هدایت شده از HeliΩs
ده دقیقه توی خونه دور خودم می چرخیدم چون شارژرم رو پیدا نمیکردم،مطمئن بودم آوردمش. مطمئن بودم وقتی وارد خونه شدم دستم بود، آداپتور پلاستیکیشو توی دستم حس کرده بودم، خیلی بهش باور داشتم. ولی اون همچنان توی ماشین بود و من اصلا اونو برنداشته بودم.
هدایت شده از ازآنشبیکهبرنگشتی؛
تنها حقیقت اینه که آزادی وجود نداره. هیچ وقت نداشت.
+منم از این خاطره ها زیاد دارم منتهی حال ندارم تعریف کنم
_میکشی؟
+حال ندارم
من گیگی ۱۰ هزار تومن نمیخرم که به عقایدت احترام بزارم عزیزم ناراحتی به سلامت