- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
-
نمیشود بهانه آورد که تعلقات ، انسان را دوره نکرده اند ؛
اره نمیشه خانوممم ، اصلا همه ی وجود ادمیزاد تعلقاتِ . تعلق به محله ، به خونه ، به شهر ، به کشور ، به آدم ها ، به چشم ها .
این رباتِ بدونِ پیچ متعلق به تعلقاتِ ؛ مثل تعلق روح به خدا ، مثل تعلق ابر به آب ، مثل تعلق اشک به چشم ، یا حتی تعلق کاغذ به کتاب !
بشر دوپا هم متعلقه به خیلی چیزها ، خیلی چیزها مثل چشم های معشوق ، مثل آغوش مادر ، مثل شانه ی پدر ، مثل دست های دوست ولی ولی ولی ماهرخ جان ، این انسان خطاکار بیشتر از هرچیز متعلق به تعلق داشتنِ ! تعلق داشتن به جایی ، به کسی ، به عطری .
واسه همینه که تعلق داریم به خدا ؛!
انسان بنده ی تعلقات نیست ، بنده ی تعلق داشتنِ .
[ نامه ی چهل و سوم ساعت ۴:۱۲ هفدهمین روز از شهریور ماه چهارده صفر دو ]
تازه داشتم با وجود داشتن دهه نودیا کنار میومدم که یکی بهم گفت امسال اولین دهه نودیا میرن هفتم . .
ما تا یه مدت بعد از محرم و صفر گوشمون اهنگ که میشنوه اوردوز میکنه ، با ما از لباس مشکی نپوشیدن حرف نزنید .
میگفت ؛ اگه هر چند وقت یبار با چند تا نوجوون دور هم جمع نمیشید و بحث سیاسی نمیکنید و بعد از کلی داد زدن سر هم آخرش از هم معذرت خواهی نمیکنید ، لطفا اسم خودتونو بچه حزب اللهی نذارید . .
روح ، لطیفتر از نسیم سحر است؛ لطیفتر از صبح بهاری است؛ لطیفتر از شبنمِ بر گلبرگها است؛ لذا از غیر خود، بسیار تاثیرپذیر است .
- استاد مویدی
پاییز ، پاییز . .
چی میگفتن این شاعر ، شُعَرا ؟
کسی در را به روی حضرت پاییز وا کند .