eitaa logo
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
91 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
24 فایل
🌱_در‌پی‌یافتنِ‌حقیقتِ‌طریقتِ‌بشریت ! متوسل‌به‌ایه‌ی‌۲۸۶‌سوره‌ی‌بقره - . شاید مذهبی ، شاید ادبی ، شاید سیاسی و شاید فرهنگی ! ایهام ؛ ارایه ایست که یک معنی نزدیک دارد و یک معنی دور و اغلب معنی نزدیک آن برداشت می‌شود. -گروه‌فرهنگی‌مهتدین‌؛ @MOHTADIN128 -
مشاهده در ایتا
دانلود
و آدم را بر این مهبطِ عقل فرود ‌آورده‌اند تا از معلم فراق درس عشق ‌بیاموزد و شوق وصل . . و مگر عشق ‌را جز در هجران و فُرقت و غربت ‌می توان آموخت؟ پس این درد فراق همه هستی آدمی ‌است و مایه اصلی هنر نیز همین غم ‌غربت است که با اوست،از آغاز تا انجام. به یادآر این خطاب ازلی را که با تو ‌گفت: «فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ ‌فَتَشْقَىٰ»، «إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا ‌تَعْرَىٰ»، «وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَاوَلَاتَضْحَىٰ» ‌اینجا دیار مشقت است، جوع و ‌عریانی و تشنگی و سوز و آفتاب . ‌و آدم گم‌گشته زمین است که اگر ‌چون خواجه حافظ خود را بازیابد ، ‌سخت در شگفت خواهد آمد که : ‌ای وای! من بر این خراب آباد چه کنم؟' - شهیدآوینی
از لحاظ معنوی دلم یه هیئتِ قدیمی و با اصالت توی کوچه پس کوچه‌های شهر میخواد که برم کنجِ دیوار بشینم و آروم و آروم زیارت عاشورا بخونم . این شهر یه هیئتِ هفتگیِ ولایی به من بدهکاره .
به لیست کتابایی که باید نمایشگاه کتاب بخرم که نگاه میکنم نمیفهمم چجوری گریم میگیره . اخه چرا انقدر زیادن ؟!
- شما دوربینت چه قشنگههههه - شکراً :)
چرا باید بعد از تایپ کردن دو صفحه همش بپره ؟ . بغض دارم .
- ای خاکِ کربلای تو ، مُهر نماز من .. »
چرا‌خانم‌ها‌شھید‌نمیشن؟! -چون‌به‌شھادت‌‌احتیاج‌ندارند،آن‌آقایون‌ هستند‌که‌باید‌شھید‌بشن‌تابه‌سعادت‌برسند! خانم‌هایک‌تحمل‌بکننددرخانه‌، اجریک‌شھیدرابه‌آن‌هامۍدهند . . دیگه‌نمۍخواد‌کار‌زیادۍکنند‌ خانم‌ها‌واقعا‌امکانات‌معنوۍشان‌بالاست‌‌، "فقط‌باید‌بدانندکه‌کجا‌باید‌چه‌کارکنند..!" - استاد_پناهیان.
هدایت شده از مَحیــصآ
ولی الان شدیدا به اون حالِ وسطِ هیئت که از همه جا فارغم و اشک پهنایِ صورتمُ پوشونده نیازمندم(:
هدایت شده از مسحور🇵🇸
"خانه دوست کجاست؟ " در فلق بود که پرسید سوار . آسمان مکثی کرد ، رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید... و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: نرسیده به درخت ؛ کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است! و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است... می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر بدر می آرد... پس به سمت گل تنهایی می پیچی، دو قدم مانده به گل... پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی! و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد… در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی: کودکی می بینی . رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور، و از او می پرسی : خانه دوست کجاست؟