و همانا امتحانات میان ترم و راهیان نور از رگ گردن به شما نزدیک ترند . .
بارون ؟ چون بارون اومده از خونه نمیرید بیرون ؟
ما زیر بارون ناهار میخوریم و والیبال بازی میکنیم . .
یکی از همایش های دکتر غلامی رو هم که میتونم برم ، موضوعش ربطی بهم نداره . .
باید روایتت کنم جانِ دلم !
باید از حماسهی انگشتانت بگویم ،
آنگاه که درهم میفشاریاشان و
با همان توان باقی ماندهات در هوا که نه ،
بر دهان هرچه یهودیست میکوبی !
باید از شانههای تنومندت بگویم عزیزکم !
که پهنایش ، به وسعت تمام زخمهاییست
که بر پیکرهی وطنت فرود آمده .
باید از صلابت فریادهایت بنویسم ،
که دودمان خصم را برمیچیند .
باید روایتت کنم پارهی تنم !
ولی خودت بگو کدام قلم
یارای از تو گفتن دارد ؟!
وقتی نوای حسبنااللهات پیچیده سرتاسر !
- هیام