امروز تمام مقدسات را دور خواهم ریخت،مادر در کنج اتاق می ایستد و با افسوس به من نگاه می کند.این مکان پاک تر از قبل خواهد شد.
هدایت شده از
من که میدونم مامان بابات هیچوقت بهت اهمیت ندادن و برات اون اسباببازی رو نخریدن و تو منو با اون اسباببازی اشتباه گرفتی، روانی دوقطبی.
چیزی که برای من تموم میشه واقعا تموم میشه تلاش برای برگردوندن چیزی که قبلا بوده هیچ معنایی نداره چون من برای همیشه رهاش کردم
امروز همه چیز اشتباه بود، دیروز، هفته قبل، ماه قبل، سال قبل و متولد شدن هم اشتباه بود