صبح وقتی از خواب بیدار شدم جلوی چشمام بود،توی حموم وقتی چشمامو بستم تا شامپو نره تو چشمم بازم جلوی چشمام بود.از جلوی شیرینی فروشی که رد شدم بازم اومد جلوی چشمم، وقتی روی سرامیکا زانو زده بودم ورنگ سفیدشون در حال تغییر بود بازم دیدمش،انعکاسش تو مادهی قرمز روی سرامیکا.درست پشت سرم. اون هیچوقت ترکم نمیکنه.
هدایت شده از Underground Mehrdad
اکتبر یعنی وقتشه عشق زندگیتو پیدا کنی و بعد از بهترین شب زندگیت فرداش اسم هم دیگه رو هم نیارین.