هدایت شده از بیگانه.
بعدا درست میشه، بعدا دیگه این حس و ندارم، بعدا فلان کار و میکنم، بعدا یادش میگیرم، بعدا میخونمش، بعدا تجربه اش میکنم، بعدا میخرمش، بعدا بهش میگم، بعدا بهش گوش میدم، بعدا ازش لذت میبرم، بعدا، بعدا، بعدا
کاش وقتم خالی شه،بتونم دراز بکشم روی سرامیکا، بزارم سرماشون بخزه و بشینه توی تنم. بزارم غم غرقم کنه،اونقدری که نتونم نفس بکشم و بعد یه قرص بخورم و بخوابم، فقط بخوابم.