بیحرمتی؟!
اونمبهخاندانحسین...؟!
بیحرمتی؟
اونمبهپسرفاطمه؟!
بردنشونتوخرابه(:💔
صورتبچهسهساله...بهخاطرجایدستاییه
نامرد...کبودشدهبود(:💔
غذاآوردن...
گذاشتنجلویخانومرقیه..(:
گفتنغذابخور...
غذاروکنارزدگفتتابابامنیاد...لببهغذا
نمیزنم(:
گفتتابابامنیاد...آبنمیخورم
بیبیزینبهیقربونصدقهمیرفت
میگفتتو بخورغذاتو...تاباباتبیاد(:
اینخبرورسوندنبهگوشیزید...
گفتندخترحسینغذانمیخوره
یزیدگفت...سرباباشوبراشببرید
چننفرگفتناونسهسالشهبچهست
سرباباشوبراشببریم؟
یزیددستورداد...
مامورااومدنتو...گفتنآمادهباشباباتدارهمیاد
خانومرقیهباذوقوشوقازسرجاشونپاشدن
گفتنعمهبابامدارهمیاد((:
مامورایهجعبهآوردنگذاشتنجلوبیبی
گفتنبیا
خانومگفتپسبابامکو؟
نشستجلوش
دروبازکرد...((:💔
منوتوییکهبزرگیموقتیمیشنویماینو...
دلمونآتیشمیگیره...
حالافکرکن...
جلوییهدختربچهسهساله...سربریدهباباشو
بزارن(:💔
خانومرقیهگفت..
دیدینبچهها
بابایشماهاباپاهاشونمیان
بابایمنباسرشاومده(:💔
یهمداحیبوداززبونخانومرقیهبهآقاامام حسینکمیگفت..
ایبابا...حکایتیشدهمویم(:
ای بابا...ببینکبودهبازویم...
بازویکبود...پهلویشکسته...
صورتسیلیخورده...(: