علاقه شدیدش به باران آن را دیوانه کرده بود…
به طوری که وقتی باران میامد از کنار پنجره بلند نمیشد و یا با لباس های کم میرفت و زیر باران می نشست و گریه میکرد🌧🤍
می خواستم که زخم دلت را رفو کنم
خود را میان بی کسی ات جستجو کنم .
وقتی سکوت روی لبت موج می زند
با شعر های تازه ی تو گفتگو کنم .
آرامشی که سرمه به چشمم کشیده را_
با چشم های مضطربت روبه رو کنم .
گاهی نمک بریزم و گاهی عسل شوم
شاید مزاج تلخ تو را زیرورو کنم .
می خواستم که سبزی چشمان خویش را
با دختران سبزه ی شهرت هوو کنم .
اما همیشه ساکت و سردی و مانده ام
خود را چطور در دل سنگت فرو کنم .
#بیتا_امیری
+از نشتن کنار پنجره خسته نمیشد…:)
+از تماشای باران سیر نمیشد…:)
+نگاهش ثانیه ای کج نمیشد…:)
+دلش با برف و باران پر نمیشد…:)
+قلبش جایی بند نمیشد…:)
+راه تنگ بود ُباز نمیشد…:)
+حرف هایش تمام نمیشد…:)
+دست هایش گرم نمیشد…:)
+کاسه صبرش،پر نمیشد…:)
+دیگر آن زَن،زَن نمیشد…:)
+دیگر آن شب؛صبح نمیشد…:)
+دیگر چشمانش باز نمیشد…:)
+دیگر آن خانه؛خانه نمیشد…:)
+دیگر سکوتش شکسته نمیشد…:)
+دیگر اشک هایش جمع نمیشد…:)
+دیگر آن خاک،خاک نمیشد…:)
+گریه هایش قطع نمیشد…:)
+آن دختر دیگر عوض نمیشد…:)
+آن روز دُباره تکرار نمیشد…:)
+آن زمستان دیگر بهار نمیشد…:)
+آن سال دیگر تمام نمیشد…:)
+آن پیر دیگر جوان نمیشد…:)😔💔
شعر رو خودم نوشتم و اگر کپی بشه متوجه میشم؛اگر خوشتون اومده نظرتون رو داخل ناشناس بفرستید.🦭🤍
ی برنامه ریزی ریز برای شبانه روز:🍓🫧
.
۱-تَـخـتِ خـوآبِـت ُمـرَتَـب کُـن.🛏✨
.
۲-صُـبٌـحـآنـه بُـخـور.🥞🧈
.
۳-بـه خـودِت بِـرِس.🪞💅🏻
.
۴-دور ُبَـرِت ُجَـمـع کُـن.💆🏻♀️✨
.
۵-یـکَـم کِـتـآب بِـخـون.📚🖇
.
۶-دوش بِـگـیٓـر.🧖🏻♀️🧼
.
۷-چـآییـآهَـردَمـنـوشـیکـهگَـرمهـَسـتبِـنـوش.☕️🌿
.
۸-نـآهـآر مِـیـل کُـن.🍝🍴
.
۹-تَـکـآلـیـفِـت ُاَنـجـآم بِـده.✍🏻📖
.
۱۰_عَـصـرونِـه مِـیٓـل کُن.🍪🥛
.
۱۱-یِـکَـم اِسـتـرآحَـت کُـن.🤳🏼📱🤍
.
۱۲-شـآم مِـیـل کُـن.🍕🥂
.
۱۳-یِـکَـم آهَـنـگ گـوش بِـده.🎧🎶
.
۱۴_فـیٓـلـم بِـبـیـن.📺🎞
.
۱۵_بـآ خـآنِـوآده وَقـت بِـگـذَرون.👩🏼🤝👨🏻🎀
.
۱۶-بِـخـوآب.🧘🏼♀️💤