هدایت شده از - شهید امیرمحمد علیمحمدی ؛
فاش بگویم ، هیچکس جز آنکه
دل به خدا سپرده است ، رسمِ
دوست داشتن نمیداند .
- شهیدآوینی
خندهات،
صبح روز تعطیل است
وسط روزهای پرکاری
خندهات،
چند ثانیه مکث است
تا بفهمم که دوستم داری!
- محمدعلى_بهمنى
-
نشسته بود گوشه و حیاط و دفتر ابی رنگ همیشگیش را در دست گرفته بود .
فکر میکردم مثل همیشه مشغول نقاشیست .
بی پروا سمتش حرکت کردم و بالای سرش ایستادم .تابش افتاب روی موهای قهوه ای رنگش ملایم تر شد .
چشم چرخاندم و برخلاف همیشه اورا مشغول خواندن حرف های شاملو پیدا کردم ! شاملویی که عاشق ایدا بود .
شک نداشتم که متوجه حضورم شده بود .
دفترش را بست و بلند شد .
به دیوار خاکی رنگ حیاط تکیه دادم . قصد رفتن کرد ؛
- چی میفهمی از حرفای شاملو ؟ شاملویی که عاشق ایدا بود ؟
سمتم چرخید به زمین خیره شد
+ تو چی میفهمی از حرفای مولانا ؟ مولانایی که عاشق شد ؟
لبخند مهمان لب هایم شد . میدانستم مثل همیشه سر به سرم میگذارد
شانه بالا انداختم و به چشمان پشت موهایش خیره شدم
- مولانا ؟ مولانا عاشق نشد ، مولانا عاشق بود ؛ عاشق بود فقط عشقشو گم کرده بود .
سرش را بالا اورد و نگاهم کرد . نگاه قهوه ایش مبهم بود .
+ شاملو هم عاشق نبود ؛ شاملو همیشه عاشقه .
دفترش را در دست فشرد
- مثل تو ؟
اینبار نگاهش سرزنشگر بود . پر از حرف . پر از گلایه . پر از ترحم !
+ نه ... مثل تو !
حرفش تمام نشده بود که رفت !
رفت و من ماندم و شاملو . من ماندم و مولانا .
رفت و من ماندم و غزلی ناتمام .. :)!
هدایت شده از مسحور🇵🇸
دردِ دلِ من دواش میدانی تو...
سوزِ دلِ من سزاش میدانی تو...
من
غرقِ گُنه...
پرده ی عصیان در پیش!
پنهان چه کنم ؟ که فاش میدانی تو')
خب اعزه
از اونجایی که امشب احیاست پس مثل همیشه منتظر متن های منظور دارم باشید !؛)
شب قدر ، شبِ قیمتی شدنِ ؛
قدر خودتو بدون تا قیمتی شی :)
- حاجحسینیکتا
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
خب اعزه از اونجایی که امشب احیاست پس مثل همیشه منتظر متن های منظور دارم باشید !؛)
-
امشب خاطرم مکدر بود و بابا علی هوامو داشت .
عجیب پشتمو نگه داشت که زمین نخوره این طفل صغیر و سیه رو .
این شد که باب شرمندگی باز شد !
جوشن کبیر میخواندم که بند دلم باز شد و قصد زدن این حرف هارا کردم .
امشب همون شبیه که تا شب شهادت دوباره ی بابا علی سرنوشتمونو میچینیم .
امشب اون شبیه که گناه میشورن تو رختشور خونه ی خدا ! امشب همون شبیه که باید بشینی یه نگاه به عقب کنی یه نفس عمیق بکشی و ببینی بقیه راه رو میخوای چجوری بری !
امشب علی رفت که ما از دست نریم !!!
بشینیم با خودمون فکر کنیم ؛ به ایندمون . به حسینی بودن یا نبودنمون . به خودمون !
امشب حتی زائرای اربعین امسالو مشخص میکنن.
مبادا دیر بجنبین و ظرفیت تکمیل بشه !؛
جوشن کبیر نمیخونی ، مفاتیح نمیخونی ، قرآن سر نمیگیری ، سوره ی واقعه نمیخونی ، باشه نخون ولی بشین سر سجاده ی خونی خودت ، یذره با خدات صحبت کن . نذار دیر بشه .
خلاصه که التماس دعا :)
- میان سطر های جوشن کبیر .