ایلیا از او دلگیر نبود ، میدانست مادرش اورا فرستاده است . از مادرش هم دلگیر نبود . .
ایلیا از هیچکس دلگیر نبود ، هیچکس به جز چشم هایش !
شاید داستانی که مینویسم*
- فقط از آن زن برایم عکس بیار ، حتی لیاقت عکسش را هم ندارم ؟ . .
[رحیل]
هدایت شده از [ پَناه ]
ولی تویِ این قسمت رحیل،وقتی اصلان پشت بوتهها سقوط کرد و رویِ زانوهاش نشست،غمبارترین و سختترین صحنهی ممکن بود؛
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
ولی تویِ این قسمت رحیل،وقتی اصلان پشت بوتهها سقوط کرد و رویِ زانوهاش نشست،غمبارترین و سختترین صح
انگار فقط منم که از اصلان خوشم نمیاد و عشق سرگرد زمان رو تحسین میکنم . .
هدایت شده از [ پَناه ]
ایشالا که نَمیریم و این ماهِ آخرِ پاییز گلنرگسِ خودمونُ بغل بگیریم.
کسی که میخواهد اهل معرفت
شود باید معاشرتش را مخصوصا
با اهلِ غفلت و اهل دنیا کم کند ،
از معاشرتهای بیفایده و بیمغز
تا میتوانید اجتناب کنید .
- علامه طباطبایی
تو را با غیر میبینم، صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
نشستم، باده خوردم، خون گریستم، کنجی افتادم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید
توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیک
چه گویم جور هجرت چون به گفتن در نمیآید
چه سود از شرح این دیوانگیها، بی قراریها؟
تو مه، بیمهری و حرف منت باور نمی آید
ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلف
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمیآید
دلم در دوریات خون شد، بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمیآید
|اخوان ثالث|