محبوب من ، شما که میخواستید بروید ، پس چرا اینهمه خاطره در کوچه ی ما جا گذاشتید ؟؛
اون وقتایی که میشینم و از جنبه ی منطقی به احساساتم فکر میکنم رو دوست دارم .
بزرگم میکنن .
هدایت شده از [ پَناه ]
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو!
ای بیبصر من میروم؟! او میکشد قلاب را..
#نیم_بیت
شهدای دفاع از حرم اگر نبودند ،
ما باید حالا با عناصر فتنهگرِ خبیثِ
دشمنِ اهلبیت و دشمن مردم
شیعه ، در شهرهای ایران میجنگیدیم .
- حضرتآقا
باید یه دست نصب کنم بغل صورتم که هر وقت گفتم بعدا میرم ادامه ی داستانمو مینویسم بخوره تو صورتم . .