دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست
لطفیست که میکند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
#مولانا🫀🌱
آخرین روز تابستان؛
آخرین صبحانه تابستان؛
آخرین طلوع تابستان؛
آخرین چُرت تابستان؛
آخرین عصر تابستان؛
آخرین نهار تابستان؛
آخرین غروب تابستان؛
آخرین شام تابستان؛
آخرین شب تابستان؛
آخرین خنده،گریه،شادی..
آخرین روزی که با دوستات میری بیرون!!
ازش لذت ببر
هرکسی نمیتونه از امروز لذت ببره…:)🤍
مث من
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا…
غم آن شمع که در سوز چنان بیخبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا
“#امیرخسرودهلوی”