eitaa logo
دانلود
بنویسم؟ از چی؟ از این زندگی؟ از این غم؟ از این بدبختی که توش گیر کردم؟ تو بگو! از تویی بنویسم که نیستی؟ یا از این که چجوری رهام کردی؟ یا از کسی بنویسم که زیر خاک است؟ برای کی بنویسم؟ برای لب های خشکم که اندکی برای لبخند زدن تلاش نمیکنن؟ یا از درد قلبم بنویسم؟ از روزهایم بنویسم که تمام وقت منتظر تمام شدنش هستم؟ از گریه های یواشکی بنویسم؟ از چشم های خمار آلودم بنویسم؟ نکنه حتما بگی از چشمانش بنویسم؟ یا از قلبی بنویسم که چیزی حس نمیکند؟ از جسمی که توان تلاش کردن ندارد بنویسم؟ از کدام بنویسم؟ اصلا از کدام میتوانم بنویسم؟. _ستاره
من از زندگی با مردم، از حرف زدن عاجزم، کاملا در خود فرو رفته‌ام به خودم فکر می‌کنم، چیزی ندارم به کسی بگویم، به هیچ‌کس.
من تو این جهنم همه رویاهامو کشتم.
من به هرچی که امید داشتم تبدیل شد به دلیلی برای نا امیدیم.
آسوده باشید ازین گوه تر ها هم خواهد شد "صادق هدایت