هدایت شده از Tweety
شیرینی خورده پسر دایی جذابم بودم
که نزدیک عروسی
برای نجات جون برادرم منو مجبور به ازدواج با طبیب پیری کردن که شبونه اومده بود خونمون
من ۱۲ ساله فکرشم نمیکردم که روزگار چی ها برام خواب دیده
مجبور شدم...
داستان ماه صنم
https://eitaa.com/joinchat/1882129403Cda6f9722a1
💔
سه جمله ای که احساس زنان را متحول میکند ...
1) دوستت دارم
2) ریختم به حسابت
3) چقدر لاغر شدی
هدایت شده از Tweety
💔 عشق برادرم، منو فرستاد پای چوبهی #خون_بس!
من «گلبهارم»… سوگولیِ خانبابام!
روزی که به دنیا اومدم، همه گفتن این دختر بختش سفیده، ولی هیچکس نفهمید داداشم کیارش با یه عشق ممنوعه چه بلایی قراره سر زندگی من بیاره…
دشمنی دو تا آبادی، خونهای ریختهشده و عشقی که دودمان همهمون رو به آتیش کشید! 🔥
این قصه پر از رازهای مگو، حسرت و اتفاقاتیه که اصلاً تصورش رو هم نمیکنید…
ادامه👇
https://eitaa.com/joinchat/3441166047C81e8f34804
شاگردم زنگ زده میگه سلام خانوم روزت مبارک کاری نداری خدافظ،میگم چرا انقدر عجله داری؟! میگه آخه نمیخواستم زنگ بزنم مامانم مجبورم کرد😂😂