اون قسمتی از من که سعی میکرد آدمارو نگه داره از بین رفته و دیگه وجود نداره.
مامانم : اگه تو اتاقت ليوان داری برو بيار ميخوام بشورم.
من : فكر نكنم بزار برم یه نگاه كنم.
‹ @ifentanyl ›
میدونم مسخرهست و نامربوط ولی به کسایی که یه اکسسوری بخصوص همیشه باهاشونه، مثلا یه زنجیر ساده دور گردن یا انگشتر، اعتماد بیشتری دارم. ازشون وایب تعهد و وفاداری میگیرم.
"طاها" : باهم قهر بودیم اوردمش از اینا جمع کنه حالش خوب بشه.
‹ @ifentanyl ›
اگه پریز برق رو یک فرد و سیم شارژر و گوشی رو قلاده در نظر بگیریم من خیلی وقتا تو خونه واقعا دارم نقش یه سگو بازی میکنم