دیدیرقیهجوابنمیده...(:
دیدسربابابغلشوآرومکنارباباشخوابیده(:
رفتهپیشباباش(:
اینجاستکمیگن...امانازدلزینبها(:💔
بیبیزینبورقیهروبغلکردگفتمنبهآقاقول
دادهبودممراقبدخترشباشم(:💔
توهمونخرابه
خودبیبیتنهایینشستخاکهاروکنارزد(:
برادرزادهشوگذاشتمیونخاک(:
آخچقدخداحافظیباهاشسخته(:💔
میدونیندردناکترازهمهایناچیه..(:
ازهموناولش...مادرمونخانومفاطمهزهرا داشتهمهاینارومیدید(:💔
هرچقدرهمبگیمازآقامونامامحسینومصیبت
هایاهلبیت...بازهمتمومشدنینیست(:💔
امشبنیایدخترتمیمیره(:
امشبنیای...کیدیگهازخولیگوشوارههایمنو پسبگیره(:💔
بچهها..
همهیهغصهایتودلمون..یهدردیداریم
هردفعهدیدینغصهدلتونوگرفته
یادمصیبتهایاهلبیتبیوفتید(:
هرچیمیخوایبهرقیهخاتونبگو(:💔
آخهسهسالهاربابدلشخیلیکوچیکه(:
اگهبهباباشبگه...آقامیگهچشم(:💔