اینکه همه تنهام میزارن آزارم میده!
خیلی اوقات به وجود خودم شک میکنم
ای کاش وجود نداشتم.
اصن برچی دنیا اومدم؟
دیشب قلبم بد شکست خیلی بد!
دیشب درون خودم بیشتر از هرکسی گم شدم!
دیشب احساساتم رو از دست دادم!
دیگه هیچی برام مهم نیست،هیچی!
نه خودم،نه دوستام و نه خانوادم!:)
۱۴۰۴/۰۷/۲۰
فقط دلم میخواست یک رفیق واقعی داشته باشم
کسی که به خاطر خودم باهام دوست باشه
کسی که با هر رفتاری که داشتم درکم کنه و پیشم بمونه!:)
کسی که تحملم نکنه
کسی که واقعی باشه!:) ۱۴۰۴/۰۷/۲۰
در حسرت رازی موندم ، که شروع دوباره ماست!
در حسرت رازی ك ، تورو بر میگردونه!:)
ای کاش باز هم پیشم میموندی،میگفتی میخندیدم!:)
دلم تنگه برای زمان هایی که سکوت بینمون رو میشکستی!
نمیتوانم،نمیتوانم با تو گفت و گو کنم!
سخت است برایم:)
حرف زدن با تو، یعنی شکستن دوباره غرورم!
هیچ اشکالی ندارد که بشکند ولی هربار که میخواهم بشکونَمَش ، نمیتوانم!
بغض گلویم را محاصره میکند، اشک چشمانم را !
وقتی میبینم که در کنار دوست های جدیدت خوشحالی سعی میکنم ازت دور شوم!
سعی میکنم که با دور شدنم خوشحال نگهت دارم!
امیدوارم روزی فرا برسد ،
که بفهمی قلبم فقط به خاطر تو میتپید،
که بفهمی دستانم به خاطر تو میلرزید
بفهمی نفس هایم با زمزمه اسم تو بود!:)
بفهمی بی خوابی هایم از سر فکر تو بود.
کاش روزی برسد در خلوتمان فکر کنیم
فکری برای رازهای نگفته قلبمان کنیم
کاش فرا رسد هرچه زودتر آن روز
کاش بتوانم دوباره چشم هایت را فقط برای خودم کنم!
ای کاش آغوشت فقط خانه من بود
کاش مثل قدیم هم قدم من بودی
کاش دوباره دست هایم را میگرفتی و گرم میکردی
کاش دوباره یکتای سابق بودی
کاش میشد خاطراتمان را به یاد بیاوری
کاش میشد برای ثانیه ای فکرت را مال من کنی!
کاش نگاه های پر از حسرتم را میدیدی
کاش میتوانستی خیال های پوچم را ببینی
"در تمام خیالاتم نام تو هست
در تمام خیالاتم عطر تو هست!!"
برگرد و بیا،بی تو من هیچم
برگرد،حال بیشتر از هرکسی احتیاج دارم تورا
سکوت لعنتی بینمان ، چرا نمی شِکَنَد؟
ای کاش همچنان قلبت مال من بود
ای کاش اشک چشمانت به خاطر من بود
ای کاش دلیل خنده هایت بودم
کاش دلیل ذوقت بودم
کاش فقط من و تو بودیم!
ای کاش باز هم رفیقت بودم
در کنج دلم خاطراتت پیداس
بعضی دردناک ُبعضی زیباس؛
چه بگویم که کاسه صبرم،خالیست
چه بگویم که حرف هایم،بی معنی ست
اصلاً آیا به من فکر میکنی؟
میدانی دلیل گریه های شب هایم چیست؟
میدانی..؟عمرم دیگر کفاف ادامه زندگانی را نمیدهد.
کاش قبل از مرگم بدانی دوستت دارم!
تورا خواهم بخشید امّا تو خودت را نبخش!
دوست دارم برای آخرین بار طعم آغوش گرمت را بچشم!:) 4/7/20
من توی این دفترچه،هرچی نوشتم ، با لرزش دست و تپش قلب بالا و اشک همراه بوده...!
خیلی از احساساتم مایه گذاشتم!:)
دلم میخواد اگر مُردم اولین کسی که این دفترچه رو میخونه فاطمه سبوحا باشه
بعدشم یکتا و در آخر ریحانه
آخر سر گفتم ریحانه ، چون توی این دفترچه اصلا درموردش حرف نزدم :)
خیلی دوست دارم که دفترچه رو تموم کنم و بعدش بدمش بهت که بخونی!!خیلی زیاد(مخاطب:یکتا)
نمیدونم واقعا اینهمه اشک ارزشش رو داره؟
واقعا یکتا بر میگرده؟ واقعا فاطی بر میگرده؟
فعک نکنم:)
_خیلی دوسشون دارم♡
اونقدری که با فکر کردن بهشون تپش قلبم میره بالا! نفس کم میارم:)
اونقدری که اشکام عمونم نمی دن (اَمون؟)
۱۴۰۴/۷/۲۰
دلم تنگه برای خودم ،
کسی که چهار ساله از دستش دادم!
ولی این یدونه رو هیشکی نمیدونه:)
نمیدونم اصن وجود من توی این دنیا درسته؟
نمیدونم چِم شده!
اونقدری حالم بده که به چیزای ناجور فکر میکنم
فقط از خدا یک خواب ابدی میخوام
ازش فاصله میخوام،
شده برای چند ماه از این دنیا دور شم..:)
دلم میخواد برم تو کُما
یکن نفس بکشم،برای همه عزیز بشم
بعد از خواب بیدار شم:)
کسایی که دوسشون دارم
بالای تختم وایساده باشن
و با باز شدن چشام ذوق کنن
دلم از خدا مرگ میخواد،
مرگِ موقت!:)
۱۴۰۴/۷/۲۰