eitaa logo
دانلود
گیر افتادم بین جسمی که دیگه جون ادامه دادن نداره و ذهنی که هنوز می‌خواد برای آخرین بار تلاش کنه.
بعضی از راه‌ها را با اطمینان قدم نمی‌گذاری؛ بلکه با یک تصمیم اشتباه یا یک امید ناچیز شروع می‌کنی. مدتی که می‌گذرد، دیگر نمی‌دانی در حال رسیدن به چیزی هستی که همیشه آرزویش را داشتی یا فقط داری دورتر و دورتر می‌شوی. هر قدمی که برمی‌داری، انگار بهایش را با تکه‌ای از وجودت می‌دهی. بعضی از مسیرها نه می‌توانی برگردی، نه می‌توانی بایستی و همه‌چیز را ول کنی، و نه می‌توانی با یقین ادامه بدهی؛ چون هیچ نشانه‌ای نیست که بگوید این راه، ارزش تمام چیزهایی را که از تو گرفته، داشته است. بدترین بخشِ ماجرا این نیست که خسته‌ای یا هیچ‌کس کنار تو نیست؛ بدترین بخش، زندگی کردن با تردیدی است که هر شب کنارت می‌خوابد و هر صبح قبل از تو بیدار می‌شود و آن‌قدر روی شانه‌هایت سنگینی می‌کند که به تمام توانایی‌ها و تمام وجودت شک کنی و مدام از خودت بپرسی: «اگر از همان اول اشتباه انتخاب کرده باشم، چه؟» «اگر تمام این درد فقط نتیجه‌ی یک تصمیم غلط باشد، چه؟» _ستاره★
خستم خیلی زیاد کی تموم میکنیم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔
امروز 8 August، روز جهانیِ گربه هاست.
مبارکه موکا🐈
هرچه بيشتر در مورد مردم ياد می‌گیرم بيشتر به گربم علاقه‌مند می‌شوم.
خوردن چندتا قرص با معده ی خالی اصلا کار جالبی نبود