- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
[ روایت ماه و آه ]
گرد نشسته بودند و هم نوا با صدای حاج محمود ضرب دستشان روی سینه مینشست و دوباره دست بعدی حرکت میکرد و جای قبلی را پر .
چشمه ی اشک یکی میجوشید و دیگری صدایش را بلند تر میکرد ، یکی آن وسط پر سوز تر میزد و یکی پر سوز تر میخواند .
همهیشان اما زن بودند .
اصلا عاشورا را زنان رقم زدند ، آنهم به واسطه ی شجاعت عمه جانشان .
اصلا عاشورا از همانجا شروع شد که زینب -س- کاخ یزید را به رجز خانه ی خویش تبدیل کرد .
اصلا مارو چه به نشستن سر میزِ مدرسه ؟
مکتب حسین آدممان کرده و بس است ؛
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
محبوبمن ، دوست داشتن شما شور خواندن مداح و سینه زنی با صورتِ خیس است ؛
محبوبِمن ، دوست داشتن شما قیمه نذری گرفتن است ؛
متاسفانه ، نکته سنجی خوب است و به جا !
بعضی چیزها شاید الان افراط به نظر بیاد ، ولی اسلامِ کامل همونه .
مثل اینکه از بچگی برای بچتون جا بندازید که مچ پا و دستش رو باید بپوشونه .
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
[ روایت ماه و آه ]
یک غذا بیشتر روی میز نمانده بود و نزدیک به ده نفری از خدام میشدیم که غذا نگرفته بودیم .
از سمت آقایون کسی آمد و جویا شد که غذا اضافه داریم یا نه ، پاسخش را کمی مکدر دادیم و بلند شدیم بساط را جمع کنیم .
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که با ده بسته غذا برگشت و آنها را بی حرفِ پیش روی میز گذاشت .
لبخندمان عمیق شد و رویمان شرمنده .