وقتی به تحمل کردن همزمان بچههای دانشگاه و گرما فکر میکنم.
‹ @ifentanyl ›
یک جوری نصفه شبا موقع دستشویی رفتن تو تاریکی احساس خطر میکنم که انگار شاهزاده ای توی عصر چوسانم و دشمنها شبانه به قصرم حمله کردن.
‹ @ifentanyl ›