eitaa logo
دانلود
سـتاره★
کاش میتونستم بخورمش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سـتاره★
هیچی فقط این پیام باعث شد کل خستگیامو گریه کنم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فکر کنم هیچ‌وقت نتونم توضیح بدم این یک سال چه حسی داشت. من بدترین ورژن خودم رو توی این یک سال دیدم. بعضی وقت‌ها کتاب رو می‌بندم و با خودم فکر می‌کنم شاید این اشتباه‌ترین کاری بود که کردم. شاید اگر فقط حرف پدرم رو گوش می‌کردم، این‌همه درد نمی‌کشیدم. عجیب اینه که وقتی این‌همه می‌خواستمش، وقتی بالاخره فرصت به‌دست آوردنش برام پیش اومد، نتونستم بهش برسم. آره، نتونستم. و من می‌دونم این فقط یه حس منفی یا یه حس ششم نیست. می‌دونم واقعاً نمی‌شه. حالا که به اون روزها فکر می‌کنم، نمی‌دونم چطور اون آدم بودم. چقدر خودم رو رقت‌انگیز می‌بینم. چقدر این روزها از خودم حالم به هم می‌خوره. از اون روزهایی که با اعتمادبه‌نفس جلوی همه ایستادم و گفتم: «من می‌تونم.» این تونستنِ من بود؟ تنها چیزی که ازم بر اومد همین بود؟ همین؟پس لعنت به من. حالا که وقتش رسیده، تازه می‌فهمم من هیچ‌وقت براش آماده نبودم. هیچ‌وقت. عجیبه که تموم آینده و زندگی‌ای که توی ذهنم ساخته بودم، به فردا ربط داره، ولی من مثل هر شب آهنگم رو گذاشتم و دارم اورثینک می‌کنم. شاید دارم اورثینک می‌کنم که فرار کنم. از استرس، از فردا، از حقیقت، از خودم. از اون آدم ضعیفی که این چند وقت دیدمش و هیچ‌کاری هم از دستش برنیومد. شاید این آخرین شبِ قبل از چیزیه که این‌همه براش جنگیدم. و من به جای اینکه آماده باشم، فقط نشستم و دارم به این فکر می‌کنم که کجای مسیر خراب کردم یا شاید این مسیر من نیست فردا می‌رسه. چه بخوام، چه نخوام. و شاید از همه بدتر اینه که من دیگه حتی نمی‌تونم به خودم بگم «شاید بشه». فقط مونده فردا بیاد و چیزی رو که مدت‌هاست ته دلم می‌دونم، بهم ثابت کنه. _ستاره★