- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
- قرمزیِامروز
- دونه دونه که جونشون میکشیدم بیرون فکری شدم !
یکی جونش تقی میزد بیرون و یکیو باید با دست باز میکردم و جونِ سفت و سختش میکشیدم بیرون .
البالوهارو میگم !
خون قرمزشون روی دستم ریخته بود و تنِ بیجونشون روی سینی خودنمایی میکرد.
چقدر شبیه ما بودن ، بعضی هامون راحت روحو میدیم دستِ خدا و بعضی ها انقدر وابسته ی این دنیان خدا باید کالبدشونو پاره پاره کنه که روح بکشه بیرون ...
چیه این احوالات که بعد از خوندن سلام بر میت دچارش شدم ؟
الله الله .
هدایت شده از گࢪوه فࢪهنگێ جهادۍ مُهتَدین🕊🍀
علی امام من است و منم غلام علی:)
_
پ. ن: هرکدومشون درست میکنم کلی ذوق میکنم میشینم نگاش میکنم میگم خوشبحال اون طرف😌
روزِ قلم رو ، رسمی تر از رسمی به همه ی نویسنده های نوپا تبریک میگم .
خلاصه که بیارید اون ناپلئونی رو :>
بین احوالات عید و روزِ قلم ، بگم که امروز سالگرد ربوده شدن حاج احمده ها !
چی میدونیم از این کوه ؟ هیچ .
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
محبوبمن ، دوست داشتن شما دیدن گنبد طلایی حرم امام رضا از پیچِ خیابان اول است ؛
محبوبمن ، دوست داشتن شما ناگهانی خارج شدن از متروی تجریش و دیدن تکاپوی مردم است ؛