eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
793 دنبال‌کننده
15.4هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰ایبنا گزارش می‌دهد؛ اکران‌های پلاستیکی شعر در شهر! 🔸پایتخت ایران با جمعیت میلیونی با معابر و اتوبان‌های طولانی، از ظرفیت رویدادهای تقویمی، مثل روز شعر و ادب فارسی تنها ۱۸ سازه شهری است! 🔸با توجه به اینکه بیلبورد و سازه شهری، به دلیل گستره مخاطب و قرار گرفتن در مسیر رفت‌وآمد روزانه شهروندان، یکی از رسانه‌های در دسترس برای اطلاع‌رسانی و معرفی فرهنگی است و استفاده از این ظرفیت برای کتاب می‌تواند مخاطبانی را درگیر کند که الزاماً مخاطب مستقیم کتابفروشی‌ها، کتابخانه‌ها یا رویدادهای ادبی نیستند. 🔸تابلوهای شهری می‌توانند علاوه بر کارکردهای اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی، به رسانه‌ای محیطی برای معرفی شعر، کتاب و چهره‌های ادبی تبدیل شوند و سازمان زیباسازی نیز در کانال خبری خود اعلام کرده است که هدف از اکران «طبیعت شعر در شهر»، قرار دادن ادبیات فارسی در موقعیت‌های روزمره و در معرض دید مخاطبان عمومی است. 🔸مروری بر اکران‌های فرهنگی و ادبی نشان می‌دهد، این اکران‌ها عمدتاً در پیوند با مناسبت‌های تقویمی مانند روز شعر و ادب فارسی یا هفته کتاب مورد توجه قرار می‌گیرند؛ درحالی که معرفی ادبیات و ایجاد ارتباط میان مخاطب و آثار ادبی، فرایندی نیست که بتوان آن را به چند مناسبت در طول سال محدود کرد. 🔸یک تصویر، نام شاعر یا یک بیت شعر در مسیر رفت‌وآمد می‌تواند نخستین مواجهه کودک و نوجوان با موضوع ادبیات یا یک چهره ادبی باشد، اگرچه این مواجهه البته جایگزین مطالعه کتاب نیست، اما می‌تواند مکمل برنامه‌های کتاب‌خوانی، آموزشی و فرهنگی باشد و زمینه آشنایی اولیه با شاعران و نویسندگان را فراهم کند. 🔸استمرار اکران‌های ادبی در طول سال می‌تواند ادبیات را به بخشی ثابت از منظر شهری تبدیل کند. برای نمونه، می‌توان در دوره‌های مختلف زمانی، به شاعران کلاسیک، شاعران معاصر، نویسندگان، ادبیات کودک و نوجوان، کتاب‌های شاخص و مناسبت‌های ادبی اختصاص داد و محتوای اکران‌ها را متناسب با گروه‌های مختلف مخاطب تغییر داد. ibna.ir/x6Kcg @ibna_official
🔰پدیدارشناسی «افسانه سیزیف» و شکستِ منطقیِ «عصیان»؛ آناتومی یک توهم 🔸در این گزارش، «افسانه‌ی سیزیف» آلبر کامو از منظر بدبینی فلسفی و نقدهای پدیدارشناسانه بررسی می‌شود؛ روایتی که می‌پرسد آیا «عصیان» و «خوشبختی سیزیف» واقعاً پاسخی منسجم به پوچی‌اند یا تلاشی برای زیباشناختی کردن رنج و گریز از پیامدهای نیهیلیسم 🔸کامو تجربه‌ی پوچی را با استعاره‌هایی درخشان و تأثیرگذار توصیف می‌کند. او از لحظه‌ای سخن می‌گوید که «دکورها فرو می‌ریزند» (Stage sets collapse). زندگی روزمره با ریتم مکانیکیِ «بیدار شدن، تراموا، چهار ساعت کار، غذا، تراموا، خواب» ناگهان معنای خود را از دست می‌دهد و پرسشِ «چرا» (Why) سر بر می‌آورد. در این لحظه، جهان بیگانگی و «تراکم» (Density) خود را آشکار می‌کند؛ اینکه چگونه یک سنگ یا منظره، با تمامیِ «بی‌تفاوتیِ بدوی» (Primitive Hostility) خود، در برابرِ تلاش ما برای معنابخشی و تسلطِ مفهومی مقاومت می‌کند. 🔸کامو وحشتِ عریانِ ناشی از پوچی را می‌گیرد و آن را به یک اثرِ هنریِ حماسی تبدیل می‌کند. او با خلقِ استعاره‌ی «عصیان»، در واقع در حالِ لنگر انداختن در یک ارزشِ ساختگی است تا از فروپاشیِ روانی جلوگیری کند. کامو ادعا می‌کند که با حقیقت روبرو شده است (Lucidity)، اما زاپفه استدلال می‌کند که هیچ انسانی نمی‌تواند با حقیقتِ عریانِ هستی روبرو شود و زنده بماند، مگر اینکه آن را تحریف کند. کامو صرفاً نوعِ جدیدی از لنگر را ساخته است: لنگرِ "قهرمانِ پوچ". 🔸کامو استدلال می‌کند که خودکشی، «پذیرشِ» پوچی است و بنابراین نوعی تسلیم است. او می‌خواهد پوچی را «حفظ» کند و معتقد است که خودکشی، پوچی را از بین می‌برد (چون یکی از طرفینِ معادله، یعنی انسان، حذف می‌شود). اینجا یک مغالطه منطقی آشکار وجود دارد که فیلسوفانی چون ماینلندر آن را هدف می‌گیرند. اگر پوچی بدترین وضعیت است (یا دست‌کم وضعیتی نامطلوب، فاقدِ ارزشِ ذاتی و رنج‌آور است)، چرا باید آن را «حفظ» کرد؟ کامو هیچ دلیلِ منطقی برای «ارزشِ» حفظِ پوچی ارائه نمی‌دهد، جز اینکه «این تنها حقیقت است». اما آیا «حقیقت بودن»ِ یک رنج، دلیلی برای تداوم بخشیدن به آن است؟ 🔸️کامو اصطلاح «خودکشی فلسفی» را برای توصیفِ متفکرانی به کار می‌برد که با «جهش» به سوی خدا یا امرِ مطلق، عقلِ خود را قربانی می‌کنند (مانند یاسپرس، کیرکگور، و لئو شستوف). او معتقد است که آن‌ها نتوانسته‌اند تعادلِ دردناکِ پوچی را حفظ کنند و به آغوشِ گرمِ توهم پناه برده‌اند. @ibna_official
🔰«سفرنامه لرش» در گفت‌وگو با ساسان طهماسبی؛ راوی روزگار زوال نادر نخستین سیاحی که مراسم محرم را به تصویر کشید 🔸پژوهشگر تاریخ و سفرنامه‌پژوه گفت: نادرشاه قصد داشت ایران را به یک امپراتوری بزرگ تبدیل کند، اما به این واقعیت توجه نمی‌کرد که کشور ایران بعد از شورش ویرانگر محمود افغان و سقوط صفویه، به‌شدت فقیر شده است و تاب تحمل این‌همه فشار اقتصادی را ندارد. 🔸بخش‌های پایانی سفرنامۀ لرش به گیلان اختصاص دارند. لرش در جریان همراهی سفیر روسیه که به دربار نادرشاه اعزام شده بود، مدتی در گیلان توقف کرد و شاهد وقایع و آشوب‌های پس از قتل نادر و البته درد و رنج‌هایی بود که مردم گیلان بر اثر شورش، قحطی و شیوع بیماری طاعون تحمل می‌کردند. 🔸سفری که لرش در کنار سربازان و صاحب‌منصبان نادرشاه تجربه کرد، نشان می‌دهد که آنها نیز در شرایط ناگواری زندگی می‌کردند و پافشاری نادرشاه بر ادامه جنگ‌های بی‌پایان باعث نارضایتی گسترده شده بود. حتی اطرافیان نادرشاه آزرده‌خاطر بودند و نادرشاه دیگر آن محبوبیت سال‌های نخستین را نداشت. 🔸یکی از همراهان لرش به نام دکتر جان کوک نیز سفرنامه‌ای دارد که به سفر هیئت دیپلماتیک روسیه از مسکو تا رشت می‌پردازد. این متن از لحاظ حجم اطلاعات، قابل‌مقایسه با سفرنامه لرش نیست، اما اطلاعات ارزشمندی در آن یافت می‌شود، به‌ویژه در مورد قحطی و بیماری طاعون در گیلان. جان کوک گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای در این مورد تهیه کرده است که ارزش ترجمه دارند. ibna.ir/x6JNk @ibna_official
🔰بهروز غریب‌پور، نویسنده و کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با ایبنا: شعر کلاسیک را باید برای صحنه دوباره کشف کرد 🔸غریب‌پور گفت: در اپرا تئاترهای عروسکی‌ام تلاش کرده‌ام همه تجاربم را در کنار موسیقی ایرانی و طراحی تجسمی به کار گیرم تا اثری درخور شأن ادبیات کلاسیک ایران ساخته شود؛ کاری که انجام داده‌ام بسیار فرساینده است به‌طوری که کسی سراغش نمی‌رود 🔸بهروز غریب‌پور، درباره استفاده از اشعار در کهن در تئاتر و اپرا تئاتر و تفاوت اشعار شاعران مختلف به ایبنا گفت: استفاده ازشعرهای شاعران مختلف در این رابطه تفاوت‌های زیادی دارد. استفاده از شاهنامه فردوسی و داستان‌های نظامی با دخل و تصرف و کم و زیاد کردن و گزینش بعضی از مصرع‌ها و ابیات آسان‌تر است، اما در مورد حافظ، مولوی و خیام قطعاً کار بسیار دشوارتر است. با اینکه خود مثنوی معنوی لبریز از داستان‌های کوتاه است ولی شایستگی تبدیل به اپرا را ندارد. مثلاً برای نوشتن اپرای مولوی ابتدا مبنا را روی غزلیات شمس گذاشتم و بعد به تناسب از مصرع‌ها و ابیات سایر شاعران هم استفاده کردم؛ به گونه‌ای که در اپرای مولوی، برای آنکه دیالوگ‌های متناسب وجود داشته باشد تحقیقات زیادی انجام دادم. 🔸انتخاب ابیاتی که خواننده قدرت اجرای آن‌ها را داشته باشد بسیار مهم است. نباید از واژگانی استفاده کرد که مخاطب را سردرگم کرده یا نیاز به توضیح اضافی داشته باشد. بیت‌ها باید ویژگی دیالوگ در اپرا را داشته باشند؛ یعنی همانند تیر، مستقیماً به هدف بخورند و مقصود کاراکتر از آن بیت روشن باشد، درست مانند تئاتر. 🔸تفاوت اپرای ما با اپرای غربی این است که در غرب، تفاوتی نمی‌کند که مادام باترفلای را چه کسی بازی کند؛ آنها صدای سوپرانو می‌خواهند؛ زیرا بر اساس تکنیک است. اما در اپرای ایرانی و تعزیه، دستگاه موسیقی باید با مضمون هماهنگ باشد؛ مثلاً در تعزیه جایی که حر می‌خواهد بخواند باید در دستگاه چهارگاه اجرا شود تا یادآور شجاعت و دلاوری باشد و همزمان دلنشین باشد. در اپراهای من، این محدودیت‌ها با استفاده از ردیف‌های متنوع و دستگاه‌های مختلف حل شده‌اند. هدفم نزدیک شدن به اجرای زنده‌ای است که تمام ویژگی‌های اپرای کلاسیک ایرانی را داشته باشد. ibna.ir/x6z6G @ibna_official
🔰ایبنا به‌مناسبت شروع سال تحصیلی مرور می‌کند؛ مدرسه و ادبیات کودک و نوجوان 🔸مدرسه یکی از نخستین محیط‌هایی است که کودک در آن، خارج از خانواده، با گروهی از همسالان خود زندگی می‌کند. او در مدرسه برای نخستین‌بار با دوستی‌های مستقل از خانواده، رقابت، شکست، موفقیت، قوانین اجتماعی و گاهی حتی بی‌عدالتی مواجه می‌شود 🔸مدرسه در بسیاری از آثار کودک و نوجوان فقط محل وقوع داستان نیست؛ جایی است که شخصیت‌ها در آن دوست پیدا می‌کنند، با رقیب روبه‌رو می‌شوند، شکست می‌خورند، موفق می‌شوند، با قوانین کنار می‌آیند و نخستین تجربه‌های اجتماعی خود را پشت سر می‌گذارند. بعضی از این آثار کاملاً واقع‌گرایانه‌اند و بعضی، فضای مدرسه را با خیال، جادو و ماجراجویی درهم می‌آمیزند. 🔸وجه مشترک بسیاری از این آثار، خود مدرسه نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که شخصیت‌ها در مدرسه از سر می‌گذرانند.حتی وقتی داستانی مانند «هری پاتر» در یک مدرسه جادویی اتفاق می‌افتد یا «مدرسه عالی شرارت» مدرسه‌ای خیالی برای خلافکارهاست، بخش مهمی از جذابیت آن از تجربه‌ای می‌آید که مخاطب واقعی نیز با آن آشناست. 🔸آغاز سال تحصیلی، بنابراین می‌تواند بهانه‌ای باشد برای بازگشت به این داستان‌ها؛ داستان‌هایی که یادآوری می‌کنند مدرسه برای بسیاری از ما فقط محل درس خواندن نبوده است. مدرسه یکی از نخستین صحنه‌هایی است که در آن دوستی کرده‌ایم، رقابت کرده‌ایم، ترسیده‌ایم، خندیده‌ایم و در نهایت، بخشی از کودکی و نوجوانی خود را ساخته‌ایم. ibna.ir/x6Kcr @ibna_official
🔰چالش‌های نشر علمی در گفتگو با بهاره صفوی بررسی شد؛ معماری ذهن علمی در جامعه 🔸ترویج علم فرآیندی است که دانایی را از حصار تخصصی دانشگاه‌ها خارج کرده و به متن زندگی روزمره مردم پیوند می‌زند. بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، معتقد است ناشران علمی باید با عبور از نگاه صرفا تجاری، نیازهای واقعی جامعه را بشناسند و به جای تکیه مطلق بر ترجمه، بسترهای تولید محتوای بومی و دقیق را فراهم کنند. 🔸ترجمه برای نشر علمی ضروری است و نباید آن را رقیب تألیف دانست. در واقع ترجمه یکی از ابزارهای انتقال دانش جهانی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که ترجمه به تنها مسیر تولید محتوای علمی تبدیل شود و به دلیل حاشیه سود بالاتر و ریسک کمتر، فرصت تنفس را از نویسنده بومی بگیرد. ما در ایران پژوهشگر و دانشمند کم نداریم، اما این دانش الزاماً به کتابی خواندنی برای مردم تبدیل نمی‌شود. نویسندگی علم مهارتی است که میان دانش تخصصی و زبان عمومی پل می‌زند. 🔸ما در ایران موضوعات بسیار مهمی برای تولید کتاب علمی داریم؛ از تنوع زیستی و اقلیم گرفته تا نجوم، پزشکی، زمین‌شناسی و تاریخ علم. اما هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت عظیم دانشگاهی را به یک جریان مستمر و حرفه‌ای در نشر عمومی تبدیل کنیم. یکی از دلایل اصلی، گسست میان دانشگاه و بازار نشر است. پژوهش در دانشگاه تولید می‌شود، اما مسیر تبدیل آن به محتوای قابل فهم برای مردم هنوز بسیار ضعیف است. وقتی درباره تغییرات اقلیمی حرف می‌زنیم، مخاطب ایرانی باید بداند این مسئله چه ارتباطی با آب، کشاورزی، تالاب‌ها و زندگی روزمره او دارد. شناخت علمی سرزمین زمانی اتفاق می‌افتد که مردم علم را در محیط زندگی خودشان ببینند، نه در قالب مقالات ثقیل آکادمیک. 🔸 به نظرم متن علمی خوب، متنی نیست که فقط ساده‌سازی شده باشد؛ باید قابل فهم باشد، بدون اینکه نادرست شود. ما با دو آسیب اصلی مواجهیم: از یک طرف کتاب‌هایی که آن‌قدر تخصصی‌اند که مخاطب عمومی را کنار می‌گذارند و از طرف دیگر متن‌هایی که برای جذابیت بیشتر، دقت علمی را قربانی می‌کنند. متن ترویجی باید زبان روشن، منابع معتبر و توضیح درست مفاهیم داشته باشد. همچنین باید میان یک یافته قطعی، یک فرضیه و موضوعی که هنوز درباره آن پژوهش می‌شود تفاوت بگذارد. ibna.ir/x6Kc5 @ibna_official
🔰عصر اسکرول و مرگ آرام کتاب؛ آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟ 🔸یک مقاله تازه با بررسی روند تاریخی کاهش مطالعه در آمریکا استدلال می‌کند که افول کتاب‌خوانی نه با ظهور گوشی‌های هوشمند، بلکه دهه‌ها پیش‌تر آغاز شده است؛ با این حال، نویسنده معتقد است احیای فرهنگ مطالعه همچنان ممکن است، به شرط آنکه کتاب، فضاهای مناسب برای مطالعه و تجربه جمعی کتاب‌خوانی دوباره به زندگی روزمره بازگردند 🔸«جوئل هالدورف»، نویسنده و پژوهشگر، در مقاله‌ای با عنوان «آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟» که ۱۹ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده، با اشاره به بحث‌های اخیر درباره پایان «عصر مطالعه» می‌نویسد مشکل اصلی را نمی‌توان صرفاً به ظهور تلفن‌های هوشمند نسبت داد. 🔸هالدورف معتقد است برای بازسازی این فرهنگ، نخست باید از کتاب چاپی محافظت کرد. به اعتقاد او، کتاب چاپی نوعی فناوری است که برای تمرکز طراحی شده است؛ متنی را بدون لینک‌ها، ویدئوها و اعلان‌های مزاحم مقابل خواننده قرار می‌دهد و امکان ماندن در مسیر یک داستان یا استدلال را فراهم می‌کند. 🔸حتی ضخامت و ساختار فیزیکی کتاب نیز به خواننده کمک می‌کند جایگاه خود را در متن به خاطر بسپارد. خواننده گاهی نه فقط محتوای یک مطلب، بلکه محل قرار گرفتن آن روی صفحه را نیز به یاد می‌آورد. 🔸هالدورف می‌گوید تمرکز صرفاً مسئله‌ای فردی و ناشی از «قدرت اراده» نیست. معماری، محیط و انتظارات اجتماعی نیز بر میزان تمرکز انسان تاثیر می‌گذارند. رفتار ما در کتابخانه با رفتارمان در یک مرکز خرید متفاوت است، زیرا هر فضا به ما می‌گوید چه فعالیتی در آنجا مناسب است. ibna.ir/x6JGt @ibna_official
🔰فریاد جامعه جهانی ادبیات پس از ربع قرن سکوت؛ نامه ۱۸۰ نویسنده سرشناس برای پیگیری وضعیت نویسندگان ناپدیدشده اریتره 🔸بیش از ۱۸۰ نویسنده سرشناس جهان در نامه‌ای سرگشاده به ایسایاس افورقی، رئیس‌جمهور اریتره، خواستار ارائه مدرکی روشن و معتبر دال بر زنده بودن ۱۲ نویسنده و روزنامه‌نگاری شدند که از زمان سرکوب مطبوعات آزاد در پاییز ۲۰۰۱ در حبس انفرادی و بی‌خبری مطلق به سر می‌برند. 🔸نویسندگان در بخش پایانی نامه با مخاطب قرار دادن رئیس‌جمهور اریتره آورده‌اند: «آینده اریتره باید به دست درخشان‌ترین ذهن‌های این سرزمین رقم بخورد، نه با سرکوب آن‌ها؛ هیچ نویسنده یا روزنامه‌نگاری نباید به جرم بیان مسالمت‌آمیز اندیشه‌هایش ناپدید شود.» همچنین بورهان سونمز، رئیس انجمن جهانی قلم، با اشاره به کارزار این نهاد بین‌المللی تأکید کرد که ۲۵ سال بی‌خبری برای خانواده‌های این قربانیان شکنجه‌ای غیرقابل تحمل است و جامعه جهانی ادبیات تا روشن شدن حقیقت و آزادی آنان، نام این نویسندگان را زنده نگه خواهد داشت. ibna.ir/x6Kct @ibna_official
🔰به مناسبت سالروز ولادت خجسته امام یازدهم شیعیان؛ اهمیت خوانش تمدنی تقیه امام عسکری(ع) درباره حضرت حجت(عج) 🔸خوانش تمدنی سیره امام عسکری(ع) نشان می‌دهد که پنهان‌سازی تولد امام عصر(عج)، معرفی محدود ایشان به خواص، تقویت نهاد وکالت، مقابله با غلو و وکلای فاسد و فراهم کردن زمینه ارتباط واسطه‌ای با امام غایب را می‌توان در یک منظومه واحد مطالعه کرد؛ منظومه‌ای که در آن، اقدامات پراکنده تاریخی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصویری از چگونگی استمرار یک مکتب در شرایط گذار ارائه می‌دهند. 🔸امام عسکری(ع) با پنهان‌کاری در زمان تولد امام عصر(عج)، اطلاع‌رسانی محدود به عموم و در عین حال مطلع ساختن خواص، زمینه‌ای را فراهم کردند تا افرادی از خواص بتوانند بعدها بر تولد و وجود امام عصر(عج) گواهی دهند. 🔸اگر هیچ‌کس نمی‌توانست بر تولد و رؤیت امام عصر(عج) شهادت دهد، تولد و زنده بودن ایشان به‌طور جدی زیر سؤال می‌رفت و در نتیجه، شکل‌گیری جریان سفیران و غیبت صغری نیز با مشکل مواجه می‌شد؛ چه رسد به غیبت کبری. 🔸این تحلیل، یکی از ابعاد مهم «مدیریت راهبردی» امام حسن عسکری(ع) را آشکار می‌کند که می‌توان از آن با عنوان «مدیریت گواه» یاد کرد. امام عسکری(ع) در این چارچوب، نوعی سازوکار احراز و تثبیت هویت و وجود امام آینده را طراحی کردند تا غیبت از یک «فراغ رهبری» به یک «دوران آزمون و سازمان‌دهی» تبدیل شود. 🔸در یک تحلیل تمدنی، غیبت صغری را می‌توان یک «دوران گذار» دانست؛ دورانی که در آن اعتماد مردم از «رؤیت مستقیم» در عصر امام عسکری(ع) به «اعتماد به وکیل و سفیر» منتقل شد. 🔸امام عسکری(ع) با مطلع کردن خواص، در واقع بخشی از «زیرساخت اعتماد» برای سفرا را فراهم کردند. هنگامی که مردم می‌دیدند افرادی از خواص و افراد مورد اعتماد، بر تولد و وجود امام شهادت می‌دهند، پذیرش این امر نیز برای آنان امکان‌پذیرتر می‌شد که سفیران بتوانند پیام‌ها و نامه‌های امام را منتقل کنند. 🔸از این منظر، غیبت صغری را می‌توان پل ارتباطی میان «ایمان به حضور» و «ایمان به غیبت» دانست. ibna.ir/x6KcB @ibna_official
🔰روایت عشق اسماعیل یغمایی به باستان‌شناسی و میراث فرهنگی؛ باستان‌شناس عاشق جایگاه یغمایی را باید با «ترازوی عشق» سنجید 🔸سیدمحمد بهشتی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و حرفه‌ای اسماعیل یغمایی، از او به‌عنوان نمونه‌ای از «باستان‌شناس عاشق» یاد کرد و گفت: عشق، برخلاف بسیاری از انتخاب‌های انسانی، امری ارادی نیست و نمی‌توان درباره عاشق‌شدن تصمیم گرفت. به گفته او، در میان باستان‌شناسان نیز افرادی وجود دارند که عشق به این حوزه در تمام زندگی حرفه‌ای آنان جاری بوده و یغمایی از جمله این افراد بود. 🔸یغمایی از جمله چهره‌هایی بود که با خلوص و جدیت، ایران، آثار باستانی و میراث فرهنگی کشور را دوست داشت و در مسیر معرفی و حفاظت از این میراث تلاش کرد. 🔸او از نظر باستان‌شناسی در مکتب استاد عزت‌الله نگهبان آموزش دید و ویژگی‌هایی همچون پاکدستی، جدیت و وفاداری به میراث فرهنگی را از این مکتب آموخت؛ همچنین در حوزه نگارش و فرهنگ، تحت تأثیر پدرش، استاد حبیب یغمایی، قرار داشت. 🔸آثار مکتوب یغمایی صرفاً کتاب‌هایی درباره تاریخ و باستان‌شناسی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد می‌توان آنها را اسنادی برای شناخت تاریخ شکل‌گیری و تحول نهادهای باستان‌شناسی و میراث فرهنگی ایران دانست. در این آثار، علاوه بر اطلاعات مربوط به محوطه‌ها و یافته‌های باستان‌شناختی، نام افراد، مکان‌ها، رویدادها و بخشی از تجربه‌های شفاهی و حرفه‌ای فعالان این حوزه نیز ثبت شده است. ibna.ir/x6Kcx @ibna_official
🔰مولف کتاب «جاده‌های ناتمام»: زندگی زنی که با جنگ همخانه بود 🔸محبوبه عزیزی، مولف کتاب «جاده‌های ناتمام» گفت: تعامل با همسر یکی از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه باعث شد من در مصاحبه و تدوین این زندگی تجربه‌های جدیدی پیدا کنم که تا به حال نداشتم. کار با آن‌ها ظرافت‌ها و دقت نظرها و ملاحظاتی دارد که در مصاحبه‌های عادی کمتر مطرح می‌شود از این جهت من بعد از این کار به تجربه تازه‌ای رسیدم. 🔸«جاده‌های ناتمام» از آن دست روایت‌هایی است که به جرأت می‌توان گفت بخشی از پازل تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی را کامل می‌کند. در واقع جنگ را از دید کسانی روایت می‌کند که هر چند به صورت مستقیم در خط مقدم درگیری با دشمن قرار نداشتند اما به مناطق درگیری نزدیک بودند و محل‌هایی زندگی‌شان مدام زیر گلوله‌باران و بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشت اما هرگز نخواستند شریک زندگی خودشان را تنها بگذارند و به مناطق امن بروند و بر عهد خویش با همسران‌شان پایبند ماندند. 🔸 سیر طبیعی کتاب ایجاب می‌کند که از یک فضای آرام فرهنگی خانوادگی به اتفاق‌های خشونت‌بار جنگ پرتاب شود و ناخودآگاه زندگی تغییر می‌کند و تغییر زندگی و سبک آن در طول کتاب نمود می‌یابد؛ در ابتدا می‌خواهیم با راوی آشنا شویم دختری که در خانواده عزیزکرده و دردانه است و یکباره به واسطه زندگی تازه و رویارویی با موقعیت جدید به فضای متفاوتی پرتاب می‌شود و این باید در متن کتاب نمایان می‌شد و خواننده آن را درمی‌یافت؛ این چیزی نبوده که من بخواهم برجسته‌اش کنم، خود راوی و زندگی‌اش به این سمت می‌رود. در واقع این یک سفرنامه است سفر به زندگی خانم بشردوست که از سرزمین سرسبز بابلسر شروع می‌شود و در جاده‌های خشک جنوب و در کوهستان‌های غرب ادامه می‌یابد. زندگی‌ که پیوسته سایه جنگ را بالای سر خود دارد و ناگزیر از جابه‌جایی در جاده‌هاست. 🔸من به عنوان نویسنده نمی‌توانم اطلاعات خلق کنم وقتی راوی بیش از این ورود نمی‌کند یا یادش نیست یا دوست ندارد وارد شود یا نمی‌داند آن زمان مدت کوتاهی کنار هم بودند و ارتباط معمولی داشتند حالا که شامل زمان شده این فرماندهان مطرح و شناخته شده هستند آن زمان در بین بعضی از همسرهای آن‌ها ارتباطی بیش از این نبوده است. اگر هم بوده باید راوی نقل می‌کرده و با وجود کنکاش من چیزی بیش از این نقل نکرده است. ibna.ir/x6K5Q @ibna_official
🔰یادداشت مهری پریرخ در آستانه سالروز تولد نوش‌آفرین انصاری؛ کتابدار نواندیش 🔸مهری پریرخ، استاد بازنشسته رشته کتابداری دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی-دانشگاه فردوسی، به‌مناسبت سالروز تولد نوش‌آفرین انصاری، درباره این کتابدار نواندیش و پیشرو نوشت. 🔸نواندیشی این استاد فرهیخته در مورد نقش کتابخانه در مدارس و پیشرفت تحصیلی، زمینه گفتمان در مورد «کتابخانه قلب مدرسه است» را باز کرد. بر پایه این مکتب فکری،‌ ارزش گنجانیدن کتابخانه مدارس در برنامه درسی زمینه موضوع تحقیقات دانشگاهی و گفت‌وگو در همایش‌ها شد. گرچه نظام آموزشی هیچ‌گاه از این درب باز شده برای تحول در برنامه‌های درسی استفاده نکرد ولی نتیجه این گفت‌وگوها و پژوهش‌ها بستر دانشی لازم را برای تغییر آماده کرده است. با این حال، جامعه پیشرو نسبت به این دیدگاه بی‌تفاوت نبوده است. شاهد اثربخشی این نگاه نو به آموزش در گروه‌های مردم‌نهاد هستیم. آن‌ها با تأسیس کتابخانه در مناطق محروم و در برخی از مدارس خصوصی از این مکتب فکری پیروی کرده و کتاب را وارد نظام فکری و برنامه‌های درسی کرده‌اند. 🔸او با تاسیس شورای کتاب کودک، ادبیات کودک را صاحب خانه و هویت کرد. علاقه‌مندان آن از سرگردانی رهایی یافته و محفلی پیدا کردند که در آنجا می‌توانند بگویند، نظر دهند، بشنوند، بخوانند و منتشر کنند. ارزیابی انتشارات ادبیات کودک، بر پایه روندی علمی و خلاقانه و اعلام منظم نتایج، کاری جسورانه، وقت‌گیر و ارزنده بوده است. ibna.ir/x6KcK @ibna_official