🔰مولف کتاب «جادههای ناتمام»:
زندگی زنی که با جنگ همخانه بود
🔸محبوبه عزیزی، مولف کتاب «جادههای ناتمام» گفت: تعامل با همسر یکی از فرماندهان عالیرتبه سپاه باعث شد من در مصاحبه و تدوین این زندگی تجربههای جدیدی پیدا کنم که تا به حال نداشتم. کار با آنها ظرافتها و دقت نظرها و ملاحظاتی دارد که در مصاحبههای عادی کمتر مطرح میشود از این جهت من بعد از این کار به تجربه تازهای رسیدم.
🔸«جادههای ناتمام» از آن دست روایتهایی است که به جرأت میتوان گفت بخشی از پازل تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی را کامل میکند. در واقع جنگ را از دید کسانی روایت میکند که هر چند به صورت مستقیم در خط مقدم درگیری با دشمن قرار نداشتند اما به مناطق درگیری نزدیک بودند و محلهایی زندگیشان مدام زیر گلولهباران و بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشت اما هرگز نخواستند شریک زندگی خودشان را تنها بگذارند و به مناطق امن بروند و بر عهد خویش با همسرانشان پایبند ماندند.
🔸 سیر طبیعی کتاب ایجاب میکند که از یک فضای آرام فرهنگی خانوادگی به اتفاقهای خشونتبار جنگ پرتاب شود و ناخودآگاه زندگی تغییر میکند و تغییر زندگی و سبک آن در طول کتاب نمود مییابد؛ در ابتدا میخواهیم با راوی آشنا شویم دختری که در خانواده عزیزکرده و دردانه است و یکباره به واسطه زندگی تازه و رویارویی با موقعیت جدید به فضای متفاوتی پرتاب میشود و این باید در متن کتاب نمایان میشد و خواننده آن را درمییافت؛ این چیزی نبوده که من بخواهم برجستهاش کنم، خود راوی و زندگیاش به این سمت میرود. در واقع این یک سفرنامه است سفر به زندگی خانم بشردوست که از سرزمین سرسبز بابلسر شروع میشود و در جادههای خشک جنوب و در کوهستانهای غرب ادامه مییابد. زندگی که پیوسته سایه جنگ را بالای سر خود دارد و ناگزیر از جابهجایی در جادههاست.
🔸من به عنوان نویسنده نمیتوانم اطلاعات خلق کنم وقتی راوی بیش از این ورود نمیکند یا یادش نیست یا دوست ندارد وارد شود یا نمیداند آن زمان مدت کوتاهی کنار هم بودند و ارتباط معمولی داشتند حالا که شامل زمان شده این فرماندهان مطرح و شناخته شده هستند آن زمان در بین بعضی از همسرهای آنها ارتباطی بیش از این نبوده است. اگر هم بوده باید راوی نقل میکرده و با وجود کنکاش من چیزی بیش از این نقل نکرده است.
ibna.ir/x6K5Q
@ibna_official
🔰یادداشت مهری پریرخ در آستانه سالروز تولد نوشآفرین انصاری؛
کتابدار نواندیش
🔸مهری پریرخ، استاد بازنشسته رشته کتابداری دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی-دانشگاه فردوسی، بهمناسبت سالروز تولد نوشآفرین انصاری، درباره این کتابدار نواندیش و پیشرو نوشت.
🔸نواندیشی این استاد فرهیخته در مورد نقش کتابخانه در مدارس و پیشرفت تحصیلی، زمینه گفتمان در مورد «کتابخانه قلب مدرسه است» را باز کرد. بر پایه این مکتب فکری، ارزش گنجانیدن کتابخانه مدارس در برنامه درسی زمینه موضوع تحقیقات دانشگاهی و گفتوگو در همایشها شد. گرچه نظام آموزشی هیچگاه از این درب باز شده برای تحول در برنامههای درسی استفاده نکرد ولی نتیجه این گفتوگوها و پژوهشها بستر دانشی لازم را برای تغییر آماده کرده است. با این حال، جامعه پیشرو نسبت به این دیدگاه بیتفاوت نبوده است. شاهد اثربخشی این نگاه نو به آموزش در گروههای مردمنهاد هستیم. آنها با تأسیس کتابخانه در مناطق محروم و در برخی از مدارس خصوصی از این مکتب فکری پیروی کرده و کتاب را وارد نظام فکری و برنامههای درسی کردهاند.
🔸او با تاسیس شورای کتاب کودک، ادبیات کودک را صاحب خانه و هویت کرد. علاقهمندان آن از سرگردانی رهایی یافته و محفلی پیدا کردند که در آنجا میتوانند بگویند، نظر دهند، بشنوند، بخوانند و منتشر کنند. ارزیابی انتشارات ادبیات کودک، بر پایه روندی علمی و خلاقانه و اعلام منظم نتایج، کاری جسورانه، وقتگیر و ارزنده بوده است.
ibna.ir/x6KcK
@ibna_official
🔰آخرین جلد مجموعه «تاریخ اندیشه روسیه» منتشر شد؛
تجربه روسی مدرنیته
🔸جلد چهارم از مجموعه «تاریخ اندیشه روسیه» نوشته ویلیام لدربارو و درک آفورد به ترجمه عباس جنگ از سوی نشر بزنگاه در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
🔸«تاریخ اندیشه روسیه» تلاشی است برای ترسیم این مسیر پرفرازونشیب و نشان دادن پیوند میان اندیشههای روسی و تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگیای که این کشور را در دو قرن اخیر شکل دادهاند. در این چهار جلد، اندیشه روسی همچون میدانی زنده و چندصدایی تصویر میشود؛ میدانی که در آن نویسندگان، فیلسوفان، منتقدان، دانشمندان، انقلابیون، محافظهکاران و متفکران دینی، هر یک از منظر خود به مسأله روسیه پرداختهاند. از چادایِف، بلینسکی، هرتسن، چرنیشفسکی، داستایِفسکی، تالستوی و سالاویُف تا بردیایِف، باختین، لوسِف، مارکسیستهای شوروی و نظریهپردازان علم، این مجموعه نشان میدهد که اندیشه در روسیه همواره پیوندی مستقیم با زندگی تاریخی و اجتماعی داشته است.
ibna.ir/x6K95
@ibna_official
🔰تقویت مغز و مهارتهای اجتماعی؛
چرا داستان خواندن فقط سرگرمی نیست؟
🔸پژوهشهای جدید نشان میدهد مطالعه، بهویژه خواندن داستان و ادبیات داستانی، تنها برای تقویت حافظه و تواناییهای شناختی مفید نیست؛ بلکه میتواند مهارت ما در درک احساسات، دیدگاهها و تجربههای دیگران را نیز تقویت کند و به شکلگیری نگرشی پیچیدهتر و عمیقتر نسبت به جهان کمک کند.
🔸مطالعه داستانی علاوه بر تقویت شناخت اجتماعی، میتواند جهان ذهنی ما را گسترش دهد و درکمان را از پیچیدگیهای زندگی افزایش دهد.
🔸نویسندگان بزرگ، ناظران دقیق وضعیت انسانی هستند و میتوانند ما را با تجربههایی روبهرو کنند که خارج از محدوده معمول زندگیمان قرار دارند.
🔸باتریک میگوید خواندن در واقع مواجهه با تفاوت است؛ مواجهه با ذهنی متفاوت، مکانی متفاوت و روشی متفاوت برای نگاه کردن به جهان.
🔸مهمترین توصیه این است که از مطالعه لذت ببریم. کتاب خواندن نباید تجربهای خشک و اجباری باشد. هر چیزی که واقعاً از خواندن آن لذت میبریم، میتواند انتخاب خوبی باشد.
ibna.ir/x6JJX
@ibna_official
🔰امتداد یک سنتی ادبی که ویرجینیا وولف پایهگذاری کرد؛
رمانی بحث برانگیز با شخصیتی الهام گرفته از ناتالی پورتمن
🔸رمان بحثانگیز زندگی ام (Life of M) تازهترین اثر ریچل کاسک، تازهترین اثر در سنت هجو افراد مشهور است؛ سنتی که از ویرجینیا وولف تا «شیطان پرادا میپوشد» امتداد دارد. روایتی که مرز میان تخیل ادبی و زندگی ناتالی پورتمن را نشانه میرود.
🔸رمان کاسک در امتداد سنتی ادبی قرار میگیرد که میتوان آن را «زیستشایعه» (biogossip) نامید؛ آثاری که بر وسوسه و کنجکاوی پیرامون چهرههای واقعی استوارند. حدود یک قرن پیش، ویرجینیا وولف با رمان اورلاندو (Orlando) و بازتاب پیوندش با ویتا سکویل-وست چنین موجی آفرید. در سال ۲۰۰۲، لورن وایسبرگر با رمان شیطان پرادا میپوشد (The Devil Wears Prada) سایه سنگین آنا وینتور را بر جهان مد تصویر کرد و در سال ۲۰۱۸، لیسا هالیدی در عدم تقارن (Asymmetry) تجربه زیسته خود با فیلیپ راث را دستمایه داستانی چندلایه ساخت.
ibna.ir/x6JML
@ibna_official
🔰تاریخچه چاپ و نشر در ایران- ۱۹/ اصفهان؛
ارامنه چگونه ۳۰۰ سال پیش در اصفهان تجربه چاپ را شکل دادند؟
🔸 تجربه چاپ در جلفای نو از یک نیاز فرهنگی و آموزشی برای تأمین کتاب دانشآموزان از حوالی سال ۱۶۳۸ میلادی آغاز شد، اما بهتدریج به تجربهای برای تولید بومی کتاب انجامید؛ تجربهای که با شبکه تجاری و فرهنگی ارامنه پیوند خورد و بخشی مهم از تاریخ چاپ و نشر اصفهان را شکل داد.
🔸آرشیو کلیسای وانک میتواند برای بازسازی بخشهایی از این تاریخ اهمیت ویژهای داشته باشد؛ زیرا در آن، اسناد و اوراقی درباره فعالیت چاپخانه، کارکنان آن و نمونههای چاپی دورههای مختلف نگهداری شده است. این اسناد در کنار خود کتابهای چاپشده، امکان بررسی تفاوت میان چاپخانه و ناشر و نیز مسیر تاریخی گذار از چاپ مذهبی به تولیدات متنوعتر را فراهم میکنند.
🔸ایده چاپ در اصفهان از یک نیاز مشخص آموزشی و فرهنگی آغاز شد؛ یعنی فراهم کردن کتاب برای نسل جدیدی که در مدرسه آموزش میدید. تا پیش از آن، طبیعی بود که نسخههای خطی، چه آثاری که ارامنه با خود آورده بودند و چه آثاری که پس از استقرار در اصفهان نوشته میشدند، جایگاه اصلی را داشته باشند.
🔸در همان دورههایی که فعالیت چاپ در اصفهان با مشکل مواجه بود، ارامنه در نقاط دیگری از هند تا شهرهای مختلف اروپا فعالیتهای چاپی خود را توسعه دادند.
🔸بسیاری از این ارتباطات از جلفای نو شکل میگرفت. خانوادههایی از جلفای نو به نقاط دیگر مهاجرت میکردند، شبکههای تجاری خود را شکل میدادند و فعالیتهای مختلف فرهنگی را نیز در همان نقاط دنبال میکردند. در زمینه چاپ هم بخشی از این تجربه در خارج از اصفهان ادامه پیدا کرد. یعنی اگر امکان ادامه فعالیت در اصفهان فراهم نبود، ایده و تجربه چاپ در دیگر مراکز ارمنی متوقف نمیشد.
🔸آرشیو ظرفیت زیادی دارد، اما باید توجه کرد که این آرشیو همچنان در حال بازنگری و ساماندهی است. بخشی از اسناد و اوراق مرتبط با فعالیتهای مختلف، از جمله چاپخانه، در آن وجود دارد.
🔸در مورد چاپخانه، فهرستهایی از افرادی که در آن کار کردهاند وجود دارد و نمونههای چاپی نیز اهمیت زیادی دارند. اما این اسناد الزاماً به ما نمیگویند که یک ناشر مشخص چه کسی بوده یا یک مؤسسه انتشاراتی با چه ساختاری فعالیت میکرده است.
ibna.ir/x6JX3
@ibna_official
🔰به مناسبت سالروز تولد مادر کتابداری مرجع ایران؛
نوشآفرین انصاری؛ سردار ۸۷ ساله کتابداری ایران
🔸️اگر پوری سلطانی فن کتابداری را ساخت و توران میرهادی انسان پرورد، نوشآفرین انصاری کتابخانه را به جامعه پیوند زد. بانوی نامدار فرهنگ ایران، در ۸۷ سالگی کارنامهای درخشان از نهادسازی را پیشرو دارد.
🔸️وقتی از بانوان بزرگ کتابداری ایران صحبت میکنیم؛ باید به نسلی که آنها تربیت کردند، نهادهایی که تاسیس کردند و فرهنگی که به جا گذاشتند یا تاثیری که بر افق فکری رشته کتابداری داشتند، اشاره کنیم. بهعنوان مثال خانم توران میرهادی، انسان پرورش داد، پوری سلطانی مبانی فنی رشته کتابداری را پایهگذاری کرد و نوشآفرین انصاری میان انسان، حرفه کتابداری و جامعه پیوند برقرار کرد، میراث این سه بانوی برجسته حوزه کتابداری پیش از آنکه در کتابها تجلی پیدا کند در آدمهایی باید جستوجو کرد که بعد از آنها راه این استادان را ادامه دادهاند. انصاری ثابت کرد کتابخانه میتواند بیشتر از یک ساختمان باشد، کتابداری میتواند بیشتر از شغل باشد و کتاب میتواند بیشتر ازیک شی فرهنگی بخشی از زندگی اجتماعی یک ملت باشد. این استاد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معتقد است: «او فقط کار فرهنگی نکرده، بلکه فرهنگ کار فرهنگی را نهادینه کرده است.
🔸️کتابخانه ملی در طول دوره کتابداری ایران تنها یک مخزن نهاد یا ساختمان یا سازمان اداری نیست؛ بلکه یک نهاد مادر، برای حرفه کتابداری است. جایی که حافظه میراث مکتوب کشور، مستند آموزش، سازماندهی دانش و هویت حرفه کتابداری در این سازمان به یکدیگر میرسند و نوشآفرین انصاری نیز در اکثر نوشتهها و گفتوگوهای علمی خودش نگاهش به کتابخانه ملی از همین نظر بوده است. مقاله او با عنوان «تاثیر کتابخانه ملی بر آموزش کتابداری و اطلاعرسانی» نشان میدهد که او به نقش کتابخانه ملی در ساختن و پرورش دادن یک حرفه مانند کتابداری تاکید دارد و این کتابخانه را صرفا یک نهاد فرهنگی نمیداند. نکته مهم این است که استادان پیشکسوت و حرفهمندان کتابداری فقط در کنار کتابخانه ملی حضور نداشتند و به تاثیر کتابخانه ملی و نقش این نهاد مهم در شکلگیری کتابداری ایران هم فکر کردند.
🔸تعامل نوشآفرین انصاری با کتابخانه ملی را باید در سه سطح بررسی کرد؛ در سطح نخست گفتوگوهای حرفهای درباره مسائل کتابداری و جایگاه کتابخانهها و بهویژه کتابخانه ملی است، در سطح دوم نقش کتابخانه ملی در آموزش و شکلگیری حرفه کتابداری را مد نظر قرار داده و در سطح سوم، خودش به یکی از راویان حرفهای تاریخ کتابداری تبدیل شده و کتابخانه ملی این روایت را برای آیندگان ثبت کرده است.
🔸️انصاری از طریق دانشکده کتابداری به کتابداران، با شورای کتاب کودک به کودکان و نوجوانان خدمت کرد. او از راه تعامل با دانشگاهیان و استادان بزرگ کتابداری مانند ایرج افشار، عبدالله انوار، پوری سلطانی، آقای دانشی و سینایی و جهانداری که از دوستان و همکاران نزدیک نوشآفرین انصاری بود؛ توانست با استادان بزرگ کتابداری ارتباط بگیرد. مرادی معتقد است: اگر نوشآفرین انصاری را مادر کتابداری مرجع و کتابداری اجتماعی بدانیم که کتاب و کتابخانه را در خدمت جامعه آورد؛ گزاف نگفتهایم.
🔸میراث ماندگار نوش افرین انصاری فقط آثار مکتوب ،شورای کتاب کودک و تاسیس و انتشار دانشنامه کودک و نوجوان نیست. انصاری چهار میراث ماندگار در حوزه کتابداری دارد؛ یکی میراث نهادی است؛ یعنی او شرایط کار فرهنگی را برای دیگران مهیا کرده است، مهم ترین میراث انصاری شاید چیزی است که خودش تولید نکرده؛ بلکه امکان تولید آن را برای دیگران فراهم کرده است.
ibna.ir/x6Kdz
@ibna_official
🔰بررسی کارنامه فریدون مشیری به مناسبت صدمین سالروز تولدش؛
بهزاد خواجات: فریدون مشیری سردمدار نحلهٔ تغزلی رمانتیک است
🔸بهزاد خواجات، شاعر و پژوهشگر، گفت: در نحلهٔ تغزلی رمانتیک، که مشیری را من سردمدار این جریان میدانم یا میشود گفت به نوعی موفقترین، ما با نوعی خیر محض مواجهیم؛ یعنی خیر و داناییِ آفرینش در مقابل شر و پلیدی، و اینکه در نهایت خیر و خوبی و شادی و آزادگی بر مسائل اهریمنی و بر جلوههای اهریمنی همیشه پیروز است. برای همین شما میبینید که مثلاً در شعر مشیری ما همیشه با نور و روشنی و جلوههای زیبای خلقت مواجهیم و شاعر مخاطب خودش را نسبت به بدیها انذار میدهد و پرهیز میدهد.
🔸وقتی ما به جایگاه مشیری در شعر امروز ایران نگاه میکنیم، میبینیم که او در جریانی جای میگیرد که ما آن را «شعر رمانتیک، تغزلی یا عاشقانه» مینامیم. بهباب توضیح عرض کنم که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بسته شدن فضای جامعه، شعر انقلابی و شعر سیاسی که بازار بسیار داغی داشت، برای مدتی بهواسطهٔ این فضای بسته در محاق میرود و امکان انتشار پیدا نمیکند.
🔸اصولاً فریدون مشیری چندان اهل چالش با جامعه یا چالش با مفاهیم سیاسی و اینها نیست. اساساً شعر مشیری بر یک بستر آرام و رام اتفاق میافتد و این در زبان شعر مشیری هم هویداست؛ که میبینیم از زبانی نرم، از زبانی آرام و رام استفاده میکند. هیچگونه فعالیت خاص زبانی و پیشروانهای در شعر اتفاق نمیافتد، چون شعرش به این مسئله اساساً نیازی ندارد.
🔸من اساساً مشیری را در روند تفکر پوچگرایانه نمیبینم؛ یعنی اتفاقاً او را در آن سوی این تفکر میبینم — یعنی شاعری که امید دارد، عشق دارد، و حتی از بدیها هم که حرف میزند به امید این است که بدیها جای خودشان را به عشق و امید بدهند. اصولاً ما چرا باید بگوییم که مشیری اصلاً میخواسته راهکاری برای عبور از یأس پیدا کند، حتی اگر مأیوس بوده؟ چون شاعر با شعرش نمیخواهد به یک فرایند رواندرمانی یا یک فرایند درمانی برسد؛ او میخواهد جایگاه خود و نگاه خود را در جهان با دیگران به اشتراک بگذارد. بنابراین حالا اگر من بخواهم خیلی کلیتر بگویم، من اساساً نسبتی بین پوچی و مشیری نمیبینم؛ اگر هم باشد، که لحظهها و آنات خیلی گذراست که چندان کلیت شعر او را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
🔸مشیری یکی از چهرههای برتر شعر امروز است و به نظر من یک چهرهٔ برتر شعر نو تغزلی در شعر امروز. حالا اینکه آیا این شعر هنوز هم جایی برای خواندن و خوانش دارد یا نه، خوب، کسی که میخواهد شعر بخواند و جریان شعر امروز ایران را بررسی کند، بله، باید همهٔ اینها را بخواند، همهٔ اینها را با نقدشان بررسی کند و ببیند که از نظر تاریخی چگونه شعر امروز چهرههای متعددی به خود دیده و هر چهره چه چیزی برای شعر امروز ما به یادگار گذاشته است.
ibna.ir/x6KbV
@ibna_official
🔰آرش فرهنگفر در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
روایت اشتباه نباید به منبع تاریخ موسیقی تبدیل شود
🔸آرش فرهنگفر، با تأکید بر ضرورت ثبت بهموقع و دقیق خاطرات هنرمندان موسیقی، میگوید: روایتهای شفاهی اگر بدون بررسی و در زمان نامناسب ثبت شوند، ممکن است دستخوش خطا شده و بعدها بهعنوان منبع تاریخی مورد استناد قرار گیرند
🔸فرهنگفر با اشاره به یکی از نمونههای مربوط به یک تنبک قدیمی و نفیس که روایتهای متفاوتی درباره آن وجود دارد، میگوید: در خاطرات مهدی کمالیان آمده که پدرم (ناصر فرهنگفر) تنبکی را در یک مهمانی میشکند؛ آن تنبک متعلق به درویشخان بوده و هماکنون متعلق به سعید میرحسینی است. اما واقعیت این است که این تنبک را حسن مشحون به پدرم هدیه داده بود. تنبک اهدایی حسن مشحون الان دست محسن کثیرالسفر، تنبک درویش خان متعلق به من و نخستین تنبک پدرم متعلق به سعید میرحسینی است.
🔸فرهنگفر با تأکید بر اینکه مکتب هنری نباید در تقلید از استاد متوقف شود، بیان کرد: بهروز نگه داشتن نگاه خودم باعث شد با تکیه بر مکتب فرهنگفر این کتاب را بنویسم. اگر فقط به مکتب پدر تکیه کنم و آن مکتب جریان نداشته باشد، از بین میرود. وقتی تکاپو داریم و تلاش میکنیم و مطالب نو و جدید را اضافه میکنیم، مکتب ریشهدار میشود و ادامه پیدا میکند. هیچکدام از شاگردان ما شبیه هم نیستند. حتی دیدگاه من با پدرم فرق دارد و این بسیار مهم است. در مکاتب هنری وقتی همه عین استادان ساز میزنند، پیشرفتی رخ نمیدهد.
ibna.ir/x6K7j
@ibna_official
🔰گفتوگو با سهند ایرانمهر، نویسنده و فعال رسانهای؛
قرارداد اجتماعی، حلقه مفقوده تاریخ ما
یک نوع استبداد مجازی یا فاشیسم دیجیتال در حال رخ دادن است
🔸سهند ایرانهمر گفت: ما نتوانستهایم به یک توافق و قرارداد اجتماعی برسیم که تکثرگرا باشد و همه را در یک ظرف ببیند.این حلقهی مفقودهی تاریخ ماست. در نتیجه، ناخودآگاه فکر میکنیم مشکل این است که نتوانستهایم در ساحت اندیشه یکدستسازی ایجاد کنیم؛ در حالی که اصلاً چنین چیزی معنا ندارد. ساحت اندیشه میتواند مختلف باشد و قرائتهای مختلفی در آن وجود داشته باشد
🔸ایدهای که در ذهن من بود و آن را جستوجو کردم، این بود که پایگاه اجتماعی حامیان حاکمیت در دورههای مختلف تغییر کرده است. بنابراین نمیتوان حامیان حاکمیت در همهی دورهها را لزوماً از یک جنس دانست. متغیرهای مختلفی وجود داشته که این پایگاه اجتماعی را در طول زمان جابهجا کرده است.
ند
🔸من نمیگویم ایران مرکز زمین است و اصلاً به چنین حرفهایی اعتقادی ندارم، اما بهطور ناخودآگاه در چهارراه حوادث قرار گرفتهایم. حتی اگر از منظر سیاسی و سیاست بینالملل نگاه کنید، این مسئله روشن است. همین حالا که در این برهه قرار داریم، ببینید ایران کجای اخبار جهان قرار دارد. بخشی از منازعاتی که در جریان است، بهگونهای است که حتی ممکن است سرنوشت بخشهای دیگری از جهان نیز تا اندازهای تحت تأثیر اتفاقهایی قرار بگیرد که در این منطقه رخ میدهد.
🔸من خودم را بهعنوان یک انسان ایرانی تعریف میکنم. اگر از من بخواهند تعریفی از خودم ارائه بدهم، میگویم «یک انسان ایرانی». البته وقتی میگویم ایرانی، اصلاً منظورم یک نگاه شوونیستی، ملیگرایی صرف یا چنین چیزهایی نیست. وقتی از ایران حرف میزنم، منظورم یک کلیت فراگیر است؛ تاریخی که پشت سر گذاشتهایم، فرهنگ، ادبیات و تجربهی زیستهی یک ملت. همهی اینها در مفهوم ایران برای من جای میگیرند.
🔸یکی از دغدغههای بزرگ من این است که بهخصوص در دوران جدید، وقتی میخواهیم ایرانی بودن را تعریف کنیم، باید سراغ کدام هویت برویم و در کدام افق معنایی حرکت کنیم تا بتوانیم وضعیت تعلیقی را که امروز با آن مواجهیم، بهتر بفهمیم و از آن عبور کنیم.
🔸ممکن است در دورهای تصور کنیم بخشی از مردم دیگر پایبندی چندانی به مفاهیم مذهبی و دینی ندارند. اما اگر به لایههای ناخودآگاه آنها نگاه کنید، میبینید که این مسئله به شکل دیگری همچنان حضور دارد. ممکن است در مقطعی رویکرد بخشی از مردم نسبت به دین انتقادی باشد، اما جایگزینی که شکل میگیرد، گاهی همچنان ساختار و شمایل یک امر دینی را دارد.
پس این یکی از دغدغههای انسان ایرانی است.
🔸شما میتوانید تا ابد بحث کنید که ایرانی دنبالهی کوروش است یا ادامهی حوادث پس از اسلام، ریشهی دینی دارد یا غیردینی. اینها مباحثی مربوط به ساحت اندیشهاند. مسئلهی اصلی این است که چطور میتوان به توافق اجتماعی برای زیست روزمره و رو به توسعه رسید؟
ibna.ir/x6Kdb
@ibna_official
🔰گفتوگو با مهدی مهدویزاهد درباره «جامعهشناسی حقوق»؛
قانون در برابر جامعه
قانونگذاری به رویهای برای انباشتن متن بدل شده است.
🔸به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی: «قانونی که مسیر اصلاح ندارد، ثابت نمیماند، منجمد میشود؛ و در برابر واقعیت روبهتحول خانواده و اقتصاد، بیاعتبار میشود.»
🔸️ «قانونیت» و «مقبولیت» دو مفهوم مستقلاند و میتوانند از هم فاصله بگیرند. نمونهاش قانون کار است: این قانون قرارداد ثبتشده و پوشش بیمهای را الزام میکند، اما بر پایه برآورد بانک جهانی در سال ۲۰۲۲، نزدیک به ۶۰ درصد اشتغال در ایران غیررسمی است -بدون قرارداد و بیمه- و در میان زنان شاغل این رقم به ۶۳ درصد میرسد. وقتی اکثریت بزرگی از یک رابطه اجتماعی روزمره بیرون از چارچوب قانونی ناظر بر آن جریان دارد، پرسش نخست باید متوجه کیفیت قاعده باشد، نه فشار بیشتر بر اجرا.
🔸مقبولیت؛ و مقبولیت خود معلول دو چیز است: انطباق قاعده با نیاز واقعی جامعه، و مشارکت شهروند در شکلگیری آن. سرگذشت تاکسیهای اینترنتی نمونه زندهای است: اسنپ از اسفند ۱۳۹۳ وارد بازار شد و از ۱۳۹۵-۱۳۹۶ بهبعد بهسرعت جای خود را در زندگیِ روزمره شهری باز کرد، آنهم سالها پیش از آنکه قاعدهای حقوقی برای آن وجود داشته باشد؛ تا آنکه در مهرماه ۱۳۹۸ وزارت کشور بههمراه چند نهاد دیگر، دستورالعمل نظارت بر چگونگی فعالیت ارائهدهندگان خدمات هوشمند مسافر را تدوین و ابلاغ کرد. اینجا قاعده، رفتاری ازپیشجاافتاده در جامعه را رسمیت بخشید، نه برعکس؛ و دقیقاً به همین دلیل هم با مقاومت چندانی روبهرو نشد.
ibna.ir/x6KdL
@ibna_official
🔰در معرفی کتاب «اسکلت نامرئی حهان» بررسی شد؛
آیا جهان دارای ساختاری زنده است؟
🔸کتاب «اسکلت نامرئی جهان» نوشته زهرا منوچهری به بررسی ساختارهای هندسی و معماری پنهان کیهان پرداخته و پرسشهای بنیادین انسان درباره منشأ حیات، نظم ماده و جایگاه آگاهی در جهان را واکاوی میکند
🔸نویسنده در این کتاب، با جسارتی تحسینبرانگیز، ساختار پنهان جهان را به اسکلت موجودی زنده تشبیه میکند؛ همانگونه که استخوانها چارچوب و شکل بدن را نگه میدارند، در دل کیهان نیز سازوکاری نامرئی وجود دارد که امکان پیدایش نظم، ماده، حیات و در نهایت آگاهی را فراهم میکند.
🔸یکی از بخشهای درگیرکننده کتاب، تامل بر «معماری ادراک» است. منوچهری در این بخش به این موضوع میپردازد که چگونه ذهن ما، جهان را بازسازی میکند. آیا آنچه ما به عنوان واقعیت درک میکنیم، تصویری دقیق از کیهان است یا صرفاً برداشتی است که مغز ما برای بقا طراحی کرده است؟ با بررسی مفاهیمی نظیر «پارادایم اطلاعات» و «در همتنیدگی»، کتاب به ما یادآوری میکند که ادراک ما از جهان، تنها پنجرهای کوچک به روی حقیقتی است که در ابعاد بسیار بزرگتر و با پیچیدگیهایی فراتر از تصورِ عادی ما جریان دارد. اینجاست که علم، ماهیت فلسفی خود را بازمییابد و پرسشهای دیرین بشر درباره نسبت «ناظر» و «منظور» دوباره جان میگیرد.
🔸نویسنده در این اثر، پاسخ قطعی به پرسشهای نهایی ارائه نمیدهد؛ چرا که علم، بیش از آنکه به دنبال پاسخهای نهایی و پایانبخش باشد، چراغی است که مسیرهای فهم را روشن میکند. «اسکلت نامرئی جهان» دعوتی است برای بازنگری در آنچه از کیهان میدانیم و تأملی بر جایگاه انسان در تار و پود این هستیِ عظیم و هوشمند.
ibna.ir/x6Kc7
@ibna_official