انقد کارهام رو انداختم واسه ی تابستون که از دیگه برای خوابیدن هم وقت خالی ندارم
لطفا وقتی ازتون میخوام، من رو تنها بزارید.
چون احتمالا شیفت روی سگم اومده شروع شده.
یه بار تصمیم میگیری سحرخیز بشی ولی به جای کامروا شدن، سرصبحی یه دعوای جدید راه میندازی.
وقتی به این فکر میکنم اگه نت قطع بشه برای امتحانم مجبورم از ذره بین کمک بگیرم؛
🎟@imbeeg
رو مخ تر از اینکه بیای خونه و از جو سنگین بفهمی یطوری شده و از هرکی میپرسی چیشده بگن چرا؟ طوری که نشده و فکر کنن تو یک احمقی نداریم.
وقتی انقد تنبلی که برای چایی درست کردن هم حاضر نیستی از جات بلند بشی بعد میگن چرا درس نمیخونی.