یه جا مجید واشقانی تعریف میکرد که
معلممون سر کلاس داشت از جنگ
چالدران حرف میزد و اینکه ما جنگ
رو باختیم چون اونا توپ داشتن و ما شمشیر.
من از این اتفاق سر کلاس گریهام گرفت.
اولین بار که اینو شنیدم یاد خودم افتادم!
بارها و بارها سر زنگ تاریخ از احساس
ناراحتی و خشم داشتم؛ انگار خفه میشدم
از اینکه که چرا همیشه باختیم؟ چرا تخت
جمشید رو به آتیش کشیدن؟ چرا خسروپرویز
فرار کرد؟ چرا سلطان خوارزمشاهی مقابل
مغولها مقاومت نکرد؟ چرا عباس میرزا باید
اونقدر دست خالی و غریبانه مقابل روسها
میجنگید؟ مگه اون موقعها شعار مرگ بر
یونان میدادیم که اسکندر حمله کرد بهمون؟
مگه انرژی هستهای داشتیم که مغولها یه
بهونهای پیدا کردن برای لشکرکشی به ایران؟
چرا رضاخان تبعید شد به یه جزیره دورافتاده
آفریقایی و پادشاه جدید نتونست پدرش رو
برگردونه؟ این مدت همش داشتم فکر
میکردم وقتی مدرسهها باز بشه و برم سر
کلاس چی قراره به بچهها بگم؟ الان میدونم!
میخوام همه این چراهای خودمو ازشون
بپرسم. وقتی خوب فکر کردن، این جواب
دوکلمهای رو بگم: "ایران قوی" این همون
چیزیه که نبودیم و نخواستن که باشیم.
بخاطر همین بهمون حمله میشد؛ تحقیر
میشدیم. وطنمون اشغال میشد و
میباختیم. برای همینه الان آمریکا و اسرائیل
جلو رومون ایستادن. اگه از آقای خامنهای
پرسیدن یا حتی خوشحالی کردن؛ محکم میگم
چقدر به این مرد افتخار میکنم. تاریخ چند
هزار ساله این سرزمین پر از پادشاهان
ترسوییه که وقتی سایه دشمن نزدیک شد
پا به فرار گذاشتن. از داریوش سوم
هخامنشی تا یزدگرد و سلطان محمد
خوارزمشاه و در نهایت محمدرضا پهلوی که
حتی بدون جنگ فرار کرد! میگم بعد از حداقل
صد و اندی سال گذشته و سرانِ فراری و
تبعیدی، این مرد تو کشور خودش، کنار مردم
خودش موند و به دست دشمنش کشته و
شهید شد. قطعا بهش افتخار میکنم.
در دوره همه فراریها، عین سورنا و آریو برزن،
مقاومت رو انتخاب کرد. از "ایران قوی" گفت
و میخواست که اگه میزننمون ما هم بتونیم
بزنیم! اگه اونا توپ دارن ما با شمشیر نجنگیم.
بگم ببینید همون محمدرضا پهلوی که دوسش
دارید میگفت: بر اثر خوشباوری در جنگ
جهانی اول و دوم، با اعلام بیطرفی بازهم
اشغال شدیم.../ آقای خامنهای خواست تا
علیرغم همه توسری خوردنهای تاریخیمون،
قوی بشیم. هیچ کشوری جرئت نکنه بیاد و
راحت ایران رو بگیره و بره! خواست که
"بخوایم" و "بتونیم" از خودمون در برابر
هر ابر قدرتی دفاع کنیم.
تاریخ جواب همه سوالهارو داره!
نمیدونم چرا سرتون درد میکنه برای دعاهای
عجیب غریب و دستورالعملهای خاص؟
همون سوره فتح و دعای توسل و دعای
چهاردهم رو مرتب بخونیم.
حالا یک بار آدم همه چیزدان متفاوت نباشید!
زیارت امینالله، زیارت عاشورا، دعای علقمه،
دعای الهی عظم البلاء، حدیث کسا هم
خیلی خوبه بخونیم. دیگه اینو بدون
بسمالله بخون و نمیدونم از ته به سر
بخون و فلان کن و دور سرت بچرخون
که نداریم! این یهودیا همش سروکارشون
با دعا و طلسم و از اینجور چیزاست. تا از
چیزی مطمئن نیستید اصلا نخونید
اصلا توصیه نکنید.
از هفت اکتبر به یک مسئلهای خیلی دارم
دقت میکنم و اونم اینه که بین خبرگزاریهای
معروف دنیا یک روشثابت وجود داره. به این
صورت که اگه کشته شدهها اسرائیلی باشن،
به شدت به اسم، چهره،(هرچی خوشگلتر
بیشتر، دقیقا مثل روش مانور سلطنتطلبا
رو جاویدنام های خوشگلتر) اعضای
خانوادهشون و آرزوها و علایق و سلایقشون
میپردازن. یعتی تمرکز روی ویژگیهای
انسانی. اما اگر قربانیها فلسطینی یا الان
ایرانی باشن، فقط یه مشت عدد خشک و بیروحن! یعنی انسان زدایی، کاری که رسانه
هایی مثل وحید آنلاین در دی ماه انجام دادن.
منتشر کردن عکس و فیلم از اجساد. گویی که
عذرخواهی میکنم از این تعبیر، اما گویی که
چندتا موش بودن که رفتن زیر چرخ ماشین!
همین! انسان زدایی. فقط جسدهای خونی و
پاره پارهان. همونطور که یهودیها معتقدن
فقط خودشون انسانن و بقیه افراد، که
بهشون میگن گوییم، حیواناتیان که به شکل
آدمیزاد خلق شدن تا به اینا خدمت کنن.
بخاطر همینه که قتل و تجاوز و هر بلایی سر
بقیه بیارن رو اصلا زشت و بد نمیبینن!
دقیقا یادمه رسانهها وقتی از کشتههای
فلسطینی حرف میزدن مینوشتن dead,
یعنی مُرده! انگار مثلا غش کرد مرد. اما درباره
اسرائیلی ها مینوشتن killed, یعنی کشته
شده. روش کار واضحه. جون هیچکس جز
یهودی جماعت اهمیت نداره!
داشتم از شبکه یک مستند غیررسمی رو میبینم.
و واقعا چه مرد بزرگی رو از دست دادیم...
اما یه نکتهای که خیلی ذهنم رو مشغول کرد
این بود که چرا انقدر توصیه میشه این بود
که آقا، خانم، عزیزم هی نگو برای جمهوری اسلامی
چیکار کنم؟ هی نگو برم سراغ چه شغلی چه کاری؟
چی یاد بگیرم؟ هرکسی هرجایی که هست هر شغل
و حرفه و کاری که داره میکنه؛ اول روی ایمان و اخلاق
و شخصیت و اطلاعات تاریخی و سواد خودش کار کنه.
بعد سعی کنه در هر جایگاهی، بره به سمت بالا بردن
کیفیت کارش. میخوای کارگردان و فیلمساز باشی به
جای سعید روستایی بودن، ابراهیم حاتمیکیا باش.
میخوای مستند ساز باشی؟ سید مرتضی آوینی باش.
معلم ورزشی؟ ابراهیم هادی باش. میخوای نقاش باشی؟ بشو استاد فرشچیان و روحالامین!
انقدر مثال دارم که میتونم همینطور به نوشتن
ادامه بدم. خلاصهاش اینه هرجا هستی همونجا
مرکز دنیاست و همه کارها متوجه تو. هرکدوم ما
هرجا هستیم، آقا فرمودن که باید صدبرابر،
صد برابر تلاش کنیم. با این تفکر، قله دور نیست.
ما واقعا نزدیک قلهایم. هرکی خودشو رسوند که
خوشبه حالش هرکی هم نرسید به خودش ظلمکرد.
یه نکته جالب دیگه دیدن پیام دهکردی بود
که داشت با آقا صحبت میکرد.
پیام دهکردی فکر میکنم از ۱۴۰۱ یه لگدی
به نظام زد و رفت نونوایی باز کرد و تبدیل
شد به یکی از براندازا! حالا الانش رو
نمیدونم چهمیکنه.
اما تو همین مستند آقا یه جمله خیلی
جالبی گفتن؛ نقل به مضمون میکنم.
اینکه ما ریزش و رویش داریم ولی
رویشهامون خیلی بهترن! چون با سواد
و آگاهی و تحقیق اومدن. محکم اومدن
پای کار. پس هیچ دلتون نلرزه. این رفت
اون رفت؛ به خودش خیانت کرد!
یکی مرد جنگی به از صدهزار آقاجون.
یه صحنه جالب دیگه هم این بود که تو
دیدار با نخبگان، یکی از همون نخبهها به
آقا گفتن(بازم نقل به مضمون) اگه فقط یه
دلیل لازم بود تا سمت این انقلاب باشیم
همینه که میشه رو در رو با شخص
اول مملکت دیدار و گفتوگو داشت...
آره خب میونماه من تا ماه گردون،
تفاوت از زمین تا آسمان است...
حیف بودی عزیزدلم، هشتاد و اندی سال
عمر کردی پر برکت و پربار بخاطر همینه
داغت، عین داغ یه جوون بیست ساله داره
دل میسوزونه...
شهید فخریزاده میگفت هرچقدر ما بیشتر
کار کنیم، ترامپ و نتانیاهو آرامش کمتری
دارن.
کاش از این بهبعد با این دیدگاه حتی
نفس بکشیم، کار که جای خود دارد.
-شهاب پارسا
هروقت ذرهای انرژیم کم میشه
این آقاهه میاد تو تلوزیون میگه
"وَ مَا النَّصْرُ إِلّا مِنْ عِنْدِ اللهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ "
من واقعا به بصیرت آقای هیتلر غبطه میخورم!
چطور اون موقع انقدر خوب این قوم برگزیده
رو شناخته بودی؟
متاسفانه باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فراتر باشد!