eitaa logo
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
91 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
24 فایل
🌱_در‌پی‌یافتنِ‌حقیقتِ‌طریقتِ‌بشریت ! متوسل‌به‌ایه‌ی‌۲۸۶‌سوره‌ی‌بقره - . شاید مذهبی ، شاید ادبی ، شاید سیاسی و شاید فرهنگی ! ایهام ؛ ارایه ایست که یک معنی نزدیک دارد و یک معنی دور و اغلب معنی نزدیک آن برداشت می‌شود. -گروه‌فرهنگی‌مهتدین‌؛ @MOHTADIN128 -
مشاهده در ایتا
دانلود
- تشنگی هنوز کامل به کالبدم چیره نشده بود اما حسش میکردم . از مادرم پرسیدم سفاخانه کجاست و در جواب تنها گفت بیرونه ، برای من هم بیار ! بلند شدم بدون کیف و کفش . حرکت کردم سمت خروجی از خادمین هم جویا شدم و همان پاسخ را گرفتم البته با کمی اغراق ، که همینجاست . با خیالِ همینجا بودن برنگشتم تا کفش هایم را بردارم . از کنار پرده ی مشکی نگاه کردم و سقاخانه را با فاصله ای متوسط پیدا کردم . زمینِ موکت شده همانجا تمام شده بود و باقی راه خاک بود . نگاهی انداختم و قید تشنگی ام را زدم قصد کردم برگردم که یادِ تشنگی مادرم افتادم ؛ مرددشدم و با یک تصمیم ناگهانی پایم را روی زمینِ خاکی گذاشتم و حرکت کردم . آنطور نبود که تابه حال روی زمین خاکی راه نرفته باشم اما انگار چیزی مرا منع میکرد . قدم هایم را آرام و با احتیاط برداشتم ؛ سنگ ها پایم را می‌میدریدند. به سقاخانه رسیدم و بعد از گرفتن دو بطری آب بازگشتم . راه برگشت دردناک تر بود . موکت را که لمس کردم بازدمم حبس شد . زینبِ حسین -ع- چطور آنهمه خار مغیلان را رد کرده بود و ابو فاضل چطور غمِ نگاهِ کودکان تشنه ی آب را تحمل کرده بود ؟ . .
خب اومدم اعتراف کنم ، با تو دلم رو صاف کنم ؛
از گریه برای تو خوشم می آید :)
می گفت ؛ میری هیئت میشینی اون کنج ، با سوز برای امام حسین گریه میکنی ؛ قاطی گریه هات برای دنیای خودت که اشک نمیریزی ؟ :)
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
" من اگه یچیزی از بابام یاد گرفته باشم اونم اینه که حرفای طرف مقابلو کامل بشنوم بعد حرف بزنم " - یک
گفتیم ، چرا با آخوندا مشکل داری ؟ گفت ، چون خاتمیو دیدم گفتیم ، مگه فقط اون آخونده؟ گفت ، نه ولی بالاخره یکیشون که هست ! گفتیم ، اسلامو با ادما نسنج آدمارو با اسلام بسنج گفت ، تبرئه نکنید خودتونو گفتیم ، توهم مصداق بین نباش دیگر هیچ نگفت .
هدایت شده از - ه‍ــيوأ -
میگفت یه رسمی توی بازار تهران بوده؛ روز سوم محرم گوشواره طلا نمیفروختن خدا قدیمی هارو رحمت کنه:)))) 💔
از بچگی من غلام دربار رقیه‌ام ؛ هر سال شب سوم گرفتار رقیه‌ام . .
یه کنج از حرم ، بهم جا بده دلتنگتم ، خدا شاهده ؛
هدایت شده از _نوارکاسِت
امشب شبِ الهی به رقیه گفتنه ها :)) همدیگه رو دعا کنیم*
امشبُ بارونُ خیمه ی پادگانُ نسیمِ خوشِ خداُ نجواهای حاج محمود ، مارا به این روش نکنی قتل عامِ او . . :)