۹ آبان ۱۴۰۳
با اسپیکر آهنگ گذاشتن. طرف داشت تکتک آهنگارو رد میکرد تا به ی آهنگ درست درمون برسه و یهو صدای شایع پخش شد
من که جلوی خودمو گرفتم تا نگم همییین خوبه :
۱۰ آبان ۱۴۰۳
۱۰ آبان ۱۴۰۳
۱۱ آبان ۱۴۰۳
۱۱ آبان ۱۴۰۳
۱۳ آبان ۱۴۰۳
دلم میخواست وقتی اون آهنگه رو گذاشته بودن داد بزنم و باهاش بخونم، گریه کنم و با کلاف غمام انقدر ببافم تا تموم بشن ولی نمیشد
دلم میخواست اون سنگینیای که رو قلبم حس میکردم رو بالا بیارم ولی نمیتونستم
۱۳ آبان ۱۴۰۳
ولی وقتی داشتم برمیگشتم خونه و ابرارو دیدم انگار یکم بهتر شدم
نگاه کردم به آسمون و گفتم : میبینی منو دیگه خداجونم؟
۱۳ آبان ۱۴۰۳
۱۳ آبان ۱۴۰۳
۱۶ آبان ۱۴۰۳