eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
796 دنبال‌کننده
15.5هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰روایت ایبنا از کتابفروشی‌های محلی پایتخت - ۳۶ کتاب، رنگ و زنی که راه خودش را رفت 🔸در این کتابفروشی، بوی کاغذ و کمی رنگ در فضا پیچیده است؛ رنگ‌هایی که شاید رد دست صاحب کتابفروشی باشند. 🔸وقتی وارد این کتابفروشی که در کنار خیابان وصال شیرازی قرار دارد می‌شویم، به غیر از کتاب، هیچ کالای دیگری به فروش نمی‌رسد؛ فقط تعدادی کارت‌پستال از نقاشی‌های او. کتاب‌هایی که در قفسه‌های چوبی جا خوش کرده‌اند، آثاری در حوزه هنر، شعر، تاریخ، ادبیات، رمان و فلسفه هستند. اگر دنبال اصالت باشیم، به این کتابفروشی می‌رسیم. 🔸مدیر این کتابفروشی، شیرین اتحادیه، هنرمند نقاش است؛ هنرمندی که بیش از ۲۸ نمایشگاه انفرادی و ۴۵ نمایشگاه گروهی در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است. 🔸اتحادیه خود را تعریف نمی‌کند. لازم نمی‌بیند بگوید چه چیزهایی کشیده، چه کتاب‌هایی خوانده و چه روزهایی را در کتابفروشی «کتاب آزاد» پشت سر گذاشته است. 🔸️اتحادیه می گوید: «نباید درباره همه‌چیز توضیح داد. خوب، الان شاهدیم کتابفروشی‌های لوکس و کتاب‌های گران در سنترها و مال‌ها تأسیس شده‌اند و شرایط ضدونقیض زیادی به وجود آمده است. «کتاب آزاد» اگر می‌خواست متظاهر باشد، شاید تا الان ادامه پیدا نمی‌کرد. علاقه‌مند هستم این کتابفروشی همین شکلی باقی بماند. درست است مدرن شدن بسیار خوب است، ولی به‌نظرم دارد از مدرنیسم نوعی سوءاستفاده می‌شود. مدرنیسم ارزان شده است.» 🔸️ «یکی از مهم‌ترین دلایلم برای ادامه فعالیت در کتابفروشی، ارتباط من با بیرون کتابفروشی یعنی مردم است. بسیار به این حرفه علاقه‌مندم. در کنج که بنشینی، حتی از تو، نقاش در نمی‌آید. نقاش باید با مردم در ارتباط باشد؛ این برای من بسیار مهم است. ارتباطم با مخاطبانی که برای خرید یا هر دلیلی وارد کتابفروشی می‌شوند، بسیار خوب و مهم است. وقتی با مخاطبان گفت‌وگو می‌کنم و تعامل دارم از آن‌ها یاد می‌گیرم؛ یکی از مزایای مهم کتابفروشی همین است. هر فردی به دلیلی وارد کتابفروشی می‌شود. دقیقاً مثل نقاشی که هر تابلو حال‌وهوای مشخص خود را دارد.» ibna.ir/x6K7b @ibna_official
🔰نوشتار محمود فاضلی‌بیرجندی، پژوهشگر تاریخ ایران؛ تاریخی سربه‌­سر ایستادگی بر سر خاک و میهن شاهنامه؛ شناختن از زبان یک هم­‌میهن دانای میهن‌­دوست دلسوز به نام فردوسی 🔸محمود فاضلی‌بیرجندی گفت: تاریخ هر مردم، زندگی­نامه ایشان است. تاریخ ما، زندگی­نامه ما، تاریخ دروغ و دزدی و خیانت نبوده و نیست. تاریخی داریم سربه‌­سر ایستادگی بر سر خاک و میهن. ایرانیان در راه این ایستادگی بارها و بارها از جان گذشته‌­اند، از خاک و از خانه نگذشته‌­اند. این روایت را نیاوردم تا شور برانگیزم. می­‌خواهم بگویم همین نکته ساده است که اکنون ما را بر سر آن آورده تا شاهنامه بخریم و بخوانیم. 🔸ایرانی شاهنامه می‌خرد تا بگوید می‌خواهم خودم را بشناسم. یعنی که سخن دیگری را باور ندارم که سال‌های سال در گوش من می‌خواند تاریخ ایران تاریخ نکبت و غارت و ستم است. امروز ایرانی دریافته همان‌ها که چنین آموزش‌هایی از تاریخ می‌دادند خود بدتر و بزرگتر ستمکاران و غارتگران میهن بودند. چه غارت مال، چه غارت اندیشه. دریافته که تاریخ ایران، هر چه هست، از خوب تا بد، از شکست تا پیروزی؛ ساخته و پرداخته دوستداران میهن است. کم نبوده زمان‌هایی که کسانی بر ما تاخته‌اند. اما مایه‌وری فرهنگ و تاریخ این سرزمین آنان را در خود گواریده است تا چندان که همان تازشگران هم ایرانی شده‌اند. نمونه‌های این سخن کم نیست. نیازی هم به برشمردن نیست تا سخن به درازا نکشد و مکررگویی نشود. 🔸آن اندازه که من دریافته‌ام این تکاپوی شناختن ایران تا گذشته‌های دیر و دور می‌رسد. نیازی فوری نیست که به آگاهی از تاریخ همروزگار برآورده شود. حتی گمانم ته‌مایه و اندرونه این تکاپوی شناختی چیزی نیست که شود آن را مثلا با نهضت شعوبیه برابر کرد. پهنای آن و ژرفای آن بسی بیشتر است از شعوبی‌گری یا حتی نوشعوبی‌گری. ایرانی امروز تشنه است تا روزگار اساطیر را بداند و بشناسد. می‌خواهد ایران را از بامدادش بداند و بشناسد. گزارش ایرانیِ آفرینش را بداند. کیومرث را بشناسد. حتی نگاه تاریخ‌نگار بزرگ نامدار ایران قدیم که محمد جریر طبری باشد به نزد ایرانیان امروز کهنه شده و خریدار ندارد. ibna.ir/x6Kgb @ibna_official
🔰کودک و زندگی در عصر صفحه‌نمایش؛ کودک را چطور وارد جهان دیجیتال کنیم؟ 🔸آشنایی کودکان با فناوری از سال‌های نخست زندگی آغاز می‌شود؛ اما چطور می‌توان میان استفاده از صفحه‌نمایش، بازی، خواب و ارتباط با خانواده تعادل برقرار کرد؟ 🔸️کودک خردسال بسیاری از چیزهایی را که روی صفحه می‌بیند، مانند یک بزرگسال تفسیر نمی‌کند. یک تصویر، صدا یا داستان برای او زمانی معنای روشن‌تری پیدا می‌کند که بتواند درباره‌ی آن با کسی حرف بزند و آن را با تجربه‌های واقعی زندگی پیوند دهد. به همین دلیل، همراهی والد در زمان استفاده از رسانه اهمیت زیادی دارد. وقتی پدر یا مادر کنار کودک می‌نشیند، درباره‌ی آنچه می‌بیند سؤال می‌کند، اسم اشیا را تکرار می‌کند یا اتفاقات داستان را به زندگی روزمره‌ی کودک ربط می‌دهد، صفحه‌نمایش از یک ابزار منفعل به فرصتی برای گفت‌وگو و یادگیری تبدیل می‌شود. توصیه‌های آکادمی اطفال آمریکا نیز بر همین همراهی تأکید دارد و برای کودکان خردسال، استفاده‌ی مشترک والد و کودک از محتوای باکیفیت را به استفاده‌ی انفرادی ترجیح می‌دهد. 🔸یکی از مهم‌ترین خطاها این است که زمان صفحه‌نمایش را جدا از سایر فعالیت‌های کودک ببینیم. یک ساعت تماشای صفحه فقط یک ساعت از شبانه‌روز نیست؛ این یک ساعت ممکن است از زمان بازی، حرکت، گفت‌وگو، کتاب‌خواندن یا خواب کودک کم کند. برای کودک خردسال، بازی آزاد اهمیت زیادی دارد. ساختن چیزی با قطعات، دویدن، نقاشی کردن، بازی با عروسک‌ها، ورق زدن کتاب، گوش دادن به قصه و حتی بی‌حوصلگی و پیدا کردن راهی برای سرگرم شدن، بخشی از فرایند رشد است. سازمان جهانی بهداشت نیز بر جایگزین کردن زمان بی‌تحرکی با فعالیت بدنی و حفظ خواب کافی تأکید دارد. بنابراین شاید پرسش بهتر این نباشد که «چقدر اجازه داریم به کودک موبایل بدهیم؟» بلکه باید پرسید: این صفحه‌نمایش چه چیزی را از زندگی کودک کنار می‌زند؟ 🔸️کودک لازم نیست هرچه زودتر با فناوری آشنا شود. برخلاف نگرانی بسیاری از والدین، دیرتر آشنا شدن با ابزارهای دیجیتال به معنای عقب ماندن از فناوری نیست. کودکان معمولاً زمانی که به فناوری نیاز پیدا می‌کنند، مهارت کار با رابط‌های دیجیتال را به‌سرعت یاد می‌گیرند. آنچه در سال‌های نخست اهمیت بیشتری دارد، ساختن توانایی‌هایی است که بعداً کودک به کمک آن‌ها بتواند از فناوری استفاده کند: زبان، توجه، کنجکاوی، حل مسئله، تعامل اجتماعی، کنترل هیجان و توانایی تشخیص و پرسشگری. به بیان دیگر، پیش از آن‌که کودک را برای جهان دیجیتال آماده کنیم، باید او را برای جهان واقعی آماده کنیم. فناوری قرار است بخشی از زندگی او باشد، نه تمام زندگی او. کودک باید بتواند صفحه را خاموش کند و همچنان چیزی برای دیدن، پرسیدن، ساختن، بازی کردن و کشف کردن داشته باشد. ibna.ir/x6Kg2 @ibna_official
🔰روایت روزهای جنگ از میان قفسه‌های کتاب؛ کتابخانه فتح‌المبین؛ جایی میان کتاب، آژیر و خاطره 🔸 کتابخانه فتح‌المبین در سال‌های دفاع مقدس مأمنی بود برای مردم؛ از دانش‌آموز و دانشجو گرفته تا رزمنده‌هایی که ساعاتی را در این کتابخانه تجدیدقوا می‌کردند. در این کتابخانه صدای ورق خوردن کتاب‌ها با آژیر خطر و صدای انفجار در هم می‌آمیخت و کتابداران و کتابخوانان، بخشی از روزهای جنگ را در میان قفسه‌ها تجربه کردند و خاطرات آن روزها، هنوز در روایت‌های کتابداران این کتابخانه زنده است. 🔸کتابخانه فتح‌المبین در سخت‌ترین روزهای جنگ، با همه تلاطم‌ها و ناملایمات تهاجم، تا اکنون که چهل و چندسال از آن روزهای تلخ و سخت جنگ می‌گذرد؛ چتر دانش خود را بر شهرستان دزفول باز کرده و در حال حاضر بیش از 50 هزار نسخه کتاب در بخش‌های مختلف (امانت، مطالعه، کودک، نشریات و…) دارد. 🔸با توجه به اسناد موجود و وجود بمباران‌های گسترده شهر دزفول، اطلاعات مستقیمی مبنی بر آسیب دیدن ساختمان کتابخانه در منابع عمومی یافت نشده است. این خود نشان‌دهنده‌ پایداری زیرساخت‌های فرهنگی شهر است. اما نقش کتابخانه‌ها به عنوان مراکزی برای حفظ روحیه و تداوم فعالیت‌های فرهنگی، در دزفول جنگ‌زده، اهمیتی مضاعف داشت. در شهری که تمام ساختارها تحت فشار جنگ بود، کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی، نقش مهمی در حفظ روحیه جامعه، استمرار آموزش و انتقال مفاهیم ایفاء می‌کردند. کتابخانه فتح‌المبین، به عنوان یک نهاد فرهنگی پایدار، یکی از این نهادها است. در این میان اعضای کتابخانه نیز، تلاش می‌کردند با سلاح کتاب، سنگری از اندیشه در دل جبهه‌ها باز کنند. ترویج کتابخوانی، نقش کتابداران و نیز اعضا در حفظ سرمایه‌های فرهنگی و معنوی جامعه، به‌ویژه در بزنگاه‌های تاریخی این اهمیت را دوچندان می‌کند. 🔸خاطرات روزهای جنگ در کتابخانه فتح‌المبین که قبل از جنگ تحمیلی مردم آن را با نام کتابخانه ارشاد می‌شناختند، بسیار است، خاطراتی سرشار از ترس و هیجان و اضطراب اما مملو از عشق به خدمت و عشق به کتاب و کتابخوانی. شاید ثبت این خاطرات، روزهای جنگ هشت ساله را برای آنها که در مناطق مرزی و شهرهای درگیر جنگ حضور نداشتند، ملموس کند و برگی به تاریخ سراسر شجاعت آن روزها بیفزاید. ibna.ir/x6K3F @ibna_official
🔰جایگاه حضرت معصومه (س) در گفت‌وگو با سعید طاووسی‌مسرور؛ حضرت معصومه (س) استمرار خط حضرت زهرا(س) و حضرت زینب (س) است 🔸آن‌چه که درباره زیارت حضرت معصومه (س) به صورت معتبر داریم در کتاب «کامل‌الزیارات» از امام رضا (ع) روایت شده مبتنی به این سند معتبر که هرکس فاطمه معصومه (س) را زیارت کند (عارفاً بحقّه) یعنی آشنا و آگاه به جایگاه ایشان باشد ثواب بهشت بر او لحاظ می‌شود 🔸فضیلت حضرت معصومه (س) ابعاد گسترده‌ای دارد و شاید خیلی هم برای ما روشن نباشد، چراکه متأسفانه اطلاعات اندکی از آن حضرت به ما رسیده است. اما این فضیلت صرفاً به جهت روایت حدیث غدیر نیست. و اساساً بنده این روایت را قبول ندارم و در این‌که ایشان راوی حدیث غدیر باشد و آن حدیثی که فاطمه‌ها آن را نقل می‌کنند و حدیث فواطم است، اشکالات سندی وجود دارد و انتسابش به حضرت معصومه (س) ثابت نیست. از جمله اشکالات این است که امام رضا (ع) دختری به نام فاطمه نداشته است که ایشان بخواهند از عمه‌اش فاطمه معصومه (س) روایت بکند. لذا این حدیث قابل اثبات نیست. 🔸️حضرت معصومه (س) در کنار حضرت فاطمه (س)، حضرت زینب (س) و دیگر زنان پاک، جزو یکی از نمادهای زن مسلمان است و از این جهت می‌تواند برای بانوان مسلمان، خصوصاً بانوان شیعه و ایرانی الهام‎بخش باشد، چراکه زنی است که به جایی رسیده است که اگرچه عصمت نداشته ولی به «معصومه» ملقب شده است و این می‌تواند نشان‌دهنده عصمت اکتسابی ایشان باشد و کسی است که از طرف امام معصوم (ع) برای زیارت با معرفت او مژده بهشت داده شده است و این در واقع می‌تواند برای زنان الهام‌بخش باشد که زن می‌تواند به چنین جایگاه‌هایی برسد و از حیث رشد معنوی تفاوتی با مردان ندارد ibna.ir/x6Kf8 @ibna_official
🔰از هویت تا اضطراب ملی، دال شناوری به نام شاهنامه؛ دلیل استقبال این روزهای مردم از شاهنامه چیست؟ 🔸سینا جهاندیده، پژوهشگر ادبیات، استقبال دوباره از شاهنامهٔ فردوسی در ماه‌های اخیر را نه‌فقط پدیده‌ای ادبی، بلکه «آیینی سیاسی و نمادین» می‌داند که از هراس تجزیه و تهدید تمامیت ایران ریشه می‌گیرد؛ در این خوانش، «خریدن و به خانه بردن شاهنامه» راهی برای «حفظ ایران» است. او که با یادداشتی اینستاگرامی دربارهٔ پرفروش‌شدن شاهنامه با موج واکنش‌ها روبه‌رو شد، در گفت‌وگو با ایبنا از حواشی آن می‌گوید، بخشی از این نقدها را ریشه‌دار در منازعات هویتی و سیاسی می‌داند و شاهنامه را «استعارهٔ خودِ ایران» می‌خواند. 🔸شاهنامه یک استعارهٔ بسیار چندبعدی و پیچیده است. یعنی مردم از این استعاره — همان‌طور که در آن یادداشت کوتاه هم گفتم — گاهی عینیت یک نوع به‌اصطلاح جهان ایرانی را که معتقدند، شاهنامه فشردهٔ ایران است. بنابراین خود شاهنامه می‌تواند استعاره از خود ایران باشد، یعنی حتی جسمانیت ایران، خودِ خاک ایران. بنابراین خریدن و بردن آن به خانهٔ خواننده، عمل حفظ‌کردن آن است، به خاطر هراس‌هایی که امروزه از تجزیهٔ ایران، حمله [به ایران] و همهٔ این‌ها وجود دارد. بنابراین فقط ملی‌گرایی نیست، فقط نژادگرایی نیست، فقط دفاع از هویت ملی نیست. فقط بحث دفاع روان‌شناختی است. 🔸خوب می‌دانید که ملیت در ایران یک استعارهٔ چندوجهی است؛ به تعبیر تحلیل گفتمانی، یک دال شناور. دال شناور یعنی چه؟ یعنی اینکه هر کسی یک جور خاص از این دلالت، از این دال را پر می‌کند و به نفع خودش استفاده می‌کند؛ چه مثلاً فرض بکنید حکومت، چه فرض بکنید مردم مخالف، چه مخالف، چه موافق، همه دارند از این دال استفاده می‌کنند. ibna.ir/x6Kdk @ibna_official
🔰در میان سطرهای «دختر شینا»؛ این دلتنگی‌ها هیچ‌وقت از جبهه برنمی‌گردند 🔸جنگ شاید مردها را به جبهه ببرد، اما همیشه فقط مردها را زخمی نمی‌کند. بعضی زخم‌ها برمی‌گردند؛ می‌نشینند پشت سفره، کنار تخت بچه‌ها، در اتاقی که یک نفر کم دارد و سال‌ها بعد، میان چند صفحه کتاب، دوباره دهان باز می‌کنند 🔸این کتاب، روایت زنی است که جنگ را در جبهه ندیده، اما اثر گلوله‌هایش را سال‌ها در خانه‌اش زندگی کرده است. زنی که هر بار همسرش می‌رفت، بخشی از آرامشش را همراه او می‌فرستاد و هر بار که برمی‌گشت، انگار دوباره خودش را پیدا می‌کرد. تا یک روز که دیگر برنگشت. بعد از آن، کتاب شکل دیگری پیدا می‌کند. دیگر خبری از انتظار برای صدای قدم‌های ستار نیست؛ حالا یک جای خالی واقعی وسط زندگی قدم‌خیر افتاده. جای خالی مردی که پنج فرزند از او به جا مانده و زنی که باید هم مادر باشد، هم پدر، هم پناه. 🔸شاید هم سخت‌ترین قسمت «دختر شینا» همین‌جاست؛ جایی که می‌فهمی شهادت برای یک نفر اتفاق می‌افتد، اما فقدانش برای یک خانواده، سال‌ها ادامه پیدا می‌کند. یک نفر می‌رود و چند نفر باید با «نبودنش» زندگی کنند. قدم‌خیر، اما اهل نمایش دادن رنجش نیست. دردش را آن‌قدر ساده تعریف می‌کند که گاهی همین سادگی، بیشتر از هر توصیف سنگینی آدم را می‌شکند. انگار نشسته روبه‌رویت و فقط دارد از زندگی‌اش می‌گوید؛ از روزهایی که گذشته‌اند و دیگر نمی‌شود به آن‌ها برگشت. 🔸عجیب اینجاست که «دختر شینا» اصلا از همان اول بوی شهادت نمی‌دهد. بوی زندگی می‌دهد. بوی خانه‌ای که تازه شکل گرفته، بوی بچه‌هایی که یکی‌یکی به دنیا می‌آیند، بوی دلخوری‌های زن و شوهری، بوی آشتی، بوی نگرانی و حتی آن دوست داشتنی که آدم را وادار می‌کند از رفتن کسی بترسد. و شاید همین، درد کتاب را بیشتر می‌کند. چون ما از همان ابتدا می‌دانیم پایان این عشق چیست؛ اما قدم‌خیر نمی‌داند. او فقط هر بار رفتن ستار را تحمل می‌کند و به برگشتنش دل می‌بندد. ibna.ir/x6Kgd @ibna_official
🔰 کتاب «چگونه یک خاطره را تغییر دهیم؟» از استیو رامیرز؛ آیا می‌توان گذشته را از مغز پاک کرد؟ 🔸کتاب «چگونه یک خاطره را تغییر دهیم؟» نوشته‌ی استیو رامیرز، عصب‌شناس دانشگاه بوستون، در سال ۲۰۲۵ توسط انتشارات دانشگاه پرینستون در آمریکا منتشر شده است. رامیرز در این کتاب به پژوهش‌های علوم اعصاب درباره‌ی شکل‌گیری، بازسازی و امکان تغییر خاطرات می‌پردازد 🔸یکی از بخش‌های جذاب پژوهش‌های رامیرز به امکان ایجاد ارتباط میان یک خاطره و تجربه‌ای متفاوت مربوط می‌شود. در آزمایش‌های حیوانی، پژوهشگران توانسته‌اند نورون‌هایی را که هنگام شکل‌گیری یک خاطره فعال بوده‌اند، شناسایی کنند و بعد آن‌ها را در شرایطی متفاوت دوباره فعال کنند. حیوان در چنین شرایطی می‌تواند واکنشی نشان دهد که گویی تجربه‌ی اولیه دوباره در حال رخ دادن است. 🔸 از جذاب‌ترین بخش‌های بحث رامیرز، ارتباط میان پژوهش‌های بنیادی درباره‌ی حافظه و درمان اختلالات عصبی و روان‌شناختی است. اگر بتوانیم بفهمیم یک خاطره چگونه در مغز شکل می‌گیرد، تثبیت می‌شود و دوباره فعال می‌شود، شاید بتوانیم سازوکار برخی مشکلات مرتبط با حافظه را نیز بهتر درک کنیم. 🔸️چگونه یک خاطره را تغییر دهیم؟» بیش از آن‌که وعده‌ی پاک کردن گذشته را بدهد، درباره‌ی شناخت سازوکار گذشته در مغز است. رامیرز نشان می‌دهد که خاطرات، ساختارهایی کاملاً ثابت و دست‌نخورده نیستند. آن‌ها در شبکه‌های عصبی شکل می‌گیرند، دوباره فعال می‌شوند و در فرایند یادآوری می‌توانند دستخوش تغییر شوند. از این منظر، عنوان کتاب پرسشی بزرگ‌تر از یک فناوری را مطرح می‌کند: اگر بخشی از گذشته‌ی ما در هر بار یادآوری دوباره ساخته می‌شود، تا چه اندازه می‌توانیم به حافظه‌ی خود به‌عنوان روایت دقیق زندگی‌مان اعتماد کنیم؟ ibna.ir/x6Kgg @ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «از کرامات شیخ ما» نوشته بهزاد برهان؛ در مرز میان ایمان و تردید 🔸کرامت معمولاً در مرز میان ایمان و تردید ایستاده است. برای مؤمن، نشانه‌ای از مقام معنوی و نزدیکی عارف به سرچشمه‌ای قدسی است و برای شکاک، روایتی که شاید بتوان آن را با عوامل روان‌شناختی، اجتماعی یا تاریخی توضیح داد. اما اثر برهان، خواننده را در مقابل این پرسش قرار می‌دهد که حتی اگر نخواهیم درباره وقوع یک کرامت داوری نهایی کنیم، با روایت آن چه باید بکنیم. 🔸برهان در نگارش کتاب، از مفاهیمی روان‌شناختی همچون «آرزوانگاری» و «آرزونگری» نیز استفاده می‌کند تا نشان دهد زمینه‌های ذهنی مطلوب چگونه می‌توانند بر ادراک اثر بگذارند. «خود کرامت‌گویی» نیز از دیگر اصطلاحات ابتکاری کتاب است؛ موقعیتی که صاحب کرامت خود راوی منحصر به فرد کرامت خویش است و تجربه خصوصی خود را بدون حضور شاهد دیگری روایت می‌کند. این مفاهیم نشان می‌دهند که نویسنده صرفاً بر آن نیست کرامت را فقط از منظر تاریخ تصوف بخواند، بلکه می‌خواهد سازوکارهای ذهنی، اجتماعی و روایی شکل‌گیری آن را نیز بررسی کند. 🔸بخش مهم دیگر کتاب به اتفاقی اختصاص دارد که «پس از تجربه کرامت» رخ می‌دهد. لحظه‌ای که واقعه تمام می‌شود، دیگر چیزی جز خاطره و روایت در دسترس نیست. حتی صاحب تجربه نیز برای بازگویی آن باید به حافظه خود رجوع کند. شاهدان نیز همین وضعیت را دارند و روایت از یک نفر به نفر دیگر منتقل می‌شود. برهان این فرایند را «فرگشت روایات کرامات» می‌نامد، یعنی روایت در مسیر انتقال، مانند موجودی زنده از محیط خود تأثیر می‌پذیرد؛ بخش‌هایی از آن تقویت می‌شوند، بخش‌هایی ضعیف یا حذف می‌شوند و روایت در هر مرحله تغییر می‌کند. راوی ممکن است سال‌ها بعد روایتی را بازگو کند که خودش آن را در کودکی و از طریق چند واسطه شنیده است. حافظه نیز مانند هر سازوکار انسانی دیگری خطاپذیر است و می‌تواند تحت تأثیر گذر زمان، تلقین، باورها و مصلحت قرار گیرد. نویسنده در یکی از بحث‌های جالب خود، به عناصری در روایت‌های کرامات اشاره می‌کند که با عبارت‌هایی مانند «مگر در دل او بگذشت» یا «در خاطر من آمد» خلأهای روایت را پر می‌کنند. به اعتقاد او، در بسیاری از حکایت‌های مربوط به اشراف ابوسعید بر ضمایر، حذف این عنصر، اساساً نشانه‌ای از کرامت باقی نمی‌گذارد. ibna.ir/x6JwZ @ibna_official
🔰بررسی کتابی از عبدالمطلب عبدالقادر حجاج؛ جنگ نسل پنجم؛ نبرد بر سر ذهن و افکار عمومی 🔸وبسایت «اسلام‌آنلاین» در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ مطلبی درباره‌ی کتاب «روان‌شناسی دیجیتال در عصر جنگ‌های نسل پنجم» نوشته‌ی عبدالمطلب عبدالقادر حجاج منتشر کرد. این مطلب با بررسی محورهای کتاب، به نقش الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی در تأثیرگذاری روانی، شکل‌دهی به افکار عمومی و ضرورت تقویت دفاع شناختی در برابر جنگ‌های دیجیتال می‌پردازد. متن پیش رو ترجمه‌ی این مطلب است. 🔸محور اصلی استدلال کتاب این است که جنگ‌های نسل پنجم دگرگونی مهمی در راهبردهای اعمال نفوذ ایجاد کرده‌اند؛ در این جنگ‌ها، کنترل دیگر از مسیر قدرت نظامی مستقیم اعمال نمی‌شود، بلکه ابزارهای پنهانِ تأثیرگذاری روانی، با میانجی‌گری الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی، نقش محوری دارند. 🔸نویسنده در همین چارچوب، مفهوم «روان‌شناسی دیجیتال» را به‌عنوان الگویی نظری برای مطالعه‌ی رابطه‌ی میان فناوری دیجیتال و رفتار انسانی در بستر منازعات سیاسی و اجتماعی مطرح می‌کند. 🔸کتاب «روان‌شناسی دیجیتال در عصر جنگ‌های نسل پنجم» اثری قابل‌توجه در کتابخانه‌ی عربی معرفی شده است. از جمله نقاط قوت آن می‌توان به رویکرد میان‌رشته‌ای و کم‌سابقه‌ای اشاره کرد که روان‌شناسی سیاسی و اجتماعی را با علوم داده و امنیت سایبری پیوند می‌دهد. طرح مفاهیم نظری تازه‌ای مانند «روان‌شناسی دیجیتال» و «مهندسی روانی آگاهی» و همچنین ترکیب تحلیل نظری با کاربردهای معاصر، از دیگر ویژگی‌های کتاب است. اثر همچنین با بهره‌گیری از الگوهای تفسیری و نمودارها، سازوکارهای پیچیده‌ی روان‌شناختی را توضیح می‌دهد. ibna.ir/x6KfX @ibna_official
🔰میزگرد نقد و بررسی «صد خلبان برتر ایران»/1 چند نکته درباره مرگ مشکوک خلبان‌ها/ ادعاهای عجیبی درباره خلبان زندی مطرح می‌کنند با احترام به نیک‌بخش حبیبی 🔸در میزگرد نقد و بررسی «صد خلبان برتر ایران» نکته‌ای درباره مرگ تعدادی از خلبانان ایرانی و عراقی بر اثر تصادف مطرح شد؛ نکته‌ای که محور بحث دو پژوهشگر جنگ قرار گرفت. آیا باید به این موضوع بیشتر پرداخت؟ 🔸علی غفوری، مولف کتاب «صد خلبان برتر ایران» :به گمان من تا کنون کتاب جامعی درباره نیروی هوایی نداریم؛ به عبارتی سرنوشت خلبان‌هاست یا تاریخ جنگ، اما نیروی هوایی به‌تنهایی موضوع کتابی نبوده است؛ هدف من از پژوهش این بود که بگویم اگر جنگ ایران و عراق رخ داد و اگر عراقی‌ها در آغاز جنگ موفق نشدند، صرفاً به سبب حضور مردم در جنگ نبود؛ چون جنگ ایران و عراق جنگی مدرن بود و در این جنگ مدرن، نیروی هوایی نقش اول را داشت . از نخستین روز جنگ تا واپسین روز آن و پنج روز پس از پایان رسمی جنگ نیروی هوایی حضور داشت. با پژوهش در زمینه نیروی هوایی هدف نشان دادن توانمندی این نیرو بود و متاسفانه از آن نیروی هوایی مجرب و خلاق بعد از جنگ دیگر تشکیل نشد و اگر بار دیگر به ما حمله شود، چنان نیروی هوایی را نداشته باشیم، قطعاً آسیب خواهیم دید. امروز نیز می‌بینیم که هم در جنگ دوازده‌روزه و هم در همین جنگ کنونی که در آن هستیم، فقدان نیروی هوایی چه اندازه خود را نشان می‌دهد. 🔸قبول دارم که کتاب باید مقدمه بهتری داشته باشد و حتماً احتیاج به فهرست داشت، ولی بحث محدودیت کاغذ یک دلیلش بود و دیگر اینکه گفتند اگر بر اساس حروف الفبا بنویسید، احتیاجی به فهرستی نیست. اما در حقیقت باید فهرست در اول کتاب باشد که اسم خلبان را در آن دنبال کنید. 🔸درباره مقدمه هم اشاره کنم من خیلی اهل طولانی نوشتن نیستم؛ یعنی کلاً به این نتیجه رسیده‌ام که خواننده ایرانی حوصله ندارد. به همین دلیل نیز درباره تاریخ خلبان‌ها که می‌خوانید، همه‌شان در حد ۳ یا ۴ صفحه و ۵ صفحه است؛ بنابراین قلم‌فرسایی نکردم، چون شما امروز در خیابان اسم خلبانی را می‌بینید، شهید فلان، می‌خواهید دریابید این خلبان چه کسی بوده؛ لذا اصلاً حوصله ندارند 100 صفحه را بخوانند. 🔸محمد قبادی، پژوهشگر و تاریخنگار: برای نوشتن مقدمه، توقع من این بود که مولف بزرگوار — که سمت استادی به من دارند — مقدمه‌ای می‌نوشتند و اشاره‌ای، حتی گذرا، به خلبان‌ها و نخستین خلبان‌ها می‌کردند؛ اشاره به اولین‌ها، کوتاه و در ضمن آن. بدون شک ایشان در این کتاب یک سری چالش‌ها داشتند که کاملاً مشخص است؛ ای کاش طرح موضوع می‌کردند، این چالش‌ها را می‌گفتند و مخاطب خودشان را طرف امانت و امین خودشان می‌دانستند و این چالش‌ها را با او در میان می‌گذاشتند. ضمن اینکه توقع من به‌عنوان یک خواننده این بود که مقدمه از حیث پرداختن به محتوای خود کتاب نیز غنای بیشتری داشته باشد. 🔸محسن شیرمحمد پژوهشگر: به دو شیوه — شکلی و محتوایی — می‌توانیم در بررسی کتاب را در نظر بگیریم؛ خب، من بیشتر محتوایی را دوست داشتم، چون رفتم سراغ محتوایش. بله، پیش از اینکه به هر حال کتاب درباره حسن آن صحبت شود — به نظر من — و بعد در ایران معمولاً انتقاد بسیار آسان است. من فکر می‌کنم با یک حس باشیوه ژورنالیستی و عرق ملی، کتاب نوشتن مهم است؛ به نظر من کاری بهتر از نوشتنش این است که شما بیایید آدم‌هایی را… من خودم همیشه می‌گویم آدم‌هایی برای مملکت زحمت کشیده‌اند؛ هزاران سال به اینجا رسیده است. همیشه می‌گویم این آدم‌ها نباید اسم‌شان نباید گمنام باقی بماند. باید بنویسم چه آدم‌هایی بودند و برای مملکت چه کاری کردند، چه زحمتی کشیدند. جناب غفوری زحمت کتاب را کشیدند. چون کتاب نوشتن درباره نظامی‌ها واقعاً شجاعت می‌خواهد. هر چند در محتوای کتاب اطلاعات نادرستی هم وجود دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم. چون کتاب نوشته می‌شود باید مستندات داشته باشد در اینجا مستندات ناقص است. از طرف دیگر کتاب فهرست ندارد و به نظرم نبود فهرست کار را ناقص می‌کند. ibna.ir/x6Kdr @ibna_official