انسان بودن را انتخاب کردم در صورتی میتوانستم اولین نخ سیگاری که کشیدی باشم، یا ستاره ای در اسمان بالا سرت، میتوانستم عروسکی که هنگام خوابیدنت بغلش میکردی باشم یا دیوار اتاقت که تمام مدت تماشات کنم، یا بالشتت باشم تا هنگام خستگی سرت را روی من بزاری، کاش میتوانستم قلم موی نقاشیات بشم یا مدادی که با ان مینویسی کاش به جای انسان گربه ات میشدم تا میومدم کنارت زندگی کنم ووقتی بمیرم تا اخر عمر فراموشم نکنی...
_ستاره
امروز حس میکنم از سال های گذشته هم آزادترم، چون از یاد ها و امید های واهی رها شدهام.
من میدانم هیچ چیز دوام ندارد.