- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
- از تسبیح حاج قاسم بمونه اینجا *
یکی از بچه ها را برده بودند برای مصاحبه و ماهم نشسته بودیم لب جدول معراج شهدا و آرام می خندیدیم .
صلوات شمار در دستم بود و زمزمه وار ذکر میگفتم ، مصاحبه اش که تمام شد با شوق آمد سمتمان ، با خنده توپوق هایی که زده بود را برایش تعریف کردیم که ناگهانی بین حرف هایمان پرید .
- بچه ها .. میدونین اون تسبیحه که دستم بود مال کی بود ؟!
خندیدم و شانه بالا انداختم که نمیدانم.
چشم هایش برق زد و دست هایم را فشرد .
- تسبیح حاج قاسم بود !!!!
خشکم زد ، زبانم بند آمد ، حرف نمیزدم ، چند دقیقه ای خیره به ورودی خاکی معراج بودم که با تکان های یکی دیگر از بچه ها بغض عمیقم سرباز کرد و پیکرم روی زمین سقوط کرد .
اصوات نامفهوم بودند و تاب و تحمل را هر لحظه کمتر میکردند ، نمیدانستم چه میگویند . .
چند دقیقه که گذشت جعبه ای چوبی را روبرویم گذاشتند ، تسبیح چوبی درونش به زیبایی ماه در آسمان دمادم صبح بود !
جرئت نکردم لمسش کنم جعبه را در دست فشردم و خیره ی نخ های سبزش شدم . .
رزق آن روزمان عجیب تر از روزهای دیگر بود ! . .
جنایتکارانِ سنگدل بدانند که سربازانِ راه
روشن سلیمانی ، رذالت و جنایت آنان را
تحمل نخواهند کرد !
- مقام معظم رهبری .
وقتی که روح انسان ، به عالمِ
دیگر رفت میفهمد که این همه
تشریفات در دنیا ، لازم نبود .
- آیتاللهبهجت
هدایت شده از _نوارکاسِت
کاپشن صورتی و گوشوارۀ قلبی، دیگه یه ترکیب لطیف و دخترونه نیست..
#کرمان
اگر امام زمان غیبت کرده است
این غیبت ماست نه غیبت او ؛
این ما هستیم که چشمان خود را بستهایم !
این ما هستیم که آمادگی نداریم .
[ شهید مصطفی چمران ]
چند روزیست هی دستم میرود که روایت کنم ، نمیشود اما .
روایت میکنم آخر ، روایت میکنم مقاومت را ، روایت میکنم کرمان را ، روایت میکنم غزه را .
لبخند زد تو صورتم ، گفت ؛
ببین ، اینایی که تو کرمان رفتن رفیق جینگ حاج قاسم بودن ، حاجی دیگه تحمل دوریشونو نداشته !
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
لبخند زد تو صورتم ، گفت ؛ ببین ، اینایی که تو کرمان رفتن رفیق جینگ حاج قاسم بودن ، حاجی دیگه تحمل دو
گفت ؛
میخوای توام رفیق جینگش باشی ؟ برو ببین اینا تو زندگیشون کی بودن ! ببین چی بودن ! برو شبیه اونا شو !
ولی یادت نره ها . . رفاقت شباهت میاره ؛ رفیق حاجی بودن یعنی شبیه حاجی شدن !.