ما خونه ی بقیه که ناهار مهمون باشیم ظرف هاش رو باید بشوریم چون زشته اونها غذا درست کردن
خونه ما که مهمون باشه باز خودمون ظرف ها رو میشوریم چون زشته مهمون زحمت بکشه.
تولد گرفتن تو ایران «از نوع رفاقتیش» اینجوریه که آدم رو از اینکه به دنیا اومده پشیمون میکنن.
خواهر کوچیکم حوصلش سررفته بود، مامانم یادش داد لیف ببافه. الان هم حوصلش سررفته هم گریه میکنه که چرا نمیتونه ببافه.
مامان ولی اون پشت سر دوستام رفتن تو چاه ها تنها قسمتی از زندگی بودن که میتونم بهشون افتخار کنم.
برای ادامه دادن به زندگی به یخورده فحش پیشرفته تر نیاز دارم. قبلیا دیگه ساده شدن.
کی گفته کارهای خوب، نتیجه های بد ندارن؟ مثلا من یه بار خواستم ظرف بشورم مامانم رو خوشحال کنم ولی یه لیوان افتاد شکست.
وقتی میخوای مستقل باشی و مجبوری به بعضی چیز های خونواده بگی نه ولی یهو میبینی مامانت داره اینجوری نگات میکنه
«دهنت سرویسه»
@imbeeg