eitaa logo
Journal Indexing
262 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
13 فایل
Journal Indexing in International Databases. @Indexing Tel: 09906063491 Email: @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">anoruzi@gmail.com https://eitaa.com/indexing
مشاهده در ایتا
دانلود
تأثیر رتبه «الف» مجلات بر جایگاه دانشگاه داشتن مجلات علمی با رتبه «الف» یا «بین‌المللی» در نظام‌های ارزیابی وزارتین علوم، بهداشت و پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC)، برای دانشگاه‌ها نوعی «سرمایه پژوهشی و هویتی» محسوب می‌شود. برای دانشگاه‌هایی که در حال تثبیت جایگاه خود در نظام علمی کشور هستند، برخورداری از مجلات «الف» و «بین‌المللی» پیامدهای مهم و راهبردی دارد: ۱. ارتقای جایگاه دانشگاه در ارزیابی‌های وزارتین عتف و بهداشت — مجلات «الف» و «بین‌المللی» شاخص مستقیم کیفیت پژوهش هستند. — افزایش امتیاز پژوهشی اعضای هیئت علمی به بهبود میانگین ارزشیابی پژوهشی دانشگاه منجر می‌شود. — دانشگاه در رتبه‌بندی‌های سالانه وزارتین علوم و بهداشت جایگاه بالاتری کسب می‌کند. ۲. افزایش اعتبار علمی دانشگاه در سطح ملی و بین‌المللی — دانشگاه دارای مجلات «الف» و «بین‌المللی» در شبکه علمی کشور و جهان معتبرتر دیده می‌شود. — همکاری با دانشگاه‌های بزرگ، انجمن‌های علمی و پژوهشگران مطرح تسهیل می‌شود. — دانشگاه قابلیت حضور پررنگ‌تری در سیاست‌گذاری‌های علمی کشور پیدا می‌کند. ۳. جذب دانشجویان تحصیلات تکمیلی و اعضای هیئت علمی توانمند — وجود مجلات معتبر نشان می‌دهد که دانشگاه ظرفیت پژوهشی بالاتری دارد. — دانشجویان دکتری و پژوهشگران توانمند تمایل بیشتری برای استقرار در دانشگاه نشان می‌دهند. — ظرفیت‌های پژوهشی دانشگاه گسترده‌تر می‌شود. ۴. افزایش احتمال دریافت گرنت‌ها و طرح‌های پژوهشی بزرگ — مؤسسات تأمین مالی، دانشگاه‌هایی را با ساختار نشر قوی‌تر در اولویت قرار می‌دهند. — مجلات «الف» و «بین‌المللی» نشان‌دهنده توان مدیریت پژوهش و کیفیت خروجی علمی دانشگاه است. — شانــس دانشگاه برای مشارکت در طرح‌های کلان ملی و بین‌المللی افزایش می‌یابد. ۵. تقویت برند دانشگاه و هویت پژوهشی آن — مجلات «الف» و «بین‌المللی» بخشی از «هویت علمی» دانشگاه محسوب می‌شوند. — در فضای رقابتی دانشگاه‌های منطقه، وجود مجلات معتبر باعث برتری نمادین و ادراکی دانشگاه می‌شود. — اثر آن بر برند دانشگاه و شناخته‌شدن دانشگاه در بدنه پژوهشی کشور بسیار بالا است. ۶. تسهیل فرایند بین‌المللی‌سازی دانشگاه — مجلات «الف» و «بین‌المللی» معمولاً استانداردهای بالاتری دارند و زودتر به پایگاه‌هایی مانند دواج، اسکوپوس و … راه می‌یابند. — این امر بیشترین اثر را در افزایش رؤیت‌پذیری و تاثیر پژوهشی و استنادی پژوهشگران و استادان دانشگاه در سطح بین‌المللی دارد. — استنادهای ملی و بین‌المللی دانشگاه بهبود می‌یابد. ۷. ارتقای ارزیابی گروه‌ها و دانشکده‌ها در داخل دانشگاه — وجود مجلات «الف» و «بین‌المللی» تأثیر مستقیمی بر عملکرد گروه‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه دارد. — امتیازات دانشکده‌ها، مدیران گروه‌ها، پژوهشگران و استادان افزایش می‌یابد. — در نهایت، جایگاه کلی دانشگاه ارتقا پیدا می‌کند. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
شرط الزامی انتشار یکی دو شماره به زبان انگلیسی به‌مثابه مانعی ساختاری برای نمایه‌سازی مجلات فارسی در اسکوپوس سیاست‌های نمایه‌سازی پایگاه‌های استنادی همچون اسکوپوس، که انتشار منظم بخشی از محتوا به زبان انگلیسی (زبان بین‌المللی علم) را به عنوان یک پیش‌شرط غیرصریح اما مؤثر قلمداد می‌کنند، در عمل به یک «معیار سلبی» تبدیل شده است. این رویکرد، که عمدتاً بر مبنای الزام به بیشینه‌سازی شاخص‌های کمّی نظیر تعداد استنادات، ضریب تأثیرگذاری پژوهشی و ضریب نفوذ بین‌المللی مجلات شکل گرفته، منجر به ایجاد یک «مانع ساختاری» در برابر مجلات علمی معتبری می‌شود که رسالت خود را انتشار دانش به زبان ملی (فارسی) تعریف کرده‌اند. در این پارادایم، الزام به انتشار یکی دو شماره به زبان انگلیسی، نه به عنوان شاخصی مکمل برای ارزیابی کیفی، بلکه به عنوان یک معیاری برای قابلیت رؤیت‌پذیری بین‌المللی آتی و فراهم کردن امکان استنادات آینده عمل می‌کند. در نتیجه، مجلات فارسی‌زبان (و غیرانگلیسی‌زبان)، صرف‌نظر از کیفیت محتوای علمی، دچار محدودیت ذاتی در رؤیت‌پذیری و مشاهده‌پذیری در اکوسیستم جهانی علم و پژوهش می‌شوند. این امر نه تنها تبعیضی نظام‌مند را علیه مجلات غیرانگلیسی‌زبان اعمال می‌کند، بلکه تنوع زبانی و بومی‌گرایی تولید علم و دانش در کشورهای غیرانگلیسی‌زبان را نیز به حاشیه می‌راند و در نهایت، شکافی عمیق‌تر بین مرکز و پیرامون در جغرافیای دانش جهانی ایجاد می‌نماید. یکی از مباحثی که در تاریخ علم همیشه برایم جذاب بود این است که در دورۀ رنسانس، جایگاه زبان‌های ملی تدریجاً از حاشیه به مرکز توجه فرهنگی و ادبی جابه‌جا شد. هرچند زبان لاتین همچنان به عنوان زبان رسمی علم، فلسفه و کلیسا برتری خود را حفظ کرده بود؛ اما نویسندگان و اندیشمندان بیشتری شروع به تألیف آثار ادبی، فلسفی و حتی علمی به زبان‌های محلی/ملی مانند ایتالیایی، فرانسوی، اسپانیولی، عربی و فارسی کردند. این حرکت نه تنها بر مبنای همگانی‌تر کردن دانش بود، بلکه نشان‌دهندۀ بیداری هویت‌های فرهنگی و ملی نیز محسوب می‌شد. انتشار کتاب پس از اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ، نقش کلیدی در گسترش زبان‌های ملی ایفا کرد، زیرا ناشران به سوی بازارهای گسترده‌تری از خوانندگان غیرلاتینی‌زبان روی آوردند. در نتیجه، رنسانس نه تنها تجدید نظری فکری، بلکه نقطۀ عطفی در تثبیت و ارتقای جایگاه زبان‌های ملی در چارچوب تمدن غربی محسوب می‌شود. به عنوان مشاور نمایه‌سازی مجلات فارسی‌زبان، هیچ‌وقت پیشنهاد نکردم و نمی‌کنم که تمامی مجلات علمی کشور به صورت انحصاری به زبان انگلیسی منتشر شوند؛ چرا که چنین رویکردی می‌تواند تهدیدی جدی برای حیات و گسترش زبان فارسی، محسوب شود. همچنین، نیازی نیست که تمامی مجلات ایرانی، صرف‌نظر از حوزۀ تخصصی و «مأموریت و رسالت علمی» خود، صرفاً با هدف نمایه‌شدن در پایگاه‌های مانند اسکوپوس تولید محتوا کنند. در واقع، سیاست‌گذاری‌های نادرست سطوح مختلف برنامه‌ریزی پژوهشی در کشور، از جمله تأکید زیاد بر نمایه شدن در پایگاه‌های بین‌المللی بدون توجه به رسالت و اهداف علمی، زبانی و فرهنگی داخلی، نقش مؤثری در تشدید این رویکرد داشته است؛ به طوری که مجلات ترویجی، مجلات فنی-صنعتی و نقد کتاب را هم از عرصۀ علمی کشور حذف کردند. چنین سیاست‌هایی نه تنها می‌تواند زمینۀ حاشیه‌نشینی زبان فارسی در فضای علمی کشور را فراهم آورد، بلکه ممکن است به مرور، قابلیت زبان ملی در بیان و انتقال دانش تخصصی و علمی در خیلی از علوم را تضعیف کند.
هر مجله علمی، فارغ از سطح ملی یا بین‌المللی بودن آن، باید مبتنی بر یک رسالت و مجموعه‌ای از اهداف علمی، فرهنگی و اجتماعی مشخص فعالیت کند. متأسفانه، در بسیاری از حوزه‌های پژوهشی کشور، به جای تمرکز بر شناسایی و حل مسائل واقعی و ذاتیِ حوزه، در طی چند دهۀ اخیر شاهد «مسئله‌سازی پژوهشی مصنوعی» بوده‌ایم؛ یعنی تولید پژوهش‌هایی که عمدتاً برای پاسخ به معیارهای کمّی سیاست‌گذاری‌های علمی (مانند تعداد مقالات، نرخ استناد یا نمایه‌سازی در پایگاه اسکوپوس) طراحی شده‌اند، نه برای پاسخ به نیازهای علمی، صنعتی، فرهنگی یا اجتماعی جامعه. این رویکرد سبب شده تا بسیاری از مجلات فاقد هویت علمی و جایگاه موضوعی مشخصی باشند و صرفاً به ابزاری برای ارتقاء و تسهیل انتشار مقالات کم‌عمق، ضعیف و بی‌بنیه تبدیل شوند. در مقابل، «مجله‌سازی» نباید به معنای ایجاد ساختارهای اداری و فرمالیستی بدون محتوای علمی باشد، بلکه باید مبتنی بر تعریف دقیق هویت موضوعی، جامعۀ هدف، چارچوب مفهومی و نقش/تأثیر اجتماعی مجله باشد. بنابراین، ضروری است که نه تنها مجلات موجود، بلکه هر مجلۀ جدیدی با تبیین شفاف رسالت، چشم‌انداز و اهداف علمی خود، متناسب با نیازهای اجتماعی، دانشگاهی، صنعتی و فرهنگی کشور، راه‌اندازی شود تا بتواند در مسیر تولید دانش کاربردی، توسعۀ زبان علمی فارسی و ارتقای کیفیت نظام پژوهشی سهم مؤثری داشته باشد. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
اهمیت سخن سردبیر یا یادداشت سردبیر سخن سردبیر یا یادداشت سردبیر (Editorial Note) بازتابی از دیدگاه‌های تحلیلی و سیاست‌های علمی سردبیر یا هیئت تحریریه درباره مسائل روز حوزۀ تخصصی مجله محسوب می‌شود. این بخش به وضوح نشان می‌دهد که سردبیر شخصیتی پویا، متفکر و درگیر با چالش‌های حوزۀ علمی است، نه اینکه به قول بزرگی «مجسمه‌ای» که صرفاً به صورت نمادین در صفحه اعضای هیئت تحریریه قرار گرفته باشد. از طریق این یادداشت، سردبیر نقش خود را به عنوان رهبر فکری، و علمی مجله ایفاء می‌کند و مسئولیت علمی و اجتماعی خود را در قبال جامعه پژوهشگران و خوانندگان اعلام می‌دارد. چنین رویکردی، هویت برند مجله را تقویت کرده و بستری برای گفتمان علمی فراهم می‌آورد. پی‌نوشت : عکس مجسمه/تندیس فردوسی در رم ایتالیا است. علیرضا نوروزی
مرکز تعالی نگارش علمی | مرکز تعالی انتشارات و مقالات علمی
مرکز تعالی نگارش علمی | مرکز تعالی انتشارات و مقالات علمی با توجه به ضرورت ارتقای کیفیت تولیدات علمی دانشگاهی و همچنین نیاز روزافزون به جهانی‌سازی پژوهش‌های تولید شده در دانشگاه، پیشنهاد می‌شود «مرکز تعالی انتشارات و مقالات علمی» تحت نظارت و هدایت معاونت محترم پژوهشی (یا مدیرکل محترم امور پژوهشی دانشگاه) تشکیل و فعایت نماید. این مرکز می‌تواند به عنوان یک واحد تخصصی، در جهت ارتقای استانداردهای نگارش علمی، افزایش سواد اطلاعاتی و پژوهشی پژوهشگران، و کمک به بین‌المللی‌سازی مقالات دانشگاه فعالیت کند. برای دستیابی به این اهداف، پیشنهاد زیر ارائه می‌شود. یک. تشکیل کارگروهی از استادان و متخصصان خبره در حوزه‌های زیر: الف. نوشتن مقاله علمی (Academic Writing): استادانی که سابقۀ خوبی در انتشار مقالات در مجلات معتبر بین‌المللی دارند و می‌توانند به صورت کارگاهی یا مشاوره‌ای، پژوهشگران را در فرایند نگارش، بازنویسی و ارسال مقاله یاری کنند. ب. زبان انگلیسی علمی-دانشگاهی (Academic English): استخدام چند تن از استادان برجسته و متخصص در زبان انگلیسی دانشگاهی که بتوانند به ارتقای زبان علمی، ساختار منطقی متن، انتخاب واژگان تخصصی مناسب، و رعایت استانداردهای بین‌المللی در نگارش کمک کنند. ج. گروه روش تحقیق: حضور استادانی که در زمینه‌های مختلف روش‌شناسی پژوهش (کمّی، کیفی، آمیخته و غیره) تخصص داشته باشند، به منظور تقویت پایه‌های روش‌شناختی مقالات و جلوگیری از ضعف‌های روش‌شناختی که یکی از شایع‌ترین دلایل رد مقالات در مجلات معتبر است. دو. برگزاری کارگاه‌های آموزشی مداوم در قالب‌های مختلف: - کارگاه‌های عملی مقاله‌نویسی (از ایده‌پردازی تا ارسال نهایی) - کارگاه‌های ویرایش زبانی و سبک نگارش - کارگاه‌های آشنایی با نرم‌افزارهای ارجاع‌دهی، و مدیریت منابع و مآخذ سه. ارائه خدمات مشاوره‌ای مستمر به پژوهشگران و استادان دانشگاه ارائه خدمات مشاوره‌ای مستمر به پژوهشگران و استادان، به ویژه پژوهشگران جوان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی، که در فرایند تبدیل نتایج پژوهشی به مقالات قابل انتشار با چالش‌هایی مواجه هستند، نیز ضروری است. تأسیس چنین مرکزی نه‌تنها به ارتقای کمّی و کیفی مقالات علمی دانشگاه کمک می‌کند، بلکه می‌تواند جایگاه علمی دانشگاه را در نظام‌های رتبه‌بندی بین‌المللی تقویت کرده و پیوند پژوهش‌های داخلی را با جامعۀ علمی جهانی تثبیت نماید. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
راهنمای تنظیم تاریخچه مقاله: تاریخ دریافت، بازنگری، پذیرش و انتشار مقاله در راستای هماهنگی با استانداردهای بین‌المللی و همچنین سازگاری با ساختار زمانی رایج در ایران، پیشنهاد می‌شود که تاریخ‌های ثبت‌شده در بخش «تاریخچه مقاله» به‌گونه‌ای تنظیم شود که هم از نظر زمانی منطقی و قابل دفاع باشد و هم با سال میلادی متناظر همخوانی داشته باشد. به طور خاص، در مورد مجلات فارسی‌زبان که بر اساس تقویم شمسی عمل می‌کنند، تاریخ انتشار برخط مقاله معمولاً باید در بازۀ زمانی اول تا هشتم/نهم فصل شمسی (مثلاً فصل اول یکم تا نهم فروردین) قرار گیرد تا با سال میلادی مربوطه همخوانی و تطابق داشته باشد. بر این اساس، در صورتی که «تاریخ انتشار» مقاله به صورت «۹ فروردین ۱۴۰۵» در نظر گرفته شود، سایر تاریخ‌های فرایند داوری باید به صورت زیر تنظیم شوند: -- تاریخ پذیرش: حداقل دو هفته تا یک ماه قبل از تاریخ انتشار، به‌گونه‌ای که زمان کافی برای صفحه‌آرایی و آماده‌سازی نهایی مقاله فراهم آمده باشد. -- تاریخ بازنگری/ویرایش: حداقل دو هفته تا یک ماه قبل از تاریخ پذیرش، زمانی که نویسنده نسخۀ نهایی مقاله (پس از اعمال نظرات داوران) را به مجله ارسال کرده است (فرض این است که گاهی نسخه نهایی به استحضار داوران محترم هم رسانیده می‌شود). -- تاریخ دریافت: حداقل دو تا سه ماه قبل از تاریخ بازنگری، به‌گونه‌ای که فرایند داوری و ویرایش در چارچوب زمانی معقولی انجام شده باشد. در مواردی که مجله به صورت منظم و به‌روز عمل نمی‌کند، توصیه می‌شود که این تاریخ‌ها به صورت دستی و با رعایت توالی منطقی فوق تنظیم شوند. پس از به‌روزرسانی سامانۀ مجله، این تاریخ‌ها می‌توانند با داده‌های واقعی فرایند داوری همخوانی پیدا کنند. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
واکنش نهادی-دانشگاهی به سوءاستفاده از هوش مصنوعی در ارزشیابی دانشگاهی دانشگاه یانسه (Yonsei University) یک دانشگاه پژوهشی خصوصی در سئول، کره جنوبی است. خبر مربوط به دانشگاه یانسه دربارۀ سوءاستفاده از هوش مصنوعی در دوره‌های امتحانی و لغو نتایج یا سلب اعتبار از برخی آثار دانشجویی، بیشتر یک اقدام پیشگیرانه و واکنش نهادی به یک چالش جدی در محیط‌های دانشگاهی محسوب می‌شود. در سال‌های اخیر، به ویژه پس از گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، سؤالات اخلاقی و آموزشی متعددی دربارۀ سوءاستفاده از هوش مصنوعی در محیط‌های دانشگاهی مطرح شده است. دانشگاه‌های مطرح جهان، از جمله مؤسساتی در ایالات متحده، استرالیا، انگلستان، کانادا و کره جنوبی، به طور فزاینده‌ای در حال تصویب سیاست‌هایی برای تنظیم استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای یادگیری و ارزشیابی هستند. بنابراین، واکنش دانشگاه یانسه در این زمینه، بخشی از یک روند جهانی گسترده است. اگرچه انتشار چنین خبری ممکن است به طور موقت توجه رسانه‌ها را جلب کند، اما مضمون آن مرتبط با بحث‌های بنیادین دربارۀ اخلاق دیجیتال، ارزشیابی عادلانه، و نقش هوش مصنوعی در آموزش عالی است، موضوعاتی که در همایش‌ها، مجلات علمی و سیاست‌گذاری‌های دانشگاهی جهان مورد بحث جدی قرار گرفته‌اند. بنابراین، این خبر بیشتر نشان‌دهندۀ حساسیت نهادی این دانشگاه به یک چالش واقعی و فزاینده است؛ وگرنه این دانشگاه با 82 مقاله سلب اعتبار شده در پایگاه (https://retractiondatabase.org )، تعداد مقالات سلب اعتبار شده‌اش کمتر از برخی دانشگاه‌های ماست. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
الزام درج شناسه اورکید نویسندگان در سامانه سیناوب برای تضمین درج شناسه یکتا و شناسایی صحیح مشخصات پژوهشگران، الزام درج شناسه اورکید (ORCID) در فرایند ثبت‌نام و ارسال مقاله ضروری است. مراحل پیکربندی این الزام در سامانه سیناوب به شرح زیر است: مرحله اول. ورود به بخش مدیر سامانه (System Admin) پس از ورود به بخش مدیر سامانه، به انتهای «صفحه اختصاصی مدیر سامانه» رجوع کنید. در انتهای منوهای موجود در «صفحه اختصاصی مدیر سامانه» روی گزینه «تنظیمات فرم ثبت‌نام» کلیک نمایید تا فیلدهای ثبت‌نام فعال شود. مرحله دوم. تنظیم فیل اورکید به صورت اجباری فیلد «شناسه پژوهشگر» (ORCID) را برای نویسنده مسئول به عنوان فیلد «اجباری» تنظیم نمایید. همچنین، فیلد «شناسه پژوهشگر (ORCID) [نویسندگان همکار]» را برای سایر نویسندگان مقاله نیز به صورت اجباری قرار دهید. با انجام این مراحل، نویسندگان هنگام ثبت‌نام و ارسال مقاله ملزم خواهند بود تا شناسه پژوهشگری اورکید خود و نویسندگان همکار را به صورت دقیق وارد نمایند. این اقدام ضمن تقویت اعتبار علمی مقالات و مجله، امکان ردیابی دقیق‌تر آثار علمی و پیوند آنها با پروفایل‌های جهانی را فراهم می‌آورد. در ضمن، یکی از ضروریات پایگاه دواج هم درج شناسه اورکید پژوهشگران است. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
تبعات انتشار مقالات ضعیف و بی‌کیفیت همایش‌ها در مجلات علمی انتشار مقالات ضعیف و بی‌کیفیتِ ارائه‌شده در همایش‌ها، چه به صورت چکیده مقالات همایش (Conference Proceedings) و چه با سوءاستفاده از فرایند داوری و همترازخوانی برای تبدیل شدن به مقاله مجله، می‌تواند پیامدهای جدی برای نظام انتشارات علمی، به ویژه مجلات معتبر نمایه شده در اسکوپوس داشته باشد. این پیامدها در سطوح مختلفی از جامعۀ علمی، سیاست‌گذاری و اعتماد عمومی نمود پیدا می‌کنند: یک. تضعیف اعتبار علمی مجلات مجلات علمی معتبر بر پایۀ استانداردهای شفافیت، داوری سخت‌گیرانه و گزینش محتوای باکیفیت ارزیابی می‌شوند. پذیرش مقالاتی که ذاتاً برای فضای همایشی طراحی و آماده شده‌اند، بدون داوری و بدون بازنگری و تجدیدنظر عمیق، منجر به کاهش کیفیت علمی چرخۀ نشر مجلات می‌شود. این امر به تدریج اعتماد خوانندگان، پژوهشگران، دانشگاه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی نمایه‌سازی و سیاست‌گذاران علمی را نسبت به مجلات از دست می‌دهد. دو. تضعیف معیارهای نمایه‌سازی و رتبه‌بندی مجلات پایگاه‌های اطلاعاتی نمایه‌سازی استنادی مانند اسکوپوس و حتی نمایه‌های استنادی ملی، معیارهایی برای حفظ استاندارد کیفی مجلات دارند. افزایش نرخ پذیرش مقالات ضعیف و بی‌کیفیت، به ویژه از همایش‌های بدون داوری یا با داوری نمادین و صوری، می‌تواند منجر به هشدار، کاهش رتبه یا حتی حذف مجله از پایگاه‌های استنادی معتبر شود. سه. ریسک حقوقی و اخلاقی در بسیاری از موارد، مقالات همایشی بدون ذکر منبع یا اصلاحات جدی دوباره در مجله منتشر می‌شوند که این امر به راحتی به عنوان خود-سرقت ادبی یا نقض اخلاق نشر در نظر گرفته می‌شود. این رفتار، اعتبار و جایگاه علمی مجله، برند مجله، و حیثیت حرفه‌ای اعضای هیئت تحریریه را به خطر می‌اندازد. چهار. گسترش فرهنگ «انتشار‌محوری» به جای «دانش‌محوری» پذیرش مقالات همایشی بدون رعایت معیارهای علمی دقیق به صورت سهل‌گیرانه، زمینه‌ساز فرهنگی می‌شود که در آن پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی بیش از آنکه به دنبال ارتقای کیفیت دانش و پیشبرد علم باشند، بر افزایش کمّی تعداد مقالات تمرکز می‌کنند. چنین رویکردی، نظام پژوهشی کشور را از هدف بنیادین خود، یعنی تولید دانش معتبر، موثق، نوآورانه و تأثیرگذار، منحرف می‌سازد. این امر گاه به حدی می‌رسد که برخی از اعضای هیئت علمی که درخواست ارتقای مرتبۀ علمی (مانند دانشیاری و استادی) می‌دهند، فاقد سابقۀ پژوهشی معتبر و قابل قبولی در سطح ملی یا بین‌المللی هستند. پنج. افزایش آلودگی اطلاعات شکل‌گیری «زبالۀ علمی» یا «آلودگی علمی» در پایگاه‌های اطلاعاتی، باعث اتلاف وقت، انرژی و منابع در جستجو، مرور پیشینۀ پژوهش و استنادات می‌شود. پژوهشگران و دانشجویان به ناچار وقت بیشتری را صرف فیلتر کردن محتوای نامعتبر و آلوده می‌کنند که این امر، بهره‌وری علمی آنها را کاهش می‌دهد. نتیجه‌گیری انتشار مقالات ضعیف و بی‌کیفیت همایش‌ها در مجلات علمی، تنها یک اشتباه فنی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از نابسامانی در اکوسیستم انتشارات علمی است. مجلات معتبر با حفظ استقلال و ارزش‌های حرفه‌ای داوری، تعیین ضوابط شفاف برای تبدیل محتوای همایشی به مقالۀ مجله، و مقاومت در برابر فشارهای کمّی، می‌توانند از این تهدید در امان بمانند. در غیر این صورت، خطر کاهش ارزش واقعی اعتبار مجلات و کاهش هرچه بیشتر اعتماد عمومی نسبت به مجلات علمی، ناگزیر خواهد بود. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
افول تک‌نویسندگی در اکوسیستم علمی معاصر در طول چند دهۀ اخیر، ساختار تولید علم و نویسندگی دستخوش تحولات گسترده‌ای شده است؛ از جمله مهمترین این تحولات، گرایش روزافزون به پژوهش‌های تیمی، گروهی، و بین‌رشته‌ای است. در این میان، جایگاه نویسندگی تک‌نفره/تک‌نویسندگی، به عنوان الگویی کلاسیک در تولید علم، به تدریج با تغییرات ساختاری همراه بوده و در بسیاری از حوزه‌های علمی، سهم آن در مجموعۀ آثار منتشرشده کاهش چشمگیری یافته است. با این حال، این کاهش به صورت یکنواخت در میان رشته‌ها توزیع نشده و نشان‌دهندۀ تفاوت‌های عمیق در فرهنگ پژوهشی، روش‌شناسی و سازوکارهای ارزیابی علمی میان حوزه‌های مختلف علوم است. نویسندگی تک‌نفره، که در گذشته به ویژه در حوزه‌های ادبیات و علوم انسانی رایج‌تر بود، امروزه همچنان به عنوان شاخصی از استقلال فکری، تخصص عمیق و مسئولیت علمی نویسنده در نظر گرفته می‌شود. با وجود این، در بسیاری از حوزه‌های علوم طبیعی-تجربی، پزشکی و مهندسی، پیچیدگی فزایندۀ پژوهش، نیاز به تجهیزات پیشرفته، دسترسی به داده‌های گسترده و الزام همکاری بین‌رشته‌ای، موجب شکل‌گیری الگوهای انتشار مبتنی بر همکاری تیمی شده است. این تحولات، پرسش‌های مهمی را دربارۀ کیفیت علمی، تأثیر پژوهشی-استنادی و جایگاه آثار تک‌نفره در زیست‌بوم علمی معاصر مطرح کرده است. در این راستا، بررسی روندهای بلندمدت نویسندگی تک‌نفره در رشته‌های مختلف، نه تنها به درک بهتر تحولات ساختاری در تولید علم کمک می‌کند، بلکه امکان ارزیابی تفاوت‌های فرهنگی و روش‌شناختی میان حوزه‌های علمی را فراهم می‌آورد. در این میان، دکتر محمدامین عرفان‌منش‌‌ و مهسا ترابی در پژوهشی با عنوان «نویسندگی تک‌نفره در رشته‌های مختلف: روندهای بلندمدت و تأثیر استنادی» با استفاده از داده‌های پایگاه InCites شرکت کلاریویت آنالیتیکس، بیش از ۷۱ میلیون مقالۀ منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده تا روندهای بلندمدت نویسندگی تک‌نفره و تأثیر استنادی آنها را تحلیل نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد که سهم مقالات تک‌نفره به طور چشمگیری از ۲۹٫۷ درصد در دورۀ ۲۰۰۰–۲۰۰۴ به ۱۷٫۸ درصد در دورۀ ۲۰۲۰–۲۰۲۴، کاهش یافته است؛ و تفاوت‌های قابل‌توجهی در میان رشته‌های مختلف مشاهده می‌شود. رشته‌هایی مانند مهندسی (۸۴٫۲٪–)، علوم مواد (۸۳٫۹٪–) و شیمی (۸۲٫۴٪–) بیشترین کاهش را تجربه کرده‌اند؛ در حالی که ادبیات و زبان (۱۰٫۲٪–)، تاریخ و باستان‌شناسی (۱۳٫۶٪–)، و هنر و علوم انسانی (۱۴٫۳٪–) کمترین کاهش را نشان داده‌اند. بر اساس تمام معیارهای مورد بررسی، مقالات تک‌نفره به طور مداوم کمتر استناد شده‌اند، کمتر در مجلات با ضریب چارک بالا منتشر شده‌اند و کمتر در میان آثار پُراستناد دیده شده‌اند. حتی پس از استفاده از شاخص‌های نرمال‌شده بر اساس رشته و مجله، تأثیر استنادی مقالات تک‌نفره به طور چشمگیری پایین‌تر از مقالات چندنفره باقی مانده است. در مجموع، یافته‌ها اهمیت فزایندۀ پژوهش مشارکتی و تیمی را در افزایش رؤیت‌پذیری، نفوذ و تأثیر علمی برجسته می‌سازد. این پژوهش با هدف تحلیل تفاوت رشته‌ای در سهم نویسندگی تک‌نفره و تأثیر آن بر معیارهای علمی، به ویژه استناد، طراحی شده است تا ابعاد کمی و کیفی این پدیده را در بازه زمانی گسترده‌ای از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ روشن سازد. نتایج پژوهش، اهمیت روزافزون تحقیقات مشارکتی و تیمی را در افزایش رؤیت‌پذیری، ضریب نفوذ و تأثیرگذاری علمی و استنادی برجسته می‌کند. چنین تحلیلی می‌تواند زمینه‌ساز بازنگری در سیاست‌های ارزیابی پژوهش، معیارهای ارتقای علمی و تعریف مجدد «تأثیر علمی» در حوزه‌های مختلف باشد. Reference: Erfanmanesh, M., & Torabi, M. (2025). Solo-Authorship Across Disciplines: Long-Term Trends and Citation Impact. The Serials Librarian, 1–11. https://doi.org/10.1080/0361526X.2025.2603284 علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing
پایگاه اطلاعاتی اگریس (AGRIS): قابلیت خروجی خاص اگریس در سیناوب سامانه مدیریت نشریات سیناوب به عنوان یکی از زیرساخت‌های بومی و کارآمد مجلات علمی در ایران، مجموعه‌ای از استانداردهای بین‌المللی انتشار، ذخیره‌سازی و تبادل فراداده‌ها را پشتیبانی می‌کند. یکی از قابلیت‌های ارزشمند این سامانه، امکان تولید خروجی سازگار با پایگاه بین‌المللی اگریس است. اگریس به عنوان یکی از مهمترین پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر در حوزه‌های: علوم کشاورزی، دامداری، دامپروری، محیط‌زیست، جغرافیای طبیعی، جنگلداری، شیلات، توسعه روستایی، زیست‌شناسی، تغذیه، امنیت غذایی، سیستم‌های غذایی، تولید دام، منابع طبیعی و موضوعات مرتبط، نیازمند داده‌های کتابشناختی ساختارمند بر اساس استانداردهای دوبلین کور در قالب ایکس‌ام‌ال مبتنی بر فرمت خاص اگریس است. سیناوب با ارائه خروجی استاندارد، این امکان را برای مجلات فراهم می‌کند که بدون نیاز به فرایندهای فنی پیچیده، داده‌های کتابشناختی مقالات خود را مطابق با ساختارهای مورد قبول اگریس آماده و ارسال کنند. این قابلیت نه تنها فرایند نمایه‌سازی در اگریس را تسهیل و تسریع می‌کند، بلکه باعث افزایش رؤیت‌پذیری مقالات، بهبود استنادات، گسترش دامنۀ مخاطبان و ارتقای جایگاه علمی مجلات در عرصۀ بین‌المللی می‌شود. برای مجلات حوزه‌های کشاورزی، محیط‌زیست، منابع طبیعی و علوم مرتبط، بهره‌گیری از این خروجی سیناوب یک مزیت رقابتی مهم بشمار می‌آید. در یکی از ملاقات‌هایی که با نماینده اگریس داشتم، فرمودند که در بین سامانه‌های ایرانی، خروجی سامانه سیناوب با پایگاه اگریس میان‌کنش‌پذیری و سازگاری بیشتری دارد. اگریس وابسته به سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، یکی از مهمترین پایگاه‌های اطلاعاتی بین‌المللی در حوزه‌های علوم کشاورزی، علوم طبیعی و موضوعات مرتبط، بشمار می‌آید. این پایگاه با هدف ارتقای دسترسی آزاد به دانش علمی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران و مؤسسات علمی در سطح جهان ایجاد شده است. در این راستا، مجلات علمی فعال در حوزه‌های یاد شده در صورت تمایل به نمایه‌سازی در پایگاه اگریس، می‌توانند از همکاری و حمایت تیم نمایه‌سازی ما بهره‌مند شوند. هماهنگی و رایزنی‌های لازم با نمایندگان رسمی پایگاه اگریس-فائو به منظور تسهیل فرایند نمایه‌سازی و افزایش نمایانی بین‌المللی نشریات انجام خواهد شد. علیرضا نوروزی مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی 🆔 @Indexing