او ماه بود؛
گاهی کامل و پر نور،
گاهی زخمی و رنگ پریده.
اما این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد،
ماه برای آسمان، همیشه ماه است.
میروند؟
فدای سرت...!
میمانند!؟
خوش بهحال لحظه هایشان
که با تو سپری میشود...!
میدونی چند وقت پیش بخاطر فشارهای زیادی که روم بود خیلی یهویی رفتم بغل دوستم و اون بر گشت گفت من خوبم چرا بغلم میکنی؟ درسته چند وقت پیش یکم حالم خوب نبود اما الان خوبم
میدونی اون موقع با خودم گفتم
چرا!
چرا یه بار نشد که من اون کسی باشم که به آغوش کشیده میشه نه همیشه اونی که دلداری میده
- قهوه مینوشم ك با تلخی فراموشات کنم
لعنتی فنجان چقدر همرنگ چشمانات شده . .