گم شده ام در افکار متروکه ذهنم،
گم شده ام درون تاریک خودم
دنبال خودم میگردم ؛دنبال کسی که هستم
دنبال کودک درونم میگردم،دلتنگم،دلتنگ ورژن قبلیم . پاییز آمد و رفت ولی من عوض نشدم،ولی من دیگه خودم نشدم،یک سال گذشت ُفراموش نکردم ، تبدیل شدم به یک آدم با هزاران هزار فکر و خیال،خیالاتی شدم، دیگه در این دنیا زندگی نمی کنم من در دنیای درونی و خیالی خودم زنده ام.
_زندگی من خیلی وقت است در این دنیا به پایان رسیده.
_حال نوبت این است که به دنیای خیالی ام پناه ببرم.
_در دلم من یک معلم ادبیاتم که هم در مدرسه درس میدهد و هم یک کتاب خانه گسترده دارم که یک قفسه از آن کتاب های خودم است .
مردم آنجا صف میکشند تا کتاب هایشان را امضا کنم .
من دنیای درونی ام را به این دنیای بیرونی ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم درون خودم گم شوم تا در این دنیا!!:)
گم شدن در این دنیا ترسناک است .
غرق در امواج اقیانوسم،درون من اقیانوسی از افکار است.درون من پر از داستانه پر از رمز پر از حرفهایی ست که به زبانم نمیآیند.
زبانم قفل است میخواهم حرف بزنم ! ولی نمی توانم:)
احساساتم از کنترل خارج شدهاند!
میخواهم خودم باشم!
اشك هایم از دسترس مغزم خارج شدند و به دست قلبم کنترل می شودند!:)
قلبم تند میتپه؛نفسم بند میآید.
یعنی وقتشه؟
چرا همه آدم ها ترکم میکنند؟
چه در مجازی چه در حقیقت!
همه می روند!:)
مشکل از منه؟!
چی کم گزاشتم براشون؟
من همیشه بخشیدم،همیشه خرد شدم و خندیدم،
همیشه از اعماق وجودم ناراحت شدم ولی بازم در کنارتون بودم،همیشه خدا مهربون بودم!:)
عادیه یک وقتایی ناراحت باشم ،یک وقتایی عصبی باشم، منم انسانم!
عصبی بودنم به خاطر ریختن توی خودمه!:)
سردرد دارم،قلبم درد میکنه
شاید دارم همه چیزو زیادی بزرگش میکنم!
شاید اصن انقدر چیز بزرگی نیست!
پس قلبم چرا درد میکنه؟
چرا سرم درد میکنه؟
چرا آخه؟
ینی دارم میمیرم؟
⁰⁴/⁷/¹⁴
خسته ام ، خسته از افکار بیهوده ام.
خسته از فکر کردن به کسی که نه بهم فکر میکنه و نه دیگه براش اهمیتی دارم .
خسته ام از این فکر و خیال های بی پایان و خسته ام از نگه داشتن این بغض ها توی گلوم
دلم میخواد غرورم رو بشکنم و ازش بخواهم که بغلم کنه
عاشق آغوشش بودم،واقعا گرم ترین آغوش جهان متعلق به او بود…
یکتای عزیزم دلتنگتم ، از صبح تا شب کل فکر و ذکرم شدی تو…
دلتنگم، چرا رفتی؟من که با تمام وجودم بهت عشق می دادم!چرا ترکم کردی؟ قلبم هر روز و هر روز وضعیتش بدتر میشه،کجایی که دوباره تماس تصویری بگیریم و حرف بزنیم؟دلم میخواد توی جدید رو بشناسم!
میدونی؟حسودیم میشه به دوستات…
وقتی صدات می زنن دلم میخواد بهشون بگم که اسمت متعلق به منه و حق ندارن صداش بزنن ولی دیگه چیزی بین ما نیست!
من آدمای زیادی رو از دست دادم ولی تو رو نمیتونستم از دست بدم! که دادم:)واقعا دلم تنگ شده برات
برای صدات ، برای فاطمه گفتنت ، هیچکس مثل تو صدام نمیکرد!!و نخواهد کرد:)
صدای قلبم را نمیتوانم خاموش کنم!
چی کار کردی با دلم؟
چه چیزی در گوش قلبم زمزمه کردی که اینطوری برات بتپه!
چی گفتی که نتونم قیدتو بزنم؟
کاش آن روزها یک جوری رفتار نمیکردی که وابستهات بشم
کاش ، قدر منو بیشتر میدونستی،
کاش به اندازه یک تار مو برات اهمیت داشتم؛
دلم تنگه چشاته،چشایی که به خاطر من هرکاری میکردند چشم هایی که که جز من کسی را نمیدیدند!
میدونم قرار نیست هیچ وقت این هارو بخونی ، ولی دلم خیلی تنگته ، شاید باور نکنی،ولی تا حالا هیچ وقت ازت بد نگفتم،هیچ وقت غیبت نکردم پشت سرت .
اگه می دونستی که فقط به خاطر اینکه صداتو بشنوم میام توی صف اولین نفر وایمیستم ، میدونی هر وقت یواشکی نگاهت میکنم، غرق میشم توی افکارم
هیچ وقت ، هیچ وقت نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم، دوستت داشتم،دوستت دارم،و دوستت خواهم داشت،ولی تو چی؟
اصن برات اهمیت دارم؟
من هیچ وقت به کسی حسودی نمیکردم،
ولی حالا حتی به بالشتتم حسودیم میشه…
به حامیم:
خیال میکردم احساست به من ، مثل من باشه!
یکی مثل خودم باشی و حست،حس من باشه
خیالاتی شده بودن عزیزم،خواب میدیدم!!!
خیال کن یکی مثل تو بتونه،مثل من باشه…:)
نمیدونم این حس مزخرف چیه که میبینمت بغضم میگیره…
فقط ای کاش همه چی مثل قبل می شد!
اصن نمیدونم چی شد…
چرا یهویی رفتی…
چرا یهو ناپدید شدی؟…
کاش دلیلش رو میفهمیدم!!
حامیم میگه—> برای من هنوز شکل روز اولتی
هنوز تازگیتو داری واسم…”هنوزم به چشمات که زل میزنم به هیچی جز نگات نیست حواستم”!
هنوزم به فکر تو شبا میره خوابم، هنوز حرف تو که میشه من یِ بی ارادم…:)
که واسه دیدنت حاضرم تموم شهرو ، بیام پیاده زیر (پام بزارم:):
انگار آهنگ اولاش رو حامیم از زبان من ، رو به تو نوشته…🤍
⁰⁴/⁷/¹⁵
کاملاااااا و دقیقا عین دفترچه هستش!!:)
حتی علامت های نگارشی و ..
فعلا تا همین جا نوشتم:)))))
“توی سرما شهرو دنبالت میگشتم؛
میریخت پایین دونه،دونه،دونه های اشکم٬
کوچه هارو یکی یکی بالا پایین؛میکردم تا جایی ك
یخ زد دستم…
میومدم هی دستاتُ بگیر،
سردیشو بگیری ُگرمیتو بدی من…
ولی میدیدم نیستی نمیبینم؛
تورو کنارم ك دستت رو بگیرم!!:)❤️🩹✨”
Hamim ~ Music-Fa.Com#$artist$#شب اخر🌑💔|#$song$#Shabe Akhar ~ Music-Fa.Com 3.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
…انقدر گریه کردم زیر چشام کبود شده:))))!!❤️🩹