اولاد داستان نوشتن اینجوریه که همزمان که داری خودتو جای آدم بده میذاری و نقشه میکشی باید یه نقشه ی قویتر واسه آدم خوبه بکشی . .
- به جایی میرسی میبینی جز امام حسین کسیو نداری
+ مگه اصلا به جز ائمه باید کسیو داشته باشیم ؟ . .
- مردم و حرفاشون
ایلیا از او دلگیر نبود ، میدانست مادرش اورا فرستاده است . از مادرش هم دلگیر نبود . .
ایلیا از هیچکس دلگیر نبود ، هیچکس به جز چشم هایش !
شاید داستانی که مینویسم*
- فقط از آن زن برایم عکس بیار ، حتی لیاقت عکسش را هم ندارم ؟ . .
[رحیل]
هدایت شده از [ پَناه ]
ولی تویِ این قسمت رحیل،وقتی اصلان پشت بوتهها سقوط کرد و رویِ زانوهاش نشست،غمبارترین و سختترین صحنهی ممکن بود؛
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
ولی تویِ این قسمت رحیل،وقتی اصلان پشت بوتهها سقوط کرد و رویِ زانوهاش نشست،غمبارترین و سختترین صح
انگار فقط منم که از اصلان خوشم نمیاد و عشق سرگرد زمان رو تحسین میکنم . .