه، به نوعی حس دلتنگی، عشق و بازگشت به خاطره را روایت می‌کند. 🔸در این روزها با وجود آنکه خانه‌های قدیمی کم‌کم و در گذر زمان جایشان را به آپارتمان‌های نوساز دادند، اما استوار ماندن برخی از خانه‌ها، مغازه‌ها و حتی مسجد محل و ... مخاطب امروزی که سفر به گرگان را تجربه می‌کند، ممکن است سر شوق بیاورد تا طی یک گردشگری فرهنگی و ادبی سری به این محله قدیمی بزند زیرا باور دارم در چنین تجربه‌ای، ارزش اصلی نه فقط در دیدن یک محدوده شهری، بلکه در خواندن گوشه‌ای از شهر است و گردشگر یا علاقه‌مند ادبی می‌تواند در مسیرهای محله قدم بزند و هم‌زمان به این فکر کند که یک نویسنده چگونه از میان زندگی عادی شهر، عناصری را برمی‌گزیند و آن‌ها را به بخشی از یک روایت ماندگار تبدیل می‌کند. ibna.ir/x6K6s @ibna_official
🔰مترجم «فانوسی برای زن دیگر» در گفت‌وگو با ایبنا: در جهان جوخه حارثی، عشق همیشه به مقصد نمی‌رسد 🔸عظیم طهماسبی، مترجم چهارمین مجموعه داستان کوتاه جوخه حارثی با نام «فانوسی برای زن دیگر» گفت: در بسیاری از آثار جوخه حارثی، عشق در فاصله میان خواستن و دست‌نیافتن شکل می‌گیرد و حتی پس از پایان یک رابطه، در حافظه و ذهن شخصیت‌ها ادامه پیدا می‌کند 🔸ترجمه ادبیات عرب، به‌ویژه متنی که در جغرافیا و فضای فرهنگی متفاوتی شکل گرفته، با چنین چالش‌هایی همراه باشد. معمولاً در هر جغرافیا و اقلیمی، حتی در داخل ایران، تفاوت‌های گسترده‌ای در سبک زندگی، اصطلاحات، آداب و رسوم و فضای فرهنگی وجود دارد. برای مثال، فضای زیست در سیستان و بلوچستان با گیلان، یا در خراسان با خوزستان، تفاوت‌های آشکاری دارد که ریشه در محیط، تاریخ، فرهنگ و شیوه زندگی مردم دارد. بنابراین طبیعی است که در ترجمه متنی با پیشینه فرهنگی متفاوت نیز با چنین ظرافت‌هایی روبه‌رو شویم و ترجمه از،این جهت یک هنر است و ترجمه تحت اللفظی یا بهتر است بگوییم کاملاً وفادار (از هر حیث) به متن اصلی نه شدنی است و نه مطلوب؛ ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید: «هر کس چهل روز در شهر و دیاری یا میان قومی باشد، از آنان است.» من نزدیک به سه دهه است که با زبان و ادبیات عربی مأنوسم یعنی از دوران تحصیل در رشته زبان و ادبیات عربی تا امروز و این انس، در کنار مطالعه گسترده متون و سپس سال‌ها معاشرت با دوستان و نویسندگان عرب، تا حد زیادی به شناخت اصطلاحات و فضاهای فرهنگی گوناگون جهان عرب کمک کرده و دسترسی مستقیم به خود نویسندگان نیز در موارد دشوار بسیار راهگشاست. 🔸ویژگی مشترک داستان‌های این مجموعه در یک موضوع یا موقعیت مشخص خلاصه نمی‌شود و بیشتر در نوع نگاه جوخه حارثی به انسان و جهان درونی او بازتاب یافته است. در بیشتر داستان‌ها با آدم‌هایی روبه‌رو هستیم که درگیر عشق، فقدان، تنهایی، خاطره، انتظار یا رؤیایی هستند که به شکلی با واقعیت زندگی‌شان گره خورده است. عشق در این مجموعه معمولاً عشقی کامل و به سرانجام‌رسیده نیست و بیشتر با فقدان، فاصله، جدایی و حسرت همراه است و از همین‌جا به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه انسانی می‌رسد. 🔸جوخه حارثی هم در رمان و هم در داستان کوتاه، توانایی و صدای روایی مشخصی دارد و نمی‌توان داستان‌کوتاه‌نویسی او را در حاشیه کارنامه‌اش قرار داد. با این حال، اگر بخواهم میان این دو حوزه مقایسه کنم، فکر می‌کنم رمان برای او عرصه‌ای است که در آن امکان بیشتری برای بسط توانایی‌های روایی و جهان‌سازی خود پیدا کرده است. «بانوان مهتاب» نمونه روشن این توانایی است که در آن شخصیت‌ها، زمان‌ها، صداهای روایی و تحولات اجتماعی در ساختاری نسبتاً پیچیده به یکدیگر پیوند می‌خورند. ibna.ir/x6K5f @ibna_official
🔰ایبنا گزارش می‌دهد؛ اکران‌های پلاستیکی شعر در شهر! 🔸پایتخت ایران با جمعیت میلیونی با معابر و اتوبان‌های طولانی، از ظرفیت رویدادهای تقویمی، مثل روز شعر و ادب فارسی تنها ۱۸ سازه شهری است! 🔸با توجه به اینکه بیلبورد و سازه شهری، به دلیل گستره مخاطب و قرار گرفتن در مسیر رفت‌وآمد روزانه شهروندان، یکی از رسانه‌های در دسترس برای اطلاع‌رسانی و معرفی فرهنگی است و استفاده از این ظرفیت برای کتاب می‌تواند مخاطبانی را درگیر کند که الزاماً مخاطب مستقیم کتابفروشی‌ها، کتابخانه‌ها یا رویدادهای ادبی نیستند. 🔸تابلوهای شهری می‌توانند علاوه بر کارکردهای اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی، به رسانه‌ای محیطی برای معرفی شعر، کتاب و چهره‌های ادبی تبدیل شوند و سازمان زیباسازی نیز در کانال خبری خود اعلام کرده است که هدف از اکران «طبیعت شعر در شهر»، قرار دادن ادبیات فارسی در موقعیت‌های روزمره و در معرض دید مخاطبان عمومی است. 🔸مروری بر اکران‌های فرهنگی و ادبی نشان می‌دهد، این اکران‌ها عمدتاً در پیوند با مناسبت‌های تقویمی مانند روز شعر و ادب فارسی یا هفته کتاب مورد توجه قرار می‌گیرند؛ درحالی که معرفی ادبیات و ایجاد ارتباط میان مخاطب و آثار ادبی، فرایندی نیست که بتوان آن را به چند مناسبت در طول سال محدود کرد. 🔸یک تصویر، نام شاعر یا یک بیت شعر در مسیر رفت‌وآمد می‌تواند نخستین مواجهه کودک و نوجوان با موضوع ادبیات یا یک چهره ادبی باشد، اگرچه این مواجهه البته جایگزین مطالعه کتاب نیست، اما می‌تواند مکمل برنامه‌های کتاب‌خوانی، آموزشی و فرهنگی باشد و زمینه آشنایی اولیه با شاعران و نویسندگان را فراهم کند. 🔸استمرار اکران‌های ادبی در طول سال می‌تواند ادبیات را به بخشی ثابت از منظر شهری تبدیل کند. برای نمونه، می‌توان در دوره‌های مختلف زمانی، به شاعران کلاسیک، شاعران معاصر، نویسندگان، ادبیات کودک و نوجوان، کتاب‌های شاخص و مناسبت‌های ادبی اختصاص داد و محتوای اکران‌ها را متناسب با گروه‌های مختلف مخاطب تغییر داد. ibna.ir/x6Kcg @ibna_official
🔰پدیدارشناسی «افسانه سیزیف» و شکستِ منطقیِ «عصیان»؛ آناتومی یک توهم 🔸در این گزارش، «افسانه‌ی سیزیف» آلبر کامو از منظر بدبینی فلسفی و نقدهای پدیدارشناسانه بررسی می‌شود؛ روایتی که می‌پرسد آیا «عصیان» و «خوشبختی سیزیف» واقعاً پاسخی منسجم به پوچی‌اند یا تلاشی برای زیباشناختی کردن رنج و گریز از پیامدهای نیهیلیسم 🔸کامو تجربه‌ی پوچی را با استعاره‌هایی درخشان و تأثیرگذار توصیف می‌کند. او از لحظه‌ای سخن می‌گوید که «دکورها فرو می‌ریزند» (Stage sets collapse). زندگی روزمره با ریتم مکانیکیِ «بیدار شدن، تراموا، چهار ساعت کار، غذا، تراموا، خواب» ناگهان معنای خود را از دست می‌دهد و پرسشِ «چرا» (Why) سر بر می‌آورد. در این لحظه، جهان بیگانگی و «تراکم» (Density) خود را آشکار می‌کند؛ اینکه چگونه یک سنگ یا منظره، با تمامیِ «بی‌تفاوتیِ بدوی» (Primitive Hostility) خود، در برابرِ تلاش ما برای معنابخشی و تسلطِ مفهومی مقاومت می‌کند. 🔸کامو وحشتِ عریانِ ناشی از پوچی را می‌گیرد و آن را به یک اثرِ هنریِ حماسی تبدیل می‌کند. او با خلقِ استعاره‌ی «عصیان»، در واقع در حالِ لنگر انداختن در یک ارزشِ ساختگی است تا از فروپاشیِ روانی جلوگیری کند. کامو ادعا می‌کند که با حقیقت روبرو شده است (Lucidity)، اما زاپفه استدلال می‌کند که هیچ انسانی نمی‌تواند با حقیقتِ عریانِ هستی روبرو شود و زنده بماند، مگر اینکه آن را تحریف کند. کامو صرفاً نوعِ جدیدی از لنگر را ساخته است: لنگرِ "قهرمانِ پوچ". 🔸کامو استدلال می‌کند که خودکشی، «پذیرشِ» پوچی است و بنابراین نوعی تسلیم است. او می‌خواهد پوچی را «حفظ» کند و معتقد است که خودکشی، پوچی را از بین می‌برد (چون یکی از طرفینِ معادله، یعنی انسان، حذف می‌شود). اینجا یک مغالطه منطقی آشکار وجود دارد که فیلسوفانی چون ماینلندر آن را هدف می‌گیرند. اگر پوچی بدترین وضعیت است (یا دست‌کم وضعیتی نامطلوب، فاقدِ ارزشِ ذاتی و رنج‌آور است)، چرا باید آن را «حفظ» کرد؟ کامو هیچ دلیلِ منطقی برای «ارزشِ» حفظِ پوچی ارائه نمی‌دهد، جز اینکه «این تنها حقیقت است». اما آیا «حقیقت بودن»ِ یک رنج، دلیلی برای تداوم بخشیدن به آن است؟ 🔸️کامو اصطلاح «خودکشی فلسفی» را برای توصیفِ متفکرانی به کار می‌برد که با «جهش» به سوی خدا یا امرِ مطلق، عقلِ خود را قربانی می‌کنند (مانند یاسپرس، کیرکگور، و لئو شستوف). او معتقد است که آن‌ها نتوانسته‌اند تعادلِ دردناکِ پوچی را حفظ کنند و به آغوشِ گرمِ توهم پناه برده‌اند. @ibna_official
🔰«سفرنامه لرش» در گفت‌وگو با ساسان طهماسبی؛ راوی روزگار زوال نادر نخستین سیاحی که مراسم محرم را به تصویر کشید 🔸پژوهشگر تاریخ و سفرنامه‌پژوه گفت: نادرشاه قصد داشت ایران را به یک امپراتوری بزرگ تبدیل کند، اما به این واقعیت توجه نمی‌کرد که کشور ایران بعد از شورش ویرانگر محمود افغان و سقوط صفویه، به‌شدت فقیر شده است و تاب تحمل این‌همه فشار اقتصادی را ندارد. 🔸بخش‌های پایانی سفرنامۀ لرش به گیلان اختصاص دارند. لرش در جریان همراهی سفیر روسیه که به دربار نادرشاه اعزام شده بود، مدتی در گیلان توقف کرد و شاهد وقایع و آشوب‌های پس از قتل نادر و البته درد و رنج‌هایی بود که مردم گیلان بر اثر شورش، قحطی و شیوع بیماری طاعون تحمل می‌کردند. 🔸سفری که لرش در کنار سربازان و صاحب‌منصبان نادرشاه تجربه کرد، نشان می‌دهد که آنها نیز در شرایط ناگواری زندگی می‌کردند و پافشاری نادرشاه بر ادامه جنگ‌های بی‌پایان باعث نارضایتی گسترده شده بود. حتی اطرافیان نادرشاه آزرده‌خاطر بودند و نادرشاه دیگر آن محبوبیت سال‌های نخستین را نداشت. 🔸یکی از همراهان لرش به نام دکتر جان کوک نیز سفرنامه‌ای دارد که به سفر هیئت دیپلماتیک روسیه از مسکو تا رشت می‌پردازد. این متن از لحاظ حجم اطلاعات، قابل‌مقایسه با سفرنامه لرش نیست، اما اطلاعات ارزشمندی در آن یافت می‌شود، به‌ویژه در مورد قحطی و بیماری طاعون در گیلان. جان کوک گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای در این مورد تهیه کرده است که ارزش ترجمه دارند. ibna.ir/x6JNk @ibna_official
🔰بهروز غریب‌پور، نویسنده و کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با ایبنا: شعر کلاسیک را باید برای صحنه دوباره کشف کرد 🔸غریب‌پور گفت: در اپرا تئاترهای عروسکی‌ام تلاش کرده‌ام همه تجاربم را در کنار موسیقی ایرانی و طراحی تجسمی به کار گیرم تا اثری درخور شأن ادبیات کلاسیک ایران ساخته شود؛ کاری که انجام داده‌ام بسیار فرساینده است به‌طوری که کسی سراغش نمی‌رود 🔸بهروز غریب‌پور، درباره استفاده از اشعار در کهن در تئاتر و اپرا تئاتر و تفاوت اشعار شاعران مختلف به ایبنا گفت: استفاده ازشعرهای شاعران مختلف در این رابطه تفاوت‌های زیادی دارد. استفاده از شاهنامه فردوسی و داستان‌های نظامی با دخل و تصرف و کم و زیاد کردن و گزینش بعضی از مصرع‌ها و ابیات آسان‌تر است، اما در مورد حافظ، مولوی و خیام قطعاً کار بسیار دشوارتر است. با اینکه خود مثنوی معنوی لبریز از داستان‌های کوتاه است ولی شایستگی تبدیل به اپرا را ندارد. مثلاً برای نوشتن اپرای مولوی ابتدا مبنا را روی غزلیات شمس گذاشتم و بعد به تناسب از مصرع‌ها و ابیات سایر شاعران هم استفاده کردم؛ به گونه‌ای که در اپرای مولوی، برای آنکه دیالوگ‌های متناسب وجود داشته باشد تحقیقات زیادی انجام دادم. 🔸انتخاب ابیاتی که خواننده قدرت اجرای آن‌ها را داشته باشد بسیار مهم است. نباید از واژگانی استفاده کرد که مخاطب را سردرگم کرده یا نیاز به توضیح اضافی داشته باشد. بیت‌ها باید ویژگی دیالوگ در اپرا را داشته باشند؛ یعنی همانند تیر، مستقیماً به هدف بخورند و مقصود کاراکتر از آن بیت روشن باشد، درست مانند تئاتر. 🔸تفاوت اپرای ما با اپرای غربی این است که در غرب، تفاوتی نمی‌کند که مادام باترفلای را چه کسی بازی کند؛ آنها صدای سوپرانو می‌خواهند؛ زیرا بر اساس تکنیک است. اما در اپرای ایرانی و تعزیه، دستگاه موسیقی باید با مضمون هماهنگ باشد؛ مثلاً در تعزیه جایی که حر می‌خواهد بخواند باید در دستگاه چهارگاه اجرا شود تا یادآور شجاعت و دلاوری باشد و همزمان دلنشین باشد. در اپراهای من، این محدودیت‌ها با استفاده از ردیف‌های متنوع و دستگاه‌های مختلف حل شده‌اند. هدفم نزدیک شدن به اجرای زنده‌ای است که تمام ویژگی‌های اپرای کلاسیک ایرانی را داشته باشد. ibna.ir/x6z6G @ibna_official
🔰ایبنا به‌مناسبت شروع سال تحصیلی مرور می‌کند؛ مدرسه و ادبیات کودک و نوجوان 🔸مدرسه یکی از نخستین محیط‌هایی است که کودک در آن، خارج از خانواده، با گروهی از همسالان خود زندگی می‌کند. او در مدرسه برای نخستین‌بار با دوستی‌های مستقل از خانواده، رقابت، شکست، موفقیت، قوانین اجتماعی و گاهی حتی بی‌عدالتی مواجه می‌شود 🔸مدرسه در بسیاری از آثار کودک و نوجوان فقط محل وقوع داستان نیست؛ جایی است که شخصیت‌ها در آن دوست پیدا می‌کنند، با رقیب روبه‌رو می‌شوند، شکست می‌خورند، موفق می‌شوند، با قوانین کنار می‌آیند و نخستین تجربه‌های اجتماعی خود را پشت سر می‌گذارند. بعضی از این آثار کاملاً واقع‌گرایانه‌اند و بعضی، فضای مدرسه را با خیال، جادو و ماجراجویی درهم می‌آمیزند. 🔸وجه مشترک بسیاری از این آثار، خود مدرسه نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که شخصیت‌ها در مدرسه از سر می‌گذرانند.حتی وقتی داستانی مانند «هری پاتر» در یک مدرسه جادویی اتفاق می‌افتد یا «مدرسه عالی شرارت» مدرسه‌ای خیالی برای خلافکارهاست، بخش مهمی از جذابیت آن از تجربه‌ای می‌آید که مخاطب واقعی نیز با آن آشناست. 🔸آغاز سال تحصیلی، بنابراین می‌تواند بهانه‌ای باشد برای بازگشت به این داستان‌ها؛ داستان‌هایی که یادآوری می‌کنند مدرسه برای بسیاری از ما فقط محل درس خواندن نبوده است. مدرسه یکی از نخستین صحنه‌هایی است که در آن دوستی کرده‌ایم، رقابت کرده‌ایم، ترسیده‌ایم، خندیده‌ایم و در نهایت، بخشی از کودکی و نوجوانی خود را ساخته‌ایم. ibna.ir/x6Kcr @ibna_official
🔰چالش‌های نشر علمی در گفتگو با بهاره صفوی بررسی شد؛ معماری ذهن علمی در جامعه 🔸ترویج علم فرآیندی است که دانایی را از حصار تخصصی دانشگاه‌ها خارج کرده و به متن زندگی روزمره مردم پیوند می‌زند. بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، معتقد است ناشران علمی باید با عبور از نگاه صرفا تجاری، نیازهای واقعی جامعه را بشناسند و به جای تکیه مطلق بر ترجمه، بسترهای تولید محتوای بومی و دقیق را فراهم کنند. 🔸ترجمه برای نشر علمی ضروری است و نباید آن را رقیب تألیف دانست. در واقع ترجمه یکی از ابزارهای انتقال دانش جهانی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که ترجمه به تنها مسیر تولید محتوای علمی تبدیل شود و به دلیل حاشیه سود بالاتر و ریسک کمتر، فرصت تنفس را از نویسنده بومی بگیرد. ما در ایران پژوهشگر و دانشمند کم نداریم، اما این دانش الزاماً به کتابی خواندنی برای مردم تبدیل نمی‌شود. نویسندگی علم مهارتی است که میان دانش تخصصی و زبان عمومی پل می‌زند. 🔸ما در ایران موضوعات بسیار مهمی برای تولید کتاب علمی داریم؛ از تنوع زیستی و اقلیم گرفته تا نجوم، پزشکی، زمین‌شناسی و تاریخ علم. اما هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت عظیم دانشگاهی را به یک جریان مستمر و حرفه‌ای در نشر عمومی تبدیل کنیم. یکی از دلایل اصلی، گسست میان دانشگاه و بازار نشر است. پژوهش در دانشگاه تولید می‌شود، اما مسیر تبدیل آن به محتوای قابل فهم برای مردم هنوز بسیار ضعیف است. وقتی درباره تغییرات اقلیمی حرف می‌زنیم، مخاطب ایرانی باید بداند این مسئله چه ارتباطی با آب، کشاورزی، تالاب‌ها و زندگی روزمره او دارد. شناخت علمی سرزمین زمانی اتفاق می‌افتد که مردم علم را در محیط زندگی خودشان ببینند، نه در قالب مقالات ثقیل آکادمیک. 🔸 به نظرم متن علمی خوب، متنی نیست که فقط ساده‌سازی شده باشد؛ باید قابل فهم باشد، بدون اینکه نادرست شود. ما با دو آسیب اصلی مواجهیم: از یک طرف کتاب‌هایی که آن‌قدر تخصصی‌اند که مخاطب عمومی را کنار می‌گذارند و از طرف دیگر متن‌هایی که برای جذابیت بیشتر، دقت علمی را قربانی می‌کنند. متن ترویجی باید زبان روشن، منابع معتبر و توضیح درست مفاهیم داشته باشد. همچنین باید میان یک یافته قطعی، یک فرضیه و موضوعی که هنوز درباره آن پژوهش می‌شود تفاوت بگذارد. ibna.ir/x6Kc5 @ibna_official
🔰عصر اسکرول و مرگ آرام کتاب؛ آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟ 🔸یک مقاله تازه با بررسی روند تاریخی کاهش مطالعه در آمریکا استدلال می‌کند که افول کتاب‌خوانی نه با ظهور گوشی‌های هوشمند، بلکه دهه‌ها پیش‌تر آغاز شده است؛ با این حال، نویسنده معتقد است احیای فرهنگ مطالعه همچنان ممکن است، به شرط آنکه کتاب، فضاهای مناسب برای مطالعه و تجربه جمعی کتاب‌خوانی دوباره به زندگی روزمره بازگردند 🔸«جوئل هالدورف»، نویسنده و پژوهشگر، در مقاله‌ای با عنوان «آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟» که ۱۹ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده، با اشاره به بحث‌های اخیر درباره پایان «عصر مطالعه» می‌نویسد مشکل اصلی را نمی‌توان صرفاً به ظهور تلفن‌های هوشمند نسبت داد. 🔸هالدورف معتقد است برای بازسازی این فرهنگ، نخست باید از کتاب چاپی محافظت کرد. به اعتقاد او، کتاب چاپی نوعی فناوری است که برای تمرکز طراحی شده است؛ متنی را بدون لینک‌ها، ویدئوها و اعلان‌های مزاحم مقابل خواننده قرار می‌دهد و امکان ماندن در مسیر یک داستان یا استدلال را فراهم می‌کند. 🔸حتی ضخامت و ساختار فیزیکی کتاب نیز به خواننده کمک می‌کند جایگاه خود را در متن به خاطر بسپارد. خواننده گاهی نه فقط محتوای یک مطلب، بلکه محل قرار گرفتن آن روی صفحه را نیز به یاد می‌آورد. 🔸هالدورف می‌گوید تمرکز صرفاً مسئله‌ای فردی و ناشی از «قدرت اراده» نیست. معماری، محیط و انتظارات اجتماعی نیز بر میزان تمرکز انسان تاثیر می‌گذارند. رفتار ما در کتابخانه با رفتارمان در یک مرکز خرید متفاوت است، زیرا هر فضا به ما می‌گوید چه فعالیتی در آنجا مناسب است. ibna.ir/x6JGt @ibna_official
🔰فریاد جامعه جهانی ادبیات پس از ربع قرن سکوت؛ نامه ۱۸۰ نویسنده سرشناس برای پیگیری وضعیت نویسندگان ناپدیدشده اریتره 🔸بیش از ۱۸۰ نویسنده سرشناس جهان در نامه‌ای سرگشاده به ایسایاس افورقی، رئیس‌جمهور اریتره، خواستار ارائه مدرکی روشن و معتبر دال بر زنده بودن ۱۲ نویسنده و روزنامه‌نگاری شدند که از زمان سرکوب مطبوعات آزاد در پاییز ۲۰۰۱ در حبس انفرادی و بی‌خبری مطلق به سر می‌برند. 🔸نویسندگان در بخش پایانی نامه با مخاطب قرار دادن رئیس‌جمهور اریتره آورده‌اند: «آینده اریتره باید به دست درخشان‌ترین ذهن‌های این سرزمین رقم بخورد، نه با سرکوب آن‌ها؛ هیچ نویسنده یا روزنامه‌نگاری نباید به جرم بیان مسالمت‌آمیز اندیشه‌هایش ناپدید شود.» همچنین بورهان سونمز، رئیس انجمن جهانی قلم، با اشاره به کارزار این نهاد بین‌المللی تأکید کرد که ۲۵ سال بی‌خبری برای خانواده‌های این قربانیان شکنجه‌ای غیرقابل تحمل است و جامعه جهانی ادبیات تا روشن شدن حقیقت و آزادی آنان، نام این نویسندگان را زنده نگه خواهد داشت. ibna.ir/x6Kct @ibna_official