و باهمدیگه از اون مکالمه های عمیق داشتیم از اونایی که جرعت گفتنشون و به هیچکی ندارم...
«دارم ادامه میدم، با دلی که از این همه نگرانی و فکرِ فردا خستهست، بیآنکه حتی خودم بدونم آخر این مسیر چه حسی منتظرمه.»
سـتاره★
سردرد کلافم کرده
تو اخه نه با چای نه با مسکن خوب میشی بگو چکار کنم، بکوبمت به دیوااار
من توی نشان دادن احساساتم افتضاحم، که حتی اگه تموم دنیامو بهت بدم و باز تو فکر میکنی برام مهم نیستی.