eitaa logo
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
93 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
24 فایل
🌱_در‌پی‌یافتنِ‌حقیقتِ‌طریقتِ‌بشریت ! متوسل‌به‌ایه‌ی‌۲۸۶‌سوره‌ی‌بقره - . شاید مذهبی ، شاید ادبی ، شاید سیاسی و شاید فرهنگی ! ایهام ؛ ارایه ایست که یک معنی نزدیک دارد و یک معنی دور و اغلب معنی نزدیک آن برداشت می‌شود. -گروه‌فرهنگی‌مهتدین‌؛ @MOHTADIN128 -
مشاهده در ایتا
دانلود
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
[ روایت ماه و آه ] با فراقت بال نشسته بودم به رسیدگی به امور شخصی که تلفنم زنگ خورد و خبر رسید که دوستان دارند میرند بهشت زهرا ! بازدمم حبس شد . گفتند یک ربعه میرسند و حاضر باشم . به آنی لباس پوشیدم و مقداری جزئی غذا خوردم و با تک زنگی که روی تلفنم افتاد راهی شدم . تلفنم بدون شارژ بود و خودم بدون پوشیه ، دوربین هم که بدون شارژ . بطری آب یخ رو هم مادرم از غیب رساند . توی راه متوجه شدیم که سخنران مجلس هم آقای پناهیان است . رسیده و نرسیده رفتیم سر وقت مزارها . شهید طارمی و اقوام و آخرش هم به اصرار یکی از بچه ها مزارِ آرمان ! به سختی پیدایش کردیم و بسنده کردیم به یک زیارت کوتاه . در آن گرما راه افتادیم سمت مراسم . بعد از سخنرانی هم جمع کردیم و برگشتیم . حتی فرصت نشد سر مزار رفقای شهید برویم منتها هرچه فکر میکنم یکی از بهترین رزق های محرمم بود ؛
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
شبِ نهم محرم ۱۴۴۵ *
[ روایت ماه و آه ] به هیئت که رسیدیم پلاستیک لیوان یکبار مصرف را روی میز ایستگاه صلواتی گذاشتیم و با لبخند خیره ی چهره ی مسئولینمان شدیم . - خودکفا به روایتِ تصویر ! صدای خنده ی همه‌یمان بلند شد . کمبود لیوان و از طرفی هم لیوان نرساندن آقایان آنقدری بهمان فشار آورده بود که خودمان رفتیم و لیوان خریدیم . خستگی از صبح چیره بود ولی تشنه ماندن مهمان های امام حسین شده بود بهانه ای که خودمان دست به کار شویم . یکی از بچه ها حساب کرده بود و می‌گفت نذر کرده ام ! ماهم کم نیاوردیم . حس استقلال رخنه کرده بود در کالبد تک تکمان . هیچ چیز به اندازه ی لیوان های آنشب خوشحالم نکرده بود ؛
هدایت شده از - فَأستَقِم -
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خرمایِ نخلِ تو :)
- مشغولیم این روزا
ایمان و اعتقادی منشأ اثر است که انسان از ورای قله علم بدان بنگرد . - امام‌موسی‌صدر
خیلی نیازمند دعاهاتونم التماس دعا... |افگار|
پاشو ، پاشو اون روسری گلدار سبزو بکش رو سرت و بی شیله پیله یه سر بزن به کتابفروشی همیشگیت و اینبار بر خلاف همیشه یه سلام بده به فروشنده و بعد برو از اون ته ته ، اسم تک تک کتابارو بخون و یه چند صفحه ای تورق کن و بعد که قانع شدی پولش زیاده ، بذارش سرجاش و برو سراغ بعدی . آخرشم مثل همیشه یه نگاه به نشون کتابا بنداز و گوشه ی لبارو برای رنگی بودنشون کش بده و بعدم سراغِ کتابِ همیشگیت که ناموجودِ رو بگیر و با یه خداحافظی راهی شو سمت مسجد که با همون چادر گلدارای کوتاه اقامه کنی نمازِ مغربو . . [ کتابِ ، کنج‌آدم‌بودن ]
ترسم این است که مشرک بشوم از تب تو صبر کن دل به تو کافر بشود بعد برو . .
نا امیدی سم است ؛ مشکلات نباید جوان را متوقف و نا امید کند . - سید‌علی‌خامنه‌ای