eitaa logo
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
92 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
24 فایل
🌱_در‌پی‌یافتنِ‌حقیقتِ‌طریقتِ‌بشریت ! متوسل‌به‌ایه‌ی‌۲۸۶‌سوره‌ی‌بقره - . شاید مذهبی ، شاید ادبی ، شاید سیاسی و شاید فرهنگی ! ایهام ؛ ارایه ایست که یک معنی نزدیک دارد و یک معنی دور و اغلب معنی نزدیک آن برداشت می‌شود. -گروه‌فرهنگی‌مهتدین‌؛ @MOHTADIN128 -
مشاهده در ایتا
دانلود
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
تنِ رنجوری رسید خدمتم و گلایه کرد که اجازه ی پدر و مادر رو برای جهاد تبیین و کار فرهنگی نداره . دَم
با حرف هاش اولین تصور موجود در ذهنم جنگِ هشت ساله بود . تصور شهدایی که مادر پدرشون اجازه نمی‌داد و هرطور شده راضیشون میکردن . گاهی اوقات اونارو توی عمل انجام شده میذاشتن و میرفتن . ازش پرسیدم ، خب چرا میگن نه ؟ شنیدم که ، میگن درس اولویته . لبخند زدم . شنید که ، معلومه که درس اولویته اصلا جهاد تبیین هم یه نوع درسه . تو تا چیزی ندونی و معلومات نداشته باشی که نمیتونی جهاد تبیین کنی . ابرو درهم کشید . پرسیدم که ، درست خوبه ؟ شنیدم که ، نه چون اصلا مهم نیست ، بیشتر سعی میکنم کتابای حضرت اقارو بخونم ابرو درهم کشیدم که ، خجالت نمیکشی ؟ حضرت آقا توصیه کرده درس بخونید ، اونوقت تو کتابای ایشون رومیخونی ولی درست رو نمیخونی ؟ هرچه آب پاکی بود را پارچ ، پارچ ریختم روی دستش ؛ جهاد تبیین ؟ جنگ نرم ؟ اصلا میدونی شهدا با چه حالی رفتن ؟ شهدا در حالی رفتن که اونجا درس میخوندن جزوه رزمندگان براشون ارسال می‌شد که درست درس بخونن ، قبولیای کنکورشون بعد از شهادتشون می‌رسید . بعد تو از من میپرسی چیکار کنم پدر و مادرم اجازه بدن ؟ مسئولیت اصلیتو درست انجام بده که به مسئولیت های فرعی هم برسی . .
چند وقتیه خیلی ذکر لبامون شده که چقدر مداح ها و واعظ های بچگیمون پیر شدن . .
برچینید بساطِ فروشِ البسه ی نامناسب رو از توی مترو *
برچینید بساطِ جناح گرفتن های سیاسی آمرین به معروف رو .
به کمپینِ شیرکاکائو نذری بدهیم بپیوندید ؛
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
به کمپینِ شیرکاکائو نذری بدهیم بپیوندید ؛
اینجا ، به زبانِ عامیانه کمپ ترک اعتیاد بود و اهالیش بغلش موکب زده بودن برای امام حسینشون :)
امروز ، از زمین و زمان برایمان نذری آورده بودند . امروز ، برای کودکان شیر آورده بودند . فردا ، کودکانِ دیروز تشنگی نمی‌کِشند . فردا ، آبروداری به کسی رو نمی‌زند . فردا ، پدری جسم شش ماهه ای را به قلب نمی‌نمی فشارد . امروز ، نگران فردا بودم .
امشب از روایت های ماه و آه زیاد دیدیم . ولی این داستانِ بلند رو بذاریم و از یازدهم شروع کنیم به روایت کردنش . .
روضه زنده ؟ بشین کنج هیئت به بچه هایی نگاه کن که بازی میکنن . خادم باش و به چشم های تشنه ی کودک روبروت بگو آب هست اما لیوان تموم شده ! دختر باش و به واسطه ی حس مادری نگاه کن به مظلوميت بچه ها .