eitaa logo
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
91 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
24 فایل
🌱_در‌پی‌یافتنِ‌حقیقتِ‌طریقتِ‌بشریت ! متوسل‌به‌ایه‌ی‌۲۸۶‌سوره‌ی‌بقره - . شاید مذهبی ، شاید ادبی ، شاید سیاسی و شاید فرهنگی ! ایهام ؛ ارایه ایست که یک معنی نزدیک دارد و یک معنی دور و اغلب معنی نزدیک آن برداشت می‌شود. -گروه‌فرهنگی‌مهتدین‌؛ @MOHTADIN128 -
مشاهده در ایتا
دانلود
- نشسته بود گوشه و حیاط و دفتر ابی رنگ همیشگیش را در دست گرفته بود . فکر میکردم مثل همیشه مشغول نقاشیست . بی پروا سمتش حرکت کردم و بالای سرش ایستادم .تابش افتاب روی موهای قهوه ای رنگش ملایم تر شد . چشم چرخاندم و برخلاف همیشه اورا مشغول خواندن حرف های شاملو پیدا کردم ! شاملویی که عاشق ایدا بود . شک نداشتم که متوجه حضورم شده بود . دفترش را بست و بلند شد . به دیوار خاکی رنگ حیاط تکیه دادم . قصد رفتن کرد ؛ - چی میفهمی از حرفای شاملو ؟ شاملویی که عاشق ایدا بود ؟ سمتم چرخید به زمین خیره شد + تو چی میفهمی از حرفای مولانا ؟ مولانایی که عاشق شد ؟ لبخند مهمان لب هایم شد . میدانستم مثل همیشه سر به سرم میگذارد شانه بالا انداختم و به چشمان پشت موهایش خیره شدم - مولانا ؟ مولانا عاشق نشد ، مولانا عاشق بود ؛ عاشق بود فقط عشقشو گم کرده بود . سرش را بالا اورد و نگاهم کرد . نگاه قهوه ایش مبهم بود . + شاملو هم عاشق نبود ؛ شاملو همیشه عاشقه . دفترش را در دست فشرد - مثل تو ؟ اینبار نگاهش سرزنشگر بود . پر از حرف . پر از گلایه . پر از ترحم ! + نه ... مثل تو ! حرفش تمام نشده بود که رفت ! رفت و من ماندم و شاملو . من ماندم و مولانا . رفت و من ماندم و غزلی ناتمام .. :)!
هدایت شده از مسحور🇵🇸
دردِ دلِ من دواش میدانی تو... سوزِ دلِ من سزاش میدانی تو... من غرقِ گُنه... پرده ی عصیان در پیش! پنهان چه کنم ؟ که فاش میدانی تو')
خب اعزه از اونجایی که امشب احیاست پس مثل همیشه منتظر متن های منظور دارم باشید !؛)
رستگار شد علی، هستیِ ما ریخت بهم...
هدایت شده از [‌ پَناه ]
الا اهل دنیا! اینک شما و وحشت دنیای بی علی!:)
هدایت شده از مَحیــصآ
ای‌اهل‌حرم،سیر‌ببینیدپدررا!
‏شب قدر ، شبِ قیمتی شدنِ ؛ قدر خودتو بدون تا قیمتی شی :) - حاج‌حسین‌یکتا
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
خب اعزه از اونجایی که امشب احیاست پس مثل همیشه منتظر متن های منظور دارم باشید !؛)
- امشب خاطرم مکدر بود و بابا علی هوامو داشت . عجیب پشتمو نگه داشت که زمین نخوره این طفل صغیر و سیه رو . این شد که باب شرمندگی باز شد ! جوشن کبیر می‌خواندم که بند دلم باز شد و قصد زدن این حرف هارا کردم . امشب همون شبیه که تا شب شهادت دوباره ی بابا علی سرنوشتمونو میچینیم . امشب اون شبیه که گناه میشورن تو رخت‌شور خونه ی خدا ! امشب همون شبیه که باید بشینی یه نگاه به عقب کنی یه نفس عمیق بکشی و ببینی بقیه راه رو میخوای چجوری بری ! امشب علی رفت که ما از دست نریم !!! بشینیم با خودمون فکر کنیم ؛ به ایندمون . به حسینی بودن یا نبودنمون . به خودمون ! امشب حتی زائرای اربعین امسالو مشخص میکنن. مبادا دیر بجنبین و ظرفیت تکمیل بشه !؛ جوشن کبیر نمیخونی ، مفاتیح نمیخونی ، قرآن سر نمی‌گیری ، سوره ی واقعه نمیخونی ، باشه نخون ولی بشین سر سجاده ی خونی خودت ، یذره با خدات صحبت کن . نذار دیر بشه . خلاصه که التماس دعا :) - میان سطر های جوشن کبیر .
نظری کن به دلم حال دلم خوب شود. حال و احوال گدایت به خدا جالب نیست :)
هدایت شده از [‌ پَناه ]
رنگ رخسارھِ نشان ميدهد از سر درون ماندنۍ‌ نيست علی ، انا‌اليه‌راجعون (: 🖤