Temple of Three Faces
من وقتی میفهمم فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه سزارین عمل رستم زایی رو پیشنهاد داد اما جا نیفتا
من که آخرش آرت اینو نمیکشم بزار لااقل داستانش رو براتون بگم
همونطور که خیلی هاتون میدونید (یا شایدم نمیدونید) رستم فرزند زال پسر سام و رودابه دختر مهراب کابلی هست و نامی ترین پهلوان ایران.
زور و بازویی که داشت شاید توی جنگ و مبارزه باعث میشده دست برتر رو داشته باشه اما توی زندگی معمولی باعث یکسری تمایزات و مشکلاتی میشد، از جمله نحوه به دنیا اومدنش.
قاعدتاً فردی به قدرتمندی رستم نمیتونسته جنینی نرمالی داشته باشه و از این جهت رودابه یعنی مادرش دوران بارداری مشقت باری داشته و انگار به جای بچه چند تا قلوه سنگ گنده توی شکمش گذاشته باشن سنگین و دردمند شده بود تا اینکه یه روز از شدت ضعف بیهوش میشه.
به زال خبر میدن چه نشستی که زنت داره میمیره، زال هم که نمیدونست چه کاری باید انجام بده از سیمرغ کمک میخواد و سیمرغ هم بهش دلداری میده و راه چاره رو بهش میگه.
قرار میشه که با یه داروی قوی رودابه رو بیهوش کنن و موبدی بیاد و شکم مادر رو پاره کنه تا رستم رو بیرون بکشن، بعد از خارج شدن بچه هم شکم رو دوباره بدوزن و مرهم خاصی رو برای بهبود زخم روش بگذارن
در نتیجه همه اینها رستم توی اسطوره های ایرانی اولین کسی بوده که به شیوه ای غیر طبیعی به دنیا میاد.
حالا چرا کلمه رستم زایی به جای سزارین پیشنهاد شد؟ اگر توجه کرده باشید این واژه از سزار + ین تشکیل شده
ماجرا هم بر میگرده به شخصیت ژولیوس سزار که با شکافتن شکم مادرش به دنیا اومده چون مادرش موقع به دنیا اومدن فرزندش از قبل مرده بوده، اما بعضی منابع اینو رد میکنن و میگن مادر سزار تا سال ها بعد از پسرش زنده بوده و همچین چیزی درست نیست.
از همین جهت برخی ها معتقدن ریشه این ماجرا برمیگرده به قانون لکس سزاریا توی روم (قانونی که میگه اگر مادر هنگام زایمان بمیره باید برای بیرون آوردن بچه شکم رو پاره کنن) و چون ریشه اسمی سزار و اون قانون یکی بوده بعدها این ماجرا رو به تولد و افسانه ای سزار ربط دادن.
پس طبیعیه موقع بومی سازی یه واژه به جای استفاده از اسم یه رهبر رومی از اسطوره های کهن ایرانی استفاده کنن، اگر چه که مضحک به نظر میاد.
من از هنر چیزی ندارم بگم ولی
خیلی جالبه یه استادی می گفت اگر میخواهید خیلی باهوش باشید و مثل انیشتین بشید باید خیلی درس بخونید و تلاش کنید.
واکنش انیشتین در حالی که ۱۱ ساعت از روز رو خواب بوده: