🔰چالشهای نشر علمی در گفتگو با بهاره صفوی بررسی شد؛
معماری ذهن علمی در جامعه
🔸ترویج علم فرآیندی است که دانایی را از حصار تخصصی دانشگاهها خارج کرده و به متن زندگی روزمره مردم پیوند میزند. بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، معتقد است ناشران علمی باید با عبور از نگاه صرفا تجاری، نیازهای واقعی جامعه را بشناسند و به جای تکیه مطلق بر ترجمه، بسترهای تولید محتوای بومی و دقیق را فراهم کنند.
🔸ترجمه برای نشر علمی ضروری است و نباید آن را رقیب تألیف دانست. در واقع ترجمه یکی از ابزارهای انتقال دانش جهانی است. مشکل از جایی شروع میشود که ترجمه به تنها مسیر تولید محتوای علمی تبدیل شود و به دلیل حاشیه سود بالاتر و ریسک کمتر، فرصت تنفس را از نویسنده بومی بگیرد. ما در ایران پژوهشگر و دانشمند کم نداریم، اما این دانش الزاماً به کتابی خواندنی برای مردم تبدیل نمیشود. نویسندگی علم مهارتی است که میان دانش تخصصی و زبان عمومی پل میزند.
🔸ما در ایران موضوعات بسیار مهمی برای تولید کتاب علمی داریم؛ از تنوع زیستی و اقلیم گرفته تا نجوم، پزشکی، زمینشناسی و تاریخ علم. اما هنوز نتوانستهایم این ظرفیت عظیم دانشگاهی را به یک جریان مستمر و حرفهای در نشر عمومی تبدیل کنیم. یکی از دلایل اصلی، گسست میان دانشگاه و بازار نشر است. پژوهش در دانشگاه تولید میشود، اما مسیر تبدیل آن به محتوای قابل فهم برای مردم هنوز بسیار ضعیف است. وقتی درباره تغییرات اقلیمی حرف میزنیم، مخاطب ایرانی باید بداند این مسئله چه ارتباطی با آب، کشاورزی، تالابها و زندگی روزمره او دارد. شناخت علمی سرزمین زمانی اتفاق میافتد که مردم علم را در محیط زندگی خودشان ببینند، نه در قالب مقالات ثقیل آکادمیک.
🔸 به نظرم متن علمی خوب، متنی نیست که فقط سادهسازی شده باشد؛ باید قابل فهم باشد، بدون اینکه نادرست شود. ما با دو آسیب اصلی مواجهیم: از یک طرف کتابهایی که آنقدر تخصصیاند که مخاطب عمومی را کنار میگذارند و از طرف دیگر متنهایی که برای جذابیت بیشتر، دقت علمی را قربانی میکنند. متن ترویجی باید زبان روشن، منابع معتبر و توضیح درست مفاهیم داشته باشد. همچنین باید میان یک یافته قطعی، یک فرضیه و موضوعی که هنوز درباره آن پژوهش میشود تفاوت بگذارد.
ibna.ir/x6Kc5
@ibna_official
🔰عصر اسکرول و مرگ آرام کتاب؛
آیا گوشیهای هوشمند واقعاً مطالعه را از بین بردهاند؟
🔸یک مقاله تازه با بررسی روند تاریخی کاهش مطالعه در آمریکا استدلال میکند که افول کتابخوانی نه با ظهور گوشیهای هوشمند، بلکه دههها پیشتر آغاز شده است؛ با این حال، نویسنده معتقد است احیای فرهنگ مطالعه همچنان ممکن است، به شرط آنکه کتاب، فضاهای مناسب برای مطالعه و تجربه جمعی کتابخوانی دوباره به زندگی روزمره بازگردند
🔸«جوئل هالدورف»، نویسنده و پژوهشگر، در مقالهای با عنوان «آیا گوشیهای هوشمند واقعاً مطالعه را از بین بردهاند؟» که ۱۹ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده، با اشاره به بحثهای اخیر درباره پایان «عصر مطالعه» مینویسد مشکل اصلی را نمیتوان صرفاً به ظهور تلفنهای هوشمند نسبت داد.
🔸هالدورف معتقد است برای بازسازی این فرهنگ، نخست باید از کتاب چاپی محافظت کرد. به اعتقاد او، کتاب چاپی نوعی فناوری است که برای تمرکز طراحی شده است؛ متنی را بدون لینکها، ویدئوها و اعلانهای مزاحم مقابل خواننده قرار میدهد و امکان ماندن در مسیر یک داستان یا استدلال را فراهم میکند.
🔸حتی ضخامت و ساختار فیزیکی کتاب نیز به خواننده کمک میکند جایگاه خود را در متن به خاطر بسپارد. خواننده گاهی نه فقط محتوای یک مطلب، بلکه محل قرار گرفتن آن روی صفحه را نیز به یاد میآورد.
🔸هالدورف میگوید تمرکز صرفاً مسئلهای فردی و ناشی از «قدرت اراده» نیست. معماری، محیط و انتظارات اجتماعی نیز بر میزان تمرکز انسان تاثیر میگذارند. رفتار ما در کتابخانه با رفتارمان در یک مرکز خرید متفاوت است، زیرا هر فضا به ما میگوید چه فعالیتی در آنجا مناسب است.
ibna.ir/x6JGt
@ibna_official
🔰فریاد جامعه جهانی ادبیات پس از ربع قرن سکوت؛
نامه ۱۸۰ نویسنده سرشناس برای پیگیری وضعیت نویسندگان ناپدیدشده اریتره
🔸بیش از ۱۸۰ نویسنده سرشناس جهان در نامهای سرگشاده به ایسایاس افورقی، رئیسجمهور اریتره، خواستار ارائه مدرکی روشن و معتبر دال بر زنده بودن ۱۲ نویسنده و روزنامهنگاری شدند که از زمان سرکوب مطبوعات آزاد در پاییز ۲۰۰۱ در حبس انفرادی و بیخبری مطلق به سر میبرند.
🔸نویسندگان در بخش پایانی نامه با مخاطب قرار دادن رئیسجمهور اریتره آوردهاند: «آینده اریتره باید به دست درخشانترین ذهنهای این سرزمین رقم بخورد، نه با سرکوب آنها؛ هیچ نویسنده یا روزنامهنگاری نباید به جرم بیان مسالمتآمیز اندیشههایش ناپدید شود.» همچنین بورهان سونمز، رئیس انجمن جهانی قلم، با اشاره به کارزار این نهاد بینالمللی تأکید کرد که ۲۵ سال بیخبری برای خانوادههای این قربانیان شکنجهای غیرقابل تحمل است و جامعه جهانی ادبیات تا روشن شدن حقیقت و آزادی آنان، نام این نویسندگان را زنده نگه خواهد داشت.
ibna.ir/x6Kct
@ibna_official
🔰به مناسبت سالروز ولادت خجسته امام یازدهم شیعیان؛
اهمیت خوانش تمدنی تقیه امام عسکری(ع) درباره حضرت حجت(عج)
🔸خوانش تمدنی سیره امام عسکری(ع) نشان میدهد که پنهانسازی تولد امام عصر(عج)، معرفی محدود ایشان به خواص، تقویت نهاد وکالت، مقابله با غلو و وکلای فاسد و فراهم کردن زمینه ارتباط واسطهای با امام غایب را میتوان در یک منظومه واحد مطالعه کرد؛ منظومهای که در آن، اقدامات پراکنده تاریخی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تصویری از چگونگی استمرار یک مکتب در شرایط گذار ارائه میدهند.
🔸امام عسکری(ع) با پنهانکاری در زمان تولد امام عصر(عج)، اطلاعرسانی محدود به عموم و در عین حال مطلع ساختن خواص، زمینهای را فراهم کردند تا افرادی از خواص بتوانند بعدها بر تولد و وجود امام عصر(عج) گواهی دهند.
🔸اگر هیچکس نمیتوانست بر تولد و رؤیت امام عصر(عج) شهادت دهد، تولد و زنده بودن ایشان بهطور جدی زیر سؤال میرفت و در نتیجه، شکلگیری جریان سفیران و غیبت صغری نیز با مشکل مواجه میشد؛ چه رسد به غیبت کبری.
🔸این تحلیل، یکی از ابعاد مهم «مدیریت راهبردی» امام حسن عسکری(ع) را آشکار میکند که میتوان از آن با عنوان «مدیریت گواه» یاد کرد. امام عسکری(ع) در این چارچوب، نوعی سازوکار احراز و تثبیت هویت و وجود امام آینده را طراحی کردند تا غیبت از یک «فراغ رهبری» به یک «دوران آزمون و سازماندهی» تبدیل شود.
🔸در یک تحلیل تمدنی، غیبت صغری را میتوان یک «دوران گذار» دانست؛ دورانی که در آن اعتماد مردم از «رؤیت مستقیم» در عصر امام عسکری(ع) به «اعتماد به وکیل و سفیر» منتقل شد.
🔸امام عسکری(ع) با مطلع کردن خواص، در واقع بخشی از «زیرساخت اعتماد» برای سفرا را فراهم کردند. هنگامی که مردم میدیدند افرادی از خواص و افراد مورد اعتماد، بر تولد و وجود امام شهادت میدهند، پذیرش این امر نیز برای آنان امکانپذیرتر میشد که سفیران بتوانند پیامها و نامههای امام را منتقل کنند.
🔸از این منظر، غیبت صغری را میتوان پل ارتباطی میان «ایمان به حضور» و «ایمان به غیبت» دانست.
ibna.ir/x6KcB
@ibna_official
🔰روایت عشق اسماعیل یغمایی به باستانشناسی و میراث فرهنگی؛
باستانشناس عاشق
جایگاه یغمایی را باید با «ترازوی عشق» سنجید
🔸سیدمحمد بهشتی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی و حرفهای اسماعیل یغمایی، از او بهعنوان نمونهای از «باستانشناس عاشق» یاد کرد و گفت: عشق، برخلاف بسیاری از انتخابهای انسانی، امری ارادی نیست و نمیتوان درباره عاشقشدن تصمیم گرفت. به گفته او، در میان باستانشناسان نیز افرادی وجود دارند که عشق به این حوزه در تمام زندگی حرفهای آنان جاری بوده و یغمایی از جمله این افراد بود.
🔸یغمایی از جمله چهرههایی بود که با خلوص و جدیت، ایران، آثار باستانی و میراث فرهنگی کشور را دوست داشت و در مسیر معرفی و حفاظت از این میراث تلاش کرد.
🔸او از نظر باستانشناسی در مکتب استاد عزتالله نگهبان آموزش دید و ویژگیهایی همچون پاکدستی، جدیت و وفاداری به میراث فرهنگی را از این مکتب آموخت؛ همچنین در حوزه نگارش و فرهنگ، تحت تأثیر پدرش، استاد حبیب یغمایی، قرار داشت.
🔸آثار مکتوب یغمایی صرفاً کتابهایی درباره تاریخ و باستانشناسی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد میتوان آنها را اسنادی برای شناخت تاریخ شکلگیری و تحول نهادهای باستانشناسی و میراث فرهنگی ایران دانست. در این آثار، علاوه بر اطلاعات مربوط به محوطهها و یافتههای باستانشناختی، نام افراد، مکانها، رویدادها و بخشی از تجربههای شفاهی و حرفهای فعالان این حوزه نیز ثبت شده است.
ibna.ir/x6Kcx
@ibna_official
🔰مولف کتاب «جادههای ناتمام»:
زندگی زنی که با جنگ همخانه بود
🔸محبوبه عزیزی، مولف کتاب «جادههای ناتمام» گفت: تعامل با همسر یکی از فرماندهان عالیرتبه سپاه باعث شد من در مصاحبه و تدوین این زندگی تجربههای جدیدی پیدا کنم که تا به حال نداشتم. کار با آنها ظرافتها و دقت نظرها و ملاحظاتی دارد که در مصاحبههای عادی کمتر مطرح میشود از این جهت من بعد از این کار به تجربه تازهای رسیدم.
🔸«جادههای ناتمام» از آن دست روایتهایی است که به جرأت میتوان گفت بخشی از پازل تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی را کامل میکند. در واقع جنگ را از دید کسانی روایت میکند که هر چند به صورت مستقیم در خط مقدم درگیری با دشمن قرار نداشتند اما به مناطق درگیری نزدیک بودند و محلهایی زندگیشان مدام زیر گلولهباران و بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشت اما هرگز نخواستند شریک زندگی خودشان را تنها بگذارند و به مناطق امن بروند و بر عهد خویش با همسرانشان پایبند ماندند.
🔸 سیر طبیعی کتاب ایجاب میکند که از یک فضای آرام فرهنگی خانوادگی به اتفاقهای خشونتبار جنگ پرتاب شود و ناخودآگاه زندگی تغییر میکند و تغییر زندگی و سبک آن در طول کتاب نمود مییابد؛ در ابتدا میخواهیم با راوی آشنا شویم دختری که در خانواده عزیزکرده و دردانه است و یکباره به واسطه زندگی تازه و رویارویی با موقعیت جدید به فضای متفاوتی پرتاب میشود و این باید در متن کتاب نمایان میشد و خواننده آن را درمییافت؛ این چیزی نبوده که من بخواهم برجستهاش کنم، خود راوی و زندگیاش به این سمت میرود. در واقع این یک سفرنامه است سفر به زندگی خانم بشردوست که از سرزمین سرسبز بابلسر شروع میشود و در جادههای خشک جنوب و در کوهستانهای غرب ادامه مییابد. زندگی که پیوسته سایه جنگ را بالای سر خود دارد و ناگزیر از جابهجایی در جادههاست.
🔸من به عنوان نویسنده نمیتوانم اطلاعات خلق کنم وقتی راوی بیش از این ورود نمیکند یا یادش نیست یا دوست ندارد وارد شود یا نمیداند آن زمان مدت کوتاهی کنار هم بودند و ارتباط معمولی داشتند حالا که شامل زمان شده این فرماندهان مطرح و شناخته شده هستند آن زمان در بین بعضی از همسرهای آنها ارتباطی بیش از این نبوده است. اگر هم بوده باید راوی نقل میکرده و با وجود کنکاش من چیزی بیش از این نقل نکرده است.
ibna.ir/x6K5Q
@ibna_official
🔰یادداشت مهری پریرخ در آستانه سالروز تولد نوشآفرین انصاری؛
کتابدار نواندیش
🔸مهری پریرخ، استاد بازنشسته رشته کتابداری دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی-دانشگاه فردوسی، بهمناسبت سالروز تولد نوشآفرین انصاری، درباره این کتابدار نواندیش و پیشرو نوشت.
🔸نواندیشی این استاد فرهیخته در مورد نقش کتابخانه در مدارس و پیشرفت تحصیلی، زمینه گفتمان در مورد «کتابخانه قلب مدرسه است» را باز کرد. بر پایه این مکتب فکری، ارزش گنجانیدن کتابخانه مدارس در برنامه درسی زمینه موضوع تحقیقات دانشگاهی و گفتوگو در همایشها شد. گرچه نظام آموزشی هیچگاه از این درب باز شده برای تحول در برنامههای درسی استفاده نکرد ولی نتیجه این گفتوگوها و پژوهشها بستر دانشی لازم را برای تغییر آماده کرده است. با این حال، جامعه پیشرو نسبت به این دیدگاه بیتفاوت نبوده است. شاهد اثربخشی این نگاه نو به آموزش در گروههای مردمنهاد هستیم. آنها با تأسیس کتابخانه در مناطق محروم و در برخی از مدارس خصوصی از این مکتب فکری پیروی کرده و کتاب را وارد نظام فکری و برنامههای درسی کردهاند.
🔸او با تاسیس شورای کتاب کودک، ادبیات کودک را صاحب خانه و هویت کرد. علاقهمندان آن از سرگردانی رهایی یافته و محفلی پیدا کردند که در آنجا میتوانند بگویند، نظر دهند، بشنوند، بخوانند و منتشر کنند. ارزیابی انتشارات ادبیات کودک، بر پایه روندی علمی و خلاقانه و اعلام منظم نتایج، کاری جسورانه، وقتگیر و ارزنده بوده است.
ibna.ir/x6KcK
@ibna_official
🔰آخرین جلد مجموعه «تاریخ اندیشه روسیه» منتشر شد؛
تجربه روسی مدرنیته
🔸جلد چهارم از مجموعه «تاریخ اندیشه روسیه» نوشته ویلیام لدربارو و درک آفورد به ترجمه عباس جنگ از سوی نشر بزنگاه در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
🔸«تاریخ اندیشه روسیه» تلاشی است برای ترسیم این مسیر پرفرازونشیب و نشان دادن پیوند میان اندیشههای روسی و تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگیای که این کشور را در دو قرن اخیر شکل دادهاند. در این چهار جلد، اندیشه روسی همچون میدانی زنده و چندصدایی تصویر میشود؛ میدانی که در آن نویسندگان، فیلسوفان، منتقدان، دانشمندان، انقلابیون، محافظهکاران و متفکران دینی، هر یک از منظر خود به مسأله روسیه پرداختهاند. از چادایِف، بلینسکی، هرتسن، چرنیشفسکی، داستایِفسکی، تالستوی و سالاویُف تا بردیایِف، باختین، لوسِف، مارکسیستهای شوروی و نظریهپردازان علم، این مجموعه نشان میدهد که اندیشه در روسیه همواره پیوندی مستقیم با زندگی تاریخی و اجتماعی داشته است.
ibna.ir/x6K95
@ibna_official
🔰تقویت مغز و مهارتهای اجتماعی؛
چرا داستان خواندن فقط سرگرمی نیست؟
🔸پژوهشهای جدید نشان میدهد مطالعه، بهویژه خواندن داستان و ادبیات داستانی، تنها برای تقویت حافظه و تواناییهای شناختی مفید نیست؛ بلکه میتواند مهارت ما در درک احساسات، دیدگاهها و تجربههای دیگران را نیز تقویت کند و به شکلگیری نگرشی پیچیدهتر و عمیقتر نسبت به جهان کمک کند.
🔸مطالعه داستانی علاوه بر تقویت شناخت اجتماعی، میتواند جهان ذهنی ما را گسترش دهد و درکمان را از پیچیدگیهای زندگی افزایش دهد.
🔸نویسندگان بزرگ، ناظران دقیق وضعیت انسانی هستند و میتوانند ما را با تجربههایی روبهرو کنند که خارج از محدوده معمول زندگیمان قرار دارند.
🔸باتریک میگوید خواندن در واقع مواجهه با تفاوت است؛ مواجهه با ذهنی متفاوت، مکانی متفاوت و روشی متفاوت برای نگاه کردن به جهان.
🔸مهمترین توصیه این است که از مطالعه لذت ببریم. کتاب خواندن نباید تجربهای خشک و اجباری باشد. هر چیزی که واقعاً از خواندن آن لذت میبریم، میتواند انتخاب خوبی باشد.
ibna.ir/x6JJX
@ibna_official
🔰امتداد یک سنتی ادبی که ویرجینیا وولف پایهگذاری کرد؛
رمانی بحث برانگیز با شخصیتی الهام گرفته از ناتالی پورتمن
🔸رمان بحثانگیز زندگی ام (Life of M) تازهترین اثر ریچل کاسک، تازهترین اثر در سنت هجو افراد مشهور است؛ سنتی که از ویرجینیا وولف تا «شیطان پرادا میپوشد» امتداد دارد. روایتی که مرز میان تخیل ادبی و زندگی ناتالی پورتمن را نشانه میرود.
🔸رمان کاسک در امتداد سنتی ادبی قرار میگیرد که میتوان آن را «زیستشایعه» (biogossip) نامید؛ آثاری که بر وسوسه و کنجکاوی پیرامون چهرههای واقعی استوارند. حدود یک قرن پیش، ویرجینیا وولف با رمان اورلاندو (Orlando) و بازتاب پیوندش با ویتا سکویل-وست چنین موجی آفرید. در سال ۲۰۰۲، لورن وایسبرگر با رمان شیطان پرادا میپوشد (The Devil Wears Prada) سایه سنگین آنا وینتور را بر جهان مد تصویر کرد و در سال ۲۰۱۸، لیسا هالیدی در عدم تقارن (Asymmetry) تجربه زیسته خود با فیلیپ راث را دستمایه داستانی چندلایه ساخت.
ibna.ir/x6JML
@ibna_official
🔰تاریخچه چاپ و نشر در ایران- ۱۹/ اصفهان؛
ارامنه چگونه ۳۰۰ سال پیش در اصفهان تجربه چاپ را شکل دادند؟
🔸 تجربه چاپ در جلفای نو از یک نیاز فرهنگی و آموزشی برای تأمین کتاب دانشآموزان از حوالی سال ۱۶۳۸ میلادی آغاز شد، اما بهتدریج به تجربهای برای تولید بومی کتاب انجامید؛ تجربهای که با شبکه تجاری و فرهنگی ارامنه پیوند خورد و بخشی مهم از تاریخ چاپ و نشر اصفهان را شکل داد.
🔸آرشیو کلیسای وانک میتواند برای بازسازی بخشهایی از این تاریخ اهمیت ویژهای داشته باشد؛ زیرا در آن، اسناد و اوراقی درباره فعالیت چاپخانه، کارکنان آن و نمونههای چاپی دورههای مختلف نگهداری شده است. این اسناد در کنار خود کتابهای چاپشده، امکان بررسی تفاوت میان چاپخانه و ناشر و نیز مسیر تاریخی گذار از چاپ مذهبی به تولیدات متنوعتر را فراهم میکنند.
🔸ایده چاپ در اصفهان از یک نیاز مشخص آموزشی و فرهنگی آغاز شد؛ یعنی فراهم کردن کتاب برای نسل جدیدی که در مدرسه آموزش میدید. تا پیش از آن، طبیعی بود که نسخههای خطی، چه آثاری که ارامنه با خود آورده بودند و چه آثاری که پس از استقرار در اصفهان نوشته میشدند، جایگاه اصلی را داشته باشند.
🔸در همان دورههایی که فعالیت چاپ در اصفهان با مشکل مواجه بود، ارامنه در نقاط دیگری از هند تا شهرهای مختلف اروپا فعالیتهای چاپی خود را توسعه دادند.
🔸بسیاری از این ارتباطات از جلفای نو شکل میگرفت. خانوادههایی از جلفای نو به نقاط دیگر مهاجرت میکردند، شبکههای تجاری خود را شکل میدادند و فعالیتهای مختلف فرهنگی را نیز در همان نقاط دنبال میکردند. در زمینه چاپ هم بخشی از این تجربه در خارج از اصفهان ادامه پیدا کرد. یعنی اگر امکان ادامه فعالیت در اصفهان فراهم نبود، ایده و تجربه چاپ در دیگر مراکز ارمنی متوقف نمیشد.
🔸آرشیو ظرفیت زیادی دارد، اما باید توجه کرد که این آرشیو همچنان در حال بازنگری و ساماندهی است. بخشی از اسناد و اوراق مرتبط با فعالیتهای مختلف، از جمله چاپخانه، در آن وجود دارد.
🔸در مورد چاپخانه، فهرستهایی از افرادی که در آن کار کردهاند وجود دارد و نمونههای چاپی نیز اهمیت زیادی دارند. اما این اسناد الزاماً به ما نمیگویند که یک ناشر مشخص چه کسی بوده یا یک مؤسسه انتشاراتی با چه ساختاری فعالیت میکرده است.
ibna.ir/x6JX3
@ibna_official
🔰به مناسبت سالروز تولد مادر کتابداری مرجع ایران؛
نوشآفرین انصاری؛ سردار ۸۷ ساله کتابداری ایران
🔸️اگر پوری سلطانی فن کتابداری را ساخت و توران میرهادی انسان پرورد، نوشآفرین انصاری کتابخانه را به جامعه پیوند زد. بانوی نامدار فرهنگ ایران، در ۸۷ سالگی کارنامهای درخشان از نهادسازی را پیشرو دارد.
🔸️وقتی از بانوان بزرگ کتابداری ایران صحبت میکنیم؛ باید به نسلی که آنها تربیت کردند، نهادهایی که تاسیس کردند و فرهنگی که به جا گذاشتند یا تاثیری که بر افق فکری رشته کتابداری داشتند، اشاره کنیم. بهعنوان مثال خانم توران میرهادی، انسان پرورش داد، پوری سلطانی مبانی فنی رشته کتابداری را پایهگذاری کرد و نوشآفرین انصاری میان انسان، حرفه کتابداری و جامعه پیوند برقرار کرد، میراث این سه بانوی برجسته حوزه کتابداری پیش از آنکه در کتابها تجلی پیدا کند در آدمهایی باید جستوجو کرد که بعد از آنها راه این استادان را ادامه دادهاند. انصاری ثابت کرد کتابخانه میتواند بیشتر از یک ساختمان باشد، کتابداری میتواند بیشتر از شغل باشد و کتاب میتواند بیشتر ازیک شی فرهنگی بخشی از زندگی اجتماعی یک ملت باشد. این استاد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معتقد است: «او فقط کار فرهنگی نکرده، بلکه فرهنگ کار فرهنگی را نهادینه کرده است.
🔸️کتابخانه ملی در طول دوره کتابداری ایران تنها یک مخزن نهاد یا ساختمان یا سازمان اداری نیست؛ بلکه یک نهاد مادر، برای حرفه کتابداری است. جایی که حافظه میراث مکتوب کشور، مستند آموزش، سازماندهی دانش و هویت حرفه کتابداری در این سازمان به یکدیگر میرسند و نوشآفرین انصاری نیز در اکثر نوشتهها و گفتوگوهای علمی خودش نگاهش به کتابخانه ملی از همین نظر بوده است. مقاله او با عنوان «تاثیر کتابخانه ملی بر آموزش کتابداری و اطلاعرسانی» نشان میدهد که او به نقش کتابخانه ملی در ساختن و پرورش دادن یک حرفه مانند کتابداری تاکید دارد و این کتابخانه را صرفا یک نهاد فرهنگی نمیداند. نکته مهم این است که استادان پیشکسوت و حرفهمندان کتابداری فقط در کنار کتابخانه ملی حضور نداشتند و به تاثیر کتابخانه ملی و نقش این نهاد مهم در شکلگیری کتابداری ایران هم فکر کردند.
🔸تعامل نوشآفرین انصاری با کتابخانه ملی را باید در سه سطح بررسی کرد؛ در سطح نخست گفتوگوهای حرفهای درباره مسائل کتابداری و جایگاه کتابخانهها و بهویژه کتابخانه ملی است، در سطح دوم نقش کتابخانه ملی در آموزش و شکلگیری حرفه کتابداری را مد نظر قرار داده و در سطح سوم، خودش به یکی از راویان حرفهای تاریخ کتابداری تبدیل شده و کتابخانه ملی این روایت را برای آیندگان ثبت کرده است.
🔸️انصاری از طریق دانشکده کتابداری به کتابداران، با شورای کتاب کودک به کودکان و نوجوانان خدمت کرد. او از راه تعامل با دانشگاهیان و استادان بزرگ کتابداری مانند ایرج افشار، عبدالله انوار، پوری سلطانی، آقای دانشی و سینایی و جهانداری که از دوستان و همکاران نزدیک نوشآفرین انصاری بود؛ توانست با استادان بزرگ کتابداری ارتباط بگیرد. مرادی معتقد است: اگر نوشآفرین انصاری را مادر کتابداری مرجع و کتابداری اجتماعی بدانیم که کتاب و کتابخانه را در خدمت جامعه آورد؛ گزاف نگفتهایم.
🔸میراث ماندگار نوش افرین انصاری فقط آثار مکتوب ،شورای کتاب کودک و تاسیس و انتشار دانشنامه کودک و نوجوان نیست. انصاری چهار میراث ماندگار در حوزه کتابداری دارد؛ یکی میراث نهادی است؛ یعنی او شرایط کار فرهنگی را برای دیگران مهیا کرده است، مهم ترین میراث انصاری شاید چیزی است که خودش تولید نکرده؛ بلکه امکان تولید آن را برای دیگران فراهم کرده است.
ibna.ir/x6Kdz
@ibna_official